دونالد ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که در رویارویی با ایران مغلوب شده است

از روم تا آمریکا شکست تاریخی دوباره تکرار شد

جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته، رمان‌نویس و استاد دانشگاه، در مقاله‌ای با عنوان «با ایران مشکل دارید؟ از رومی‌ها بپرسید» در نشریه Responsible Statecraft، با نگاهی به چهار شکست تاریخی امپراطوری روم در برابر ایران (امپراتوری پارس)، به بررسی اشتباهات محاسباتی قدرت‌های بزرگ در مواجهه با ایران پرداخته است. لیمبرت که از آخرین دیپلمات‌هایی بود که پیش از انقلاب اسلامی در ایران خدمت کرد و آثار متعددی درباره تاریخ و سیاست ایران نوشته است، معتقد است تجربه روم باستان نشان می‌دهد غرور نظامی، اطلاعات نادرست، نادیده گرفتن شرایط جغرافیایی و تصور فروپاشی سریع حکومت ایران، همواره از عوامل اصلی شکست مهاجمان بوده است. او با اشاره به شکست کراسوس در نبرد حران، ناکامی مارک آنتونی در لشکرکشی به ایران، اسارت امپراطور والرین توسط شاپور اول ساسانی و شکست ژولیان در تلاش برای تغییر حکومت ایران، تأکید می‌کند که قدرت‌های بزرگ زمانی که توان مقاومت ایران را دست‌کم گرفته‌اند، با هزینه‌های سنگینی مواجه شده‌اند. به باور نویسنده، این درس‌های تاریخی می‌تواند هشداری برای رهبران امروز، از جمله دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل باشد چراکه ایران کشوری نیست که بتوان به راحتی آن را شکست داد.

جان لیمبرت
مسئول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا

دونالد ترامپ نخستین حاکم خارجی نیست که پس از آغاز یک عملیات نظامی نسنجیده علیه ایران، با پیامدهای ناگوار روبه‌رو شده است. دست‌کم چهار نفر از اعضای حکومت سه‌نفره روم و امپراطوران این امپراطوری که تحت تأثیر غرور، خودبزرگ‌بینی و ناآگاهی قرار داشتند، حملات نظامی علیه ایران باستان (امپراطوری پارس) را آغاز کردند؛ حملاتی که همگی با شکست و فاجعه پایان یافت. در هر یک از این شکست‌های تاریخی، درس‌هایی نهفته است که برای دوران کنونی نیز قابل توجه و آموزنده است. 

کراسوس؛
بازیگری در یک تراژدی یونانی
در سال ۵۳ پیش از میلاد، مارکوس لیسینیوس کراسوس، از اعضای حکومت سه‌نفره روم (تریوم‌ویرات) و از ثروتمندترین مالکان و سرمایه‌داران املاک روم، برای کسب افتخارات نظامی هم‌سطح با دو هم‌پیمان خود ژولیوس سزار و پومپه، لشکرکشی به امپراطوری اشکانی (پارتیان) را آغاز کرد. بر اساس روایت پلوتارک، کراسوس توصیه متحد ارمنی خود، شاه آرتاواسدس را نادیده گرفت. پادشاه ارمنستان به او پیشنهاد کرده بود که سپاهش را از سوریه و از مسیر شمالی ارمنستان وارد قلمرو اشکانیان کند؛ زیرا زمین‌های کوهستانی آن منطقه برای نبرد پیاده‌نظام رومی مناسب‌تر بود.
کراسوس که تنها تجربه نظامی‌اش سرکوب شورش بردگان به رهبری اسپارتاکوس بود، خود را فرمانده‌ای هم‌تراز سزار و پومپه می‌پنداشت. او توصیه آرتاواسدس را نادیده گرفت و لژیون‌های خود را مستقیماً از دشت‌های شمال سوریه به سمت شرق و قلمرو اشکانیان هدایت کرد.
در نبرد مشهور حران، واقع در شهر حران امروزی در جنوب ترکیه، ارتش اشکانیان نیروهای کراسوس را در زمین‌های باز غافلگیر کرد. سواره‌تیراندازان اشکانی که از برتری تحرک، تجهیزات مناسب و سامانه کارآمد تدارکات برای تأمین مداوم تیر برخوردار بودند، هفت لژیون (بزرگترین واحد نظامی) رومی را نابود کردند.
بر اساس روایت پلوتارک، اشکانیان کراسوس را کشتند و پیکی سر بریده او را نزد شاه ایران برد؛ پادشاهی که در آن زمان برای جشن ازدواج پسرش با خواهر شاه آرتاواسدس در پایتخت ارمنستان حضور داشت. گفته می‌شود سر کراسوس در آن مراسم، به‌عنوان وسیله‌ای نمایشی در اجرای نمایشنامه «باکوس‌ها» اثر نمایشنامه‌نویس یونانی اوریپید مورد استفاده قرار گرفت. 

مارک آنتونی؛
شکست‌خورده از «ژنرال زمستان»
17 سال بعد در سال ۳۶ پیش از میلاد، مارک آنتونی، یکی دیگر از اعضای حکومت سه‌نفره روم (تریوم‌ویرات)، با هدف کسب افتخار نظامی و انتقام شکست روم در نبرد حران، لشکرکشی به امپراطوری اشکانی را آغاز کرد.
شاه آرتاواسدس ارمنستان که بار دیگر موضع خود را تغییر داده و به روم پیوسته بود، از پیشروی آنتونی از طریق قلمرو ارمنستان به سوی استان آتروپاتن (آذربایجان امروزی) حمایت کرد اما در جریان این لشکرکشی، کاروان تدارکاتی ارتش روم در حملات اشکانیان از بین رفت و در نتیجه، سپاه آنتونی با کمبود شدید تجهیزات و آذوقه روبه‌رو شد.
پس از حمله‌ای ناموفق و بی‌نتیجه به مرکز این استان، یعنی پرااسپا (مراغه امروزی)، نیروهای رومی ناچار شدند در سرمای زمستان از مسیر کوهستان‌های آذربایجان و ارمنستان عقب‌نشینی کنند؛ عقب‌نشینی‌ای که به فاجعه انجامید.
در نهایت، مارک آنتونی نه‌تنها نتوانست انتقام شکست حران را از اشکانیان بگیرد، بلکه این تصمیم نادرست جان حدود 
۳۰هزار سرباز رومی را نیز گرفت.
 
والرین اسیر؛
ظهور یک قهرمان ملی
حدود ۳۰۰ سال بعد، در اوایل قرن سوم میلادی، دودمان قدرتمند ساسانی جای امپراطوری اشکانی را در ایران گرفت. روم در این مقطع با رقیبی نیرومند روبه‌رو شد؛ آن هم در زمانی که خود گرفتار آشوب‌ها  و جنگ‌های داخلی بود؛ دوره‌ای که در تاریخ با عنوان «بحران قرن سوم» شناخته می‌شود.
در حالی که امپراطوری روم با شورش‌های پی‌درپی نظامی و تغییر مداوم امپراطوران دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اردشیر یکم (۲۲۴ تا ۲۴۲ میلادی) و پس از او شاپور یکم (۲۴۰ تا ۲۷۰ میلادی) بر ایران فرمان می‌راندند. سوریه، ارمنستان و شهرهای مرزی مانند آمد (دیاربکر امروزی در جنوب‌ شرقی ترکیه) به میدان نبرد دو امپراطوری تبدیل شدند.
در میانه قرن سوم، ایران قدرتمند و روم  ضعیف بر سر کنترل ارمنستان با یکدیگر رقابت می‌کردند؛ سرزمینی که سال‌ها تحت حکومت اشکانیان قرار داشت. شاپور یکم ابتدا در سال 
۲۴۴ میلادی امپراطور روم، گوردیان سوم را شکست داد و جانشین او، فیلیپ عرب (۲۴۴ تا ۲۴۹ میلادی) را وادار کرد خراج بپردازد و از ارمنستان و بین‌النهرین چشم‌پوشی کند. مهم‌تر از همه، شاپور در سال ۲۶۰ میلادی ارتش روم را در نبرد ادسا (اورفای امروزی در ترکیه) شکست داد و امپراطور والرین را به اسارت گرفت.
اسارت یک امپراطور روم در جهان باستان رویدادی کم‌سابقه و بسیار مهم بود و شاپور می‌خواست این پیروزی به‌درستی جاودانه شود. از همین رو، نقش‌برجسته‌های متعددی بر صخره‌های ایران (از جمله در نقش رستم) او را در حالی نشان می‌دهند که سوار بر اسب، بر دو امپراطور شکست‌خورده روم، والرین و فیلیپ عرب، پیروز شده است.
 
ژولیان؛ 
افسانه تغییر رژیم
در قرن چهارم میلادی، رومیان بار دیگر اشتباهات گذشته خود را تکرار کردند و این بار با دنبال کردن سیاست تغییر رژیم در ایران. آنان از شاهزاده هرمزد (که در منابع غربی با نام هورمیسداس شناخته می‌شود)، یکی از مدعیان تبعیدی تاج‌وتخت ساسانی و از بستگان شاپور دوم (۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی)، حمایت کردند.
هرمزد دهه‌ها در قسطنطنیه زندگی کرده بود؛ جایی که با چهره‌های بانفوذ روابط نزدیکی برقرار کرد و به زبان یونانی نیز تسلط یافت. او امپراطور روم، ژولیان (۳۶۰ تا ۳۶۳ میلادی) و حامیان رومی خود را متقاعد کرد که اگر با پشتیبانی نظامی روم به ایران بازگردد، مقاومت حکومت ساسانی به‌سرعت فرو خواهد پاشید، اشراف ایرانی از شاپور رویگردان خواهند شد و او را به‌عنوان پادشاه جدید خواهند پذیرفت. با وجود نشانه‌های نامساعدی که از آیین‌های قربانی در شهر انطاکیه به دست آمده بود، ژولیان در سال ۳۶۳ میلادی تهاجم به ایران را آغاز کرد.
بر اساس روایت آمیانوس مارسلینوس، سرباز و مورخ رومی که در این لشکرکشی حضور داشت، این عملیات به شکستی سنگین انجامید. برخلاف پیش‌بینی هرمزد، شهرهای ایران به شاپور وفادار ماندند و دروازه‌های خود را به روی او بستند.
ژولیان که نمی‌خواست در محاصره شهرها گرفتار شود، به پیشروی خود تا تیسفون، پایتخت ساسانیان در نزدیکی بغداد امروزی ادامه داد. اما پس از چند نبرد بی‌نتیجه در اطراف این شهر، ناچار شد به سمت شمال عقب‌نشینی کند. او در جریان نبردی در نزدیکی سامرا به‌شدت زخمی شد و اندکی بعد جان باخت. جانشینش، ژولیان نیز عقب‌نشینی ارتش روم را ادامه داد. اما هنگامی که سپاه روم نتوانست از رود دجله عبور کرده و به قلمرو خود بازگردد، ژولیان ناچار شد صلحی تحقیرآمیز با ایران ساسانی را بپذیرد؛ صلحی که شباهت زیادی با تفاهم‌نامه اخیر میان ایران و آمریکا دارد.
بر اساس این توافق، در ازای اجازه عقب‌نشینی امن نیروهای رومی، ژولیان از ادعاهای روم بر ارمنستان صرف‌نظر کرد، از پنج استان مرزی عقب نشست و چندین دژ مهم، از جمله شهر راهبردی نصیبین (نصیبین امروزی در جنوب ‌شرقی ترکیه) را به ایران واگذار کرد.

 

برش

درس‌هایی که باید آموخت

دست‌کم چهار امپراطور روم در لشکرکشی به ایران با شکست و فاجعه روبه‌رو شدند و سرنوشت آنان می‌تواند برای امروز نیز آموزنده باشد. کراسوس به این دلیل نابود شد که توصیه متحد خود را نادیده گرفت، بیش از اندازه در اندیشه رقابت با رقبایش بود و تصور می‌کرد ثروتی که از معاملات املاک به دست آورده، او را به یک نابغه نظامی تبدیل کرده است. مارک آنتونی جغرافیای منطقه را نادیده و توانایی‌های دشمن را دست‌کم گرفت. والرین نیز هم قدرت ایران را کمتر از واقع برآورد کرد و هم توان نظامی روم را بیش از حد واقعی ارزیابی کرد. ژولیان نیز فریب شاهزاده‌ای تبعیدی از ایران را خورد؛ فردی که دهه‌ها خارج از کشور زندگی کرده و به زبان یونانی مسلط بود و مدعی می‌شد اگر با حمایت نظامی روم به ایران بازگردد، ایرانیان از او به‌عنوان یک «آزادکننده» استقبال خواهند کرد.
شاید انتظار زیادی باشد، اما آیا امروز نخست وزیر اسرائیل که خود را آشنا و متخصص تاریخ می‌داند و رئیس‌جمهوری آمریکا که خود را یک نابغه نظامی می‌خواند، می‌توانند از این دانش و توانایی برای پرهیز از اشتباهاتی که فرمانروایان روم مرتکب شدند، استفاده کنند؟ آنچه تاکنون رخ داده، نشان می‌دهد ترامپ و نتانیاهو نیز در مواجهه با ایران، همان اشتباهات تاریخی رومیان را تکرار کرده‌اند؛ اشتباهاتی که در گذشته به شکست انجامید و امروز نیز پیامدهای پرهزینه‌ای به همراه داشته است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد
 - شماره نه هزار و هفتاد - ۲۱ تیر ۱۴۰۵