دستگیری پسری که همکار مادرش را کشت

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ راز قتل پسر جوانی که در یکی از خیابان‌های غرب تهران به قتل رسیده بود پس از دو هفته با اعترافات زن میانسال فاش شد. 
به گزارش «ایران»، شامگاه 6 تیر چند رهگذر در یکی از خیابان‌های محدوده شهرک غرب تهران صدای فریادهای زنی میانسال را شنیدند که از سرقت گوشی تلفن همراهش خبر می‌داد و از مردم کمک می‌خواست. وقتی رهگذران به طرف او رفتند پسر جوانی که کنار زن میانسال بود را محاصره کردند تا فرار نکند اما در همین موقع پسر جوان از سوی یکی از حاضران با ضربات چاقو به قتل رسید و زن میانسال نیز ناپدید شد. با اعلام ماجرا به پلیس، تیم تحقیق راهی محل شد. بررسی‌های اولیه وقوع سرقت را تأیید نکرد و در تحقیق از حاضران نیز مشخص شد هیچ کدام از آنها متوجه نشده‌اند که چه کسی پسر جوان را به قتل رسانده است.

فرضیه انتقام‌گیری
با شناسایی هویت مقتول مشخص شد وی شایان نام داشته و در یکی از رستوران‌های همان منطقه کار می‌کرده و هیچ سابقه کیفری نیز ندارد. در ادامه تحقیقات هویت زن میانسال نیز شناسایی شد. وقتی مأموران به سراغ او رفتند وی همان سناریوی سرقت را مطرح و بیان کرد که مقتول را نمی‌شناخته است. با این حال کارآگاهان دریافتند وی در همان رستورانی کار می‌کرده که مقتول نیز آنجا مشغول به کار بوده است. بنابراین تناقض‌گویی‌های زن میانسال و برخی اسناد و مدارک این احتمال را مطرح کرد که زن میانسال موضوع مهمی را مخفی می‌کند. با دستور بازداشت زن میانسال، سرانجام وی مجبور به اعتراف شد و گفت: «مدت‌هاست که با شوهرم اختلاف دارم و همین مسأله باعث شد که با شایان رابطه پنهانی برقرار کنم. او از من کوچکتر بود و قرار شد که این ماجرا مخفی بماند اما کم‌کم همکارانم در رستوران متوجه دوستی ما شدند و من که آبرویم را در خطر می‌دیدم به شایان گفتم بهتر است این ارتباط را پایان دهیم. اما او زیر بار نمی‌رفت وقتی اصرارهای مرا دید، تهدیدم کرد که موضوع را به شوهرم می‌گوید بعد هم شماره همسرم را پیدا کرد و پیام‌هایی به او ارسال کرد. وقتی شوهرم مرا مؤاخذه کرد گفتم شایان چون رقیب کاری من است می‌خواهد با این حرف‌ها آبروی مرا ببرد تا مرا اخراج کنند. همسرم هم حرف‌هایم را باور کرد اما پسرم پیگیر ماجرا شد.»

قرار مرگبار
زن میانسال گفت: «پسرم روز حادثه مرا مجبور کرد که با شایان قرار ملاقات بگذارم. من به اصرار او به محل قرار رفتم و پسرم در چند متری ما پشت درختی مخفی شد. من باز هم به شایان گفتم دست از سر من بردارد اما او قبول نکرد بعد به زور گوشی‌ام را گرفت تا با تلفن خودم به شوهرم پیام دهد. من هم برای اینکه گوشی را از دست او بگیرم فریاد زدم: دزد دزد، گوشی‌ام را بده. با فریادهای من مردم دورمان جمع شدند و پسرم هم از شلوغی استفاده کرد و شایان را با چاقو زد. بعد هم فرار کرد و در این مدت در خانه یکی از اقوام مخفی شده بود.»
با اعتراف زن میانسال، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شده و متهم را بازداشت کردند. پسر جوان در تحقیقات اظهارات مادرش را تأیید کرد. وی به اتهام قتل عمد به دستور بازپرس جنایی بازداشت و در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و دو
 - شماره نه هزار و هفتاد و دو - ۲۲ تیر ۱۴۰۵