نقشه مهاجرت دزد سابقهدار نقش بر آب شد
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ سردسته باند دالتونها که میخواست با سرقت از خانههای اعیانی پولدار شود و از کشور مهاجرت کند، در آخرین سرقت و با یک تعقیب و گریز پلیسی دستگیر شد.
به گزارش «ایران»، چند روز قبل مأموران گشت پلیس، سه مرد نقابدار را دیدند که از خانهای خارج و سوار بر خودروی پژویی شدند که منتظرشان بود. یکی از آنها کیسه نایلونی سیاهرنگ به دست داشت و با توجه به اینکه در آن محدوده از مدتی قبل گزارش سرقت از خانهها به پلیس اعلام شده بود، مأموران به مردان نقابدار مشکوک شدند و دستور ایست دادند اما سرنشینان خودروی پژو با مشاهده مأموران فرار کردند. بدین ترتیب تعقیب و گریز آغاز شد و سارقان سعی داشتند با حرکات پرخطر و عبور از خط ویژه اتوبوس و خیابانهای یکطرفه، راهی برای فرار پیدا کنند اما مأموران دست از تعقیب برنداشتند و در نهایت خودروی مشکوک با یک خودروی عبوری تصادف کرد. متهمان پای پیاده قصد فرار داشتند اما دو نفرشان دستگیر و دو نفر دیگر موفق به فرار شدند.
با دستگیری متهمان، کیسه حاوی طلا، سکه و دلار داخل خودرویشان کشف شد. گرچه مردان نقابدار مدعی بودند وسایل داخل کیسه متعلق به خودشان است، اما مشخص شد از خانهای که سارقان از آن خارج شده بودند، سرقت به شیوه تخریب در ورودی صورت گرفته است. مالباخته که در زمان سرقت در خانه نبوده بعد از اطلاع از موضوع و با شناسایی وسایل داخل کیسه، تأیید کرد که مردان نقابدار از خانه او سرقت کردهاند. با برملا شدن این موضوع و در ادامه تحقیقات، مشخص شد آنها سارقان حرفهای و سابقهدار هستند که از خانههای اعیانی منطقه سرقت کردهاند. در ادامه تحقیقات، سومین عضو گروه نیز بازداشت شد و تحقیقات برای دستگیری همدست فراری آنها به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.
سرقت برای مهاجرت
یکی از اعضای باند که به خاطر سابقه و سن بهعنوان سرکرده باند شناخته میشود، 5 سابقه دستگیری در پرونده خود دارد و رویای مهاجرتش با دستگیری نقش بر آب شد.
سابقه داری؟
5 بار به زندان رفتهام اما چند باری هم بازداشت شدم اما به زندان نرفتم.
چرا برایت درس عبرت نشد؟
قرار بود این آخرین سرقتم باشد، نه اینکه درس عبرت شده باشد و توبه کرده باشم، میخواستم وقتی بارم را بستم و کلی پول گیرم آمداز ایران بروم. با خودم گفتم به یکی از کشورهای اطراف ایران میروم و در آنجا برای خودم زندگی جدیدی دست و پا میکنم.
چرا مهاجرت؟
چون دیگر اینجا نمیتوانستم خلاف کنم؛ سابقهدار بودم و پلیس مرا میشناخت. میخواستم از کشور بروم و در خارج زندگی جدیدی بسازم. شاید در آنجا هم باز مجبور به کار خلاف و سرقت میشدم اما به هر حال دیگر نمیتوانستم در ایران چندان به کار خلاف ادامه دهم.
چرا اسم گروهتان را دالتونها گذاشتید؟
چون هم بدشانسیم و هم از نظر شکل و قیافه و قد و قواره شبیه دالتونها هستیم، البته برادر نیستیم.
شگردت برای سرقتها چه بود؟
ما در خیابانها پرسه میزدیم و با دیدن خانههایی که چراغهایشان خاموش بود، زنگ خانهها را میزدیم. اگر کسی پاسخ میداد یا آدرس میپرسیدیم یا عذرخواهی میکردیم که اشتباه زنگ زدهایم.
از یک خانه دو بار سرقت کردید؟
دفعه اولی که رفتیم فقط دلار، سکه و طلا برداشتیم اما داخل خانه وسایل باارزش زیادی بود و تصمیم گرفتیم دوباره سرقت کنیم.
احتمال نمیدادید دستگیر شوید؟
مگر میشود کار خلاف کنی و احتمال دستگیری نداشته باشد.
چرا وسایل سرقتی را داخل کیسه زباله میریختید؟
چون اگر پلیس ما را دید، فکر کند داخل کیسه، زباله است.

