در حافظه موقت ذخیره شد...
متهم به قتل در دادگاه:
رفتار همسرم باعث قتل دخترم شد
به گزارش «ایران»، این حادثه فروردین سال 1404 مقابل یک آرایشگاه زنانه در اسلامشهر رخ داد و متهم مردی 55 ساله و پدر مقتول بود. با حضور تکنیسینهای اورژانس و مأموران پلیس، دختر جوان که با ضربات متعدد چاقو مجروح شده بود به بیمارستان منتقل شد اما به خاطر شدت جراحات وارده فوت کرد.
ضارب که مردی 55 ساله و پدر مقتول بود چند ساعت بعد خودش را به پلیس معرفی و اعتراف کرد که دخترش را به قتل رسانده است.
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای این جلسه مادر مقتول به قضات گفت: «بعد از 27 سال زندگی با همسرم از او جدا شدم چون مرد شکاک و بددلی بود. او بارها من و فرزندانم را مورد ضرب و شتم قرار داده بود اما چند روز بعد از جدایی، او دخترمان را کشت. در طول زندگی مشترکمان چندبار متوجه شدم که به من خیانت کرده با این حال او را بخشیدم اما نه تنها متنبه نشد بلکه دخترم را هم کشت. دختر من بسیار پاک و نجیب بود و سالم زندگی میکرد. همسر سابقم میدانست در صورت قتل دخترش قصاص نمیشود به همین خاطر به سراغ دخترمان رفت و او را کشت. من به هیچ عنوان حاضر به گذشت نیستم و درخواست اشد مجازات و دیه دارم.»
پس از آن متهم به جایگاه رفت و با پذیرش اتهام خود گفت: «سالها در یک شرکت کار میکردم و 4 ماه مانده بود که بازنشسته شوم. با اینکه مدام کار میکردم تا با اضافه کاری خرج زندگیام را درآورم اما بازهم مشکلات مالی داشتیم و به ناچار در اوقات استراحتم دستفروشی هم میکردم. چند سال قبل با زحمت فراوان خانهای خریدم و بعد آن را به نام همسرم سند زدم.»
متهم افزود: «همسرم هم آرایشگاهی باز کرده و با دخترم مشغول کار شده بود. حتی در آرایشگاهش فالگیری هم میکرد. مدام مرا مجبور میکرد تا وام بگیرم. میگفت میخواهد آرایشگاهش را توسعه دهد اما با وامهایی که من میگرفتم بینیاش را عمل میکرد و برای خودش طلا و گوشی آیفون میخرید. با اینکه میدانست یکی از وامها را برای معالجه مهرههای گردنم گرفتم اما اصلاً برایش مهم نبود.»
متهم در ادامه گفت: «چند روز پیش از حادثه شب کار بودم که همسرم تماس گرفت و از من سوئیچ ماشین را خواست بعد هم فردا صبح پیامکی داد و گفت که زندگی ما از هم جدا شد. وقتی به خانه برگشتم دیدم قفلهای خانه را عوض کرده و لباسهایم هم وسط حیاط است. یکی از قفلها را شکستم و وارد خانه شدم و دیدم همسر و فرزندانم همه وسایل باارزش را با خودشان بردهاند و خانه خالی است. همانجا رگم را زدم تا زنده نباشم اما پشیمان شدم و به دوستم گفتم من را به بیمارستان برساند. چند روز بعد هم به مقابل آرایشگاهی رفتم که دخترم کار میکرد میخواستم با او صحبت کنم. اما دخترم تا من را دید شروع به بدرفتاری کرد. از آنجا که چند شب نخوابیده بودم نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقو ضرباتی به او زدم اصلاً نفهمیدم چه کار کردم. حالا هم در زندان قرصهای قلبم را نمیخورم تا زودتر بمیرم. من دخترم را خیلی دوست داشتم و هرروز دلتنگش میشوم.»
مادر مقتول در واکنش به اظهارات متهم گفت: «خانه مال من بود با ارث پدریام آن را خریده بودم. اما حالا متهم مدعی است او خانه را خریده و به نامم زده است.»
پس از آن وکیل متهم نیز گفت: «با توجه به شرایط روحی موکلم در صورت امکان اتهام قتل عمد به اتهام قتل شبه عمد تبدیل شود.» با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

