در حافظه موقت ذخیره شد...
فیلترهای روشن سیگار جان دختر همسایه را گرفت
به گزارش «ایران»، چندی قبل خبر آتشسوزی در یکی از واحدهای برجی در غرب تهران به امدادگران اعلام شد. پس از خاموش کردن آتش مشخص شد دختر جوان ساکن در واحد مجاور این آپارتمان بر اثر استنشاق دود ناشی از آتشسوزی جانش را از دست داده است.
خانواده دختر جوان نیز با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران شکایت خود را ثبت کردند و مدعی شدند این آتشسوزی عمدی بوده است. خانواده این دختر گفتند:« مستأجر واحدی که دچار آتشسوزی شد پسر جوانی به نام آریاست و دختری به نام شقایق هم به خانهاش رفت و آمد داشت. آریا با مالک و مدیر ساختمان مشکل داشت. گاهی هم صدای دعوا و درگیری آریا و شقایق را شنیده بودیم روز حادثه هم همسایهها شقایق را در ساختمان دیده بودند.»
با اظهارات خانواده دختر جوان تحقیقات به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی آغاز شد. کارشناسان آتشنشانی هم اعلام کردند که حریق عمدی بوده است و همین موضوع دست داشتن دختر و پسر جوان در این ماجرا را پررنگ و بازپرس جنایی دستور بازداشت آنها را صادر کرد. تا اینکه چند روز قبل شقایق بازداشت و مدعی شد که در این ماجرا نقشی ندارد و روز حادثه هم از طریق همسایهها از جریان آتشسوزی با خبر شده و خود را به آنجا رسانده است.
اما دوربینها نشان میداد که دختر جوان قبل از آتشسوزی وارد برج شده است. با مدارک بهدست آمده بار دیگر تحقیقات از دختر جوان ادامه یافت و وی اعتراف کرد ناخواسته باعث آتشسوزی شده است.
از ترسم فرار کردم
دختر جوان در تشریح ماجرا گفت: «قصدم آتش زدن خانه نبود. من و نامزدم اختلاف داشتیم. وقتی فهمیدم قرارداد خانه را فسخ کرده عصبانی شدم. به آنجا رفتم و دیدم بیشتر وسایلش را جمع کرده و برده است از روی عصبانیت شروع به کشیدن سیگار کردم. 5 یا 6 نخ سیگار کشیدم و فیلترها را بدون اینکه خاموش کنم، روی تشک تخت خواب انداختم. با بوی سوختگی به خودم آمدم که تشک آتش گرفته بود و شعلههای آتش زبانه میزد. از ترسم خانه را ترک کردم.
چرا به آتشنشانی خبر ندادی؟
چون با آریا اختلاف داشتم و از هم جدا شده بودیم او باورش نمیشد که من بدون قصد و نیت آنجا را آتش زده باشم. به همین دلیل بلافاصله آپارتمان را ترک کردم اما انگار همسایهها مرا دیده بودند.
می دانستی این کار تو باعث مرگ یک دختر جوان شد؟
باور کنید از وقتی فهمیدم عذاب وجدان لحظهای رهایم نکرده است. اصلاً باورم نمیشود یک لحظه عصبانیت و کاری که ناخواسته انجام دادم جان یک انسان بیگناه را گرفته باشد و حالا من قاتل شدهام.
چرا روز حادثه به آنجا رفته بودی؟
ما خانه را باهم اجاره کردیم و قرار بود که آنجا زندگی کنیم. اما روز به روز اختلافات ما بیشتر میشد آریا گفت باید نامزدی را به هم بزنیم بعد هم پیام داد که من وسایلم را از خانه بردهام و تو هم به آنجا برو و وسایلت را بردار. قرارداد را فسخ کردهام. صاحب خانه، منتظر است تا خانه تخلیه شود و پول پیش پرداخت خانه را برگرداند.

