انـکار سرقت‌های میلیاردی از خانه‌های جنوب شهر

گروه حوادث/ کامران علمدهی: ۳ عضو یک باند سرقت که به اتهام دستبرد میلیاردی به ۵ خانه پای میز محاکمه ایستاده بودند در حالی منکر اتهامات خود شدند که عضو چهارم این باند هنوز متواری است.

به گزارش «ایران» اواسط اسفند سال 1403 خبر سرقت از 5 خانه در دو روز به پلیس اعلام شد و شاکی‌ها گفتند که بین ساعت 8 تا 10 شب و در زمانی که در منزل نبودند از منزل شان سرقت میلیاردی شده است.
با این اظهارات مأموران تحقیقات شان را شروع کردند و چند روز بعد 3 متهم حین سرقت از یک خانه دستگیر شدند اما یکی از آنها که به عنوان راننده مقابل در کشیک می‌داد متواری شد.
با دستگیری متهمان آنها تحت بازجویی قرار گرفتند اما مدعی شدند نقشی در سرقت‌های قبلی نداشتند.
با این حال اسناد و مدارک موجود نشان داد آنها سارقان سریالی خانه هستند و با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه یکی از شاکی‌ها به جایگاه رفت و گفت: «حوالی ساعت 8 شب با همسرم از خانه بیرون رفتیم و 2‌ساعت بعد برگشتیم. به محض ورود به خانه متوجه شدیم که قفل در شکسته و همه وسایل خانه به هم ریخته بود. من در خانه 8 عدد سکه بهار آزادی، 12 عدد سکه پارسیان، 12 النگو، 2 دستبند سنگین، 2 سرویس طلای کامل، 2‌دست نیم ست، 3 حلقه برلیان، 5 انگشتر، گوشواره، 3‌ساعت گرانقیمت، تلویزیون 60 اینچ، گیتار، دستگاه فرز و مقداری هم پول نقد داشتم چون به تازگی خودروام را فروخته بودم که همه به سرقت رفت.»
قاضی سؤال کرد: «این اموال کجا بود؟»
شاکی گفت: «بین رختخواب‌ها داخل کمد.»
پس از آن شاکی دیگری به جایگاه رفت و گفت: «من خانه پسرم بودم که در طبقه اول ساختمان است و سارقان به طبقه دوم رفته بودند و با شکستن در گاوصندوق حدود 600 گرم طلاهایم را بردند. آنها حلقه نامزدی‌ام را هم که سال 1359 به قیمت هزار تومان خریده بودم سرقت کردند.»
در ادامه این جلسه شاکی بعدی به قضات گفت: «از سال‌ها پیش با پس‌اندازم ذره ذره طلا خریده بودم تا برای مادرم خانه‌ای بخرم اما سارقان همه طلاهایم را بردند. 3‌‌سرویس طلا داشتم که در آن زمان حدود یک‌ونیم‌میلیارد تومان قیمت داشت. 5 گوشواره و 3‌دستبند و النگو و 10 انگشتر و پلاک سنگین وزنی که حدود 60 گرم وزن داشت. علاوه بر آن 4 زنجیر، 4 آویز به علاوه 30 میلیون تومان پول نقد و 300 دلار ارز هم بود.»
شاکی چهارم هم به قضات گفت: «من خانه نبودم و پسرم وقتی به خانه برگشته بود جلوی در راهرو با سارقان مواجه شده بود و آنها او را تهدید کرده بودند که اگر مانع رفتنشان شود او را می‌زنند. از خانه من حدود 26 هزار دلار و 40 میلیون تومان پول نقد سرقت کرده بودند. در ضمن آنها از خانه یک فوتبالیست زن هم سرقت کرده بودند که رضایتش را گرفته بودند و حالا او به عنوان شاکی در دادگاه حضور ندارد.»
پنجمین شاکی هم به قضات گفت: «همسایه‌ها سارقان را دیده بودند. آنها به این شیوه سرقت می‌کردند که یکی از آنها در یک خودروی النترا که پلاکش هم جعلی بود جلوی در کشیک می‌داد و 3 نفر دیگر سرقت می‌کردند.»
بعد از اظهارات شاکی‌ها نوبت به متهمان رسید. اولین متهم به جایگاه رفت و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم. شاکی‌ها مدعی‌اند که دوربین‌ها تصاویر ما را نشان داده در حالی که اصلاً تصاویر دوربین‌ها واضح نیست. ما آن شب به خاطر بی‌پولی تصمیم گرفتیم سرقت کنیم که دستگیر شدیم. خانه شاکی‌ها همه در نازی آباد و خانی آباد بوده در حالی که ما برای کارمان اصلاً به آنجا نرفته بودیم.»
قاضی پرسید: «سابقه داری؟»
متهم گفت: «یک سابقه موبایل قاپی دارم و 3سال و یک روز هم حبس کشیدم.»
پس از آن دو متهم دیگر هم یک به یک به جایگاه رفتند و با رد اتهام شان گفتند: «اگر در تصاویر دوربین‌ها ثابت شد که ما در لحظه سرقت آنجا بودیم ما همه سرقت‌ها را می‌پذیریم اما ما سارق خانه‌ شاکی‌های این پرونده‌ها نیستیم.»
قاضی پرسید: «با خودتان چاقو می‌بردید یا سلاح دیگری؟»
یکی از متهمان گفت: «ما قبول داریم که سابقه‌داریم و قبلاً هم سرقت کرده بودیم اما برای خودمان چارچوب‌هایی هم داریم و می‌دانیم که مجازات همراه داشتن سلاح در سرقت چقدر زیاد است به همین خاطر هیچوقت مسلح نمی‌رفتیم.»
قاضی پرسید: «کجا باهم آشنا شدید؟»
متهمان گفتند: «در باشگاه ورزشی و چون همه ما مشکل مالی داشتیم تصمیم گرفته بودیم با این کار بخشی از مشکلات مان را حل کنیم. شاکی‌ها مدعی‌اند ما با خودروی النترا سرقت می‌کردیم در حالی که همه ما و خانواده‌هایمان هم اگر پول‌هایمان را روی هم بگذاریم نمی‌توانیم چنین خودرویی بگیریم.»
با پایان اظهارات متهمان قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
 
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و سه
 - شماره نه هزار و هفتاد و سه - ۲۳ تیر ۱۴۰۵