چرا غرب به میلیون‌ها سوگوار آیت‌الله خامنه‌ای احترام نمی‌گذارد؟

لحظه اسطوره‌ای یک ملت

حمید دباشی
استاد مطالعات ایران و
ادبیات تطبیقی ​​در دانشگاه کلمبیا

همزمان با برگزاری مراسم تشییع پیکر آیت‌الله علی خامنه‌ای در ایران و عراق یک سؤال اساسی مطرح است: چه چیزی به یک مستعمره‌نشین اروپایی این جسارت، ابتذال و بی‌رحمی را می‌دهد که بر فراز قلمرو یک ملت مستقل پرواز کند و رهبر معظم آن را  ترور کند؟
توطئه اسرائیل برای ترور آیت الله خامنه‌ای - که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا را با وجود مخالفت شدید آمریکایی‌ها با جنگ علیه ایران، فریب داد تا به آن بپیوندد - تنها آخرین اقدام در یک سنت طولانی و خونین بود، همان‌طور که در رساله پرطمطراق رونن برگمن با عنوان «برخیز و اول بکش» تاریخ مخفی ترورهای هدفمند اسرائیل» شرح داده شده است.
آیت الله خامنه‌ای رهبر یک کشور و رهبر معنوی میلیون‌ها مسلمان شیعه بود. اما در بحبوحه اشغال وحشیانه فلسطین، به نظر می‌رسد اسرائیلی‌ها مایلند هر رئیس کشوری را هدف قرار دهند؛ هر شخصیتی را که دشمن مستعمره‌نشینان خود بدانند. چه چیزی مانع از آن می‌شود که آنها رهبران آینده فرانسه، آلمان، بریتانیا یا حتی ایالات متحده را هدف قرار دهند؟
خشم عمومی کجاست؟ نیویورک تایمز ترور رهبر ایران را طوری پوشش داد که انگار دارد آب و هوا را گزارش می‌دهد. در واقع، وقتی در آمریکا آب و هوای نامساعدی وجود دارد - خیلی گرم یا خیلی سرد - رسانه‌های این کشور از فونت‌های بزرگ‌تر و ترسناک‌تری نسبت به فونت‌هایی که برای گزارش ترور آیت‌الله خامنه‌ای استفاده می‌کردند، استفاده می‌کنند. هیچ خشم و عصبانیتی وجود نداشت، هیچ طرف مخالفی معادل برت استیونز یا توماس فریدمن، در مورد اسرائیلی‌های قاتل سخنرانی نکرد. چرا؟
آیت‌الله خامنه‌ای رهبری بود که یک فرهنگ سیاسی، یک ملت، یک کشور، یک میهن او را در رأس دولتی قرار داده بود که از دل یک انقلاب اجتماعی عظیم بیرون آمده بود. تا به امروز، میلیون‌ها نفر او را مانند یک قدیس دوست داشتند و گرامی می‌داشتند. شاید برخی هم اختلاف نظری با ایشان داشتند اما این مسأله‌ای بود که خود ایرانیان باید در مورد آن تصمیم می‌گرفتند و می‌گیرند.
این هیچ ربطی به حاکمان اسرائیل ندارد؛ یک باند قاتل از صهیونیست‌های روانی که هنوز در فلسطین اشغالی مشغول نسل‌کشی هستند، در کنار زمین‌خواری آشکار در لبنان و سوریه.
همه رهبران سیاسی، طرفداران و مخالفان خود را دارند. نه ترامپ و نه هیچ رئیس دولتی در هیچ کجای جهان، به اتفاق آرا مورد علاقه یا نفرت نیستند. آیا این به جنایتکاران جنگی اسرائیل اجازه می‌دهد که آنها را ترور کنند؟
آیت الله خامنه‌ای مظهر یک فرهنگ سیاسی باستانی بود. با این حال، پس از آنکه اسرائیل برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای و اعضای خانواده‌اش، از جمله نوه ۱۴ ماهه‌اش، از همه مرزها عبور کرد، نیویورک تایمز نگرانی بیشتری در مورد مسابقه جنجالی جام جهانی بین بلژیک و آمریکا نشان داد. همزمان با آماده شدن برای مراسم تشییع پیکر رهبری معظم در ایران و عراق، لورا لومر، مفسر و مهره صهیونیست، از اسرائیل خواست تا به عزاداران که به صورت میلیونی در این مراسم شرکت کرده بودند، حمله کند.
کسانی که همچنان کورکورانه از اسرائیل حمایت می‌کنند،بازی را باخته‌اند. غرور آنها مانع از آن می‌شود که ببینند چگونه تمام جهان و بویژه آمریکایی‌ها، از آنها متنفرند. آمریکایی‌ها امسال در جشن‌های چهارم ژوئیه پرچم‌های اسرائیل را آتش زدند و خواستار استقلال کشورشان از مستعمره‌نشینان اروپایی شدند. حتی به نظر می‌رسد برخی از سیاستمداران فاسد آمریکایی بالاخره پیام را دریافته‌اند و برای نجات ذره‌ای از شرافت که هنوز در وجودشان باقی مانده است، شروع به فرار از پول آیپک کرده‌اند.
 
شمارش خلاقانه!
این ما را به گزارش کاملاً پوچ نیویورک تایمز از تهران می‌رساند، که به نظر می‌رسد تنها یک هدف داشته است: کم‌اهمیت جلوه دادن جمعیت و تقسیم ایرانیان به کسانی که آیت‌الله خامنه‌ای را «تحسین» می‌کنند و کسانی که مخالف او بودند - کاملاً بی‌توجه به تأثیرات حمله نظامی به تحریک اسرائیل و آنچه که بر برداشت ایرانیان از دولت خودشان گذاشته است.
این روزنامه شمارش خلاقانه خود را با اطمینان دادن به خوانندگان مبنی بر اینکه فقط «ده‌ها هزار» عزادار جمع شده‌اند، آغاز کرد. ظاهراً با توجه به اینکه جهان کاملاً از تجمع میلیونی مطلع بود، متوجه شدند که این مسخره است و به سرعت آن را به صدها هزار نفر تغییر دادند. آنها شارلاتان‌های بی‌شرمی هستند.
چرا باید منفورترین مستعمره‌نشین روی این سیاره(اسرائیل) جنگی را علیه مردم ایران آغاز کند، ده‌ها کودک بی‌گناه را قتل عام کند، زیرساخت‌های ملی را نابود کند و ترامپ را به تهدید نابودی تمدن ایران وادارد. این وقایع همه چیز را تغییر داد.
سپس این قطعه جواهر! به نمایش درآمد: «مراسم عزاداری عمومی به‌شدت توسط دولت طراحی و کنترل شده است.» البته که همینطور بوده است؛ همه مراسم تشییع دولتی، چه برای رؤسای‌جمهوری سابق آمریکا، رونالد ریگان و جیمی کارتر و چه برای پاپ، همینطور است. آیا مراسم تشییع‌جنازه دولتی ملکه الیزابت دوم کاملاً خودجوش بود یا اینکه آن هم توسط پلیس و سرویس‌های امنیتی «به شدت کنترل» می‌شد؟
آیا این اوباشگری نژادپرستانه و نفرت‌انگیز در گزارش غم و اندوه عمومی ملت‌های دیگر، هرگز پایان خواهد یافت؟ نیویورک تایمز، به همراه دیگر رسانه‌های غربی که پوشش خبری فجیع مشابهی را منتشر کرده‌اند، به نظر می‌رسد که در تلاش برای بدنام کردن و کوچک جلوه دادن کسانی هستند که برای سوگواری آیت‌الله خامنه‌ای بیرون آمدند. 

لحظه اسطوره‌ای
آنچه نیویورک تایمز و امثال آن در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای نتوانستند ببینند، لحظه اسطوره‌ای یک ملت و یک فرهنگ بود که سرنوشت مشترک خود را در یک آگاهی جمعی حل می‌کرد.
این یک نمونه کلاسیک از نمایش سوگواری ایرانی، معروف به تعزیه است که ریشه‌های آن به آیین‌های سوگواری برای سیاوش در شاهنامه برمی‌گردد. این نمایش در صحنه‌ای عظیم و فراملی، نه تنها در ایران و عراق، بلکه برای میلیون‌ها شیعه که در سراسر جهان نظاره‌گر آن بودند، اجرا شد. اهمیت این رویداد برای کسانی که دانش خود را به صفحات تبلیغاتی بی‌ارزش نیویورک تایمز محدود می‌کنند، از دست رفته است. بیش از ۲۵ سال پیش، من و همکار فقید من، محقق برجسته لهستانی، پیتر چلکوفسکی، کتابی با عنوان «به صحنه آوردن یک انقلاب» منتشر کردیم که در آن به مستندسازی وقایع شیعه در طول انقلاب ایران در اواخر دهه ۱۹۷۰ پرداختیم. آنچه جهان این ماه در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران شاهد بود، در مقیاسی وسیع و با نسبت‌های مشابه است.
عظمت این رویداد را در نظر بگیرید: یک مراسم تشییع پیکر شش روزه که قرار بود از تهران و قم در ایران عبور کند، سپس به نجف و کربلا در عراق برود و سپس برای خاکسپاری در مشهد به ایران بازگردد و میلیون‌ها عزادار به او ادای احترام کنند.
نیویورک تایمز در تلاشی آشکار برای توجیه حمله مرگبار اسرائیل، رسانه‌های آمریکایی و اروپایی را در تقسیم ایرانیان به «مذهبی» (حامیان حکومت) و «سکولار» (مخالفان) رهبری می‌کند. اما این دوگانه در ایران کار نمی‌کند و هرگز کار نکرده است.
گواه این امر را می‌توان در گفت‌وگوی تصویری قدیمی با یکی از رهبران مذهبی شیعه یافت که از ملاقات خود با محقق فقید محمد حسین طباطبایی، یکی از فرهیخته‌ترین فیلسوفان شیعه قرن بیستم و نویسنده تفسیر ماندگار المیزان، یاد می‌کند.
در اینجا می‌بینیم که چگونه علامه طباطبایی، هنگام گوش دادن به شعری از ایرج میرزا درباره امام حسین (ع) و شهادتش در کربلا، بی‌وقفه گریه می‌کرد و سپس - در کمال تعجب آنها - به دوستانش اعتراف کرد که با کمال میل تمام تفسیر قرآن خود را در ازای همین یک شعر به میرزا خواهد داد. دوستانش گیج شده بودند، چون میرزا به خاطر اشعار طنز  بی پروایانه اش بدنام است. طباطبایی با ملایمت پاسخ داد: «بله، می‌دانم؛ من مجموعه آثار او را همین جا در کتابخانه‌ام دارم.»
فرهنگ‌های غنی، قدرتمند، زنده و در حال شکوفایی ایرانی و اسلامی - از شعر گرفته تا فلسفه، از ایران باستان گرفته تا فرشینه‌های عظیم تاریخ فکری اسلام - برای بسیاری از رسانه‌های غربی که این آثار را نمی‌خوانند، چه رسد به اینکه بخواهند آنها را برای مخاطبان خود توضیح دهند، سرزمینی ناشناخته است.
منبع: Middle East Eye

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد
 - شماره نه هزار و هفتاد - ۲۱ تیر ۱۴۰۵