«ایران» مشارکت کم‌سابقه مردم در آیین‌های وداع و تشییع رهبر شهید را بررسی می‌کند

لحظه اسطوره‌ای یک ملت

حمید دباشی استاد دانشگاه کلمبیا: چرا غرب به میلیون‌ها سوگوار آیت‌الله خامنه‌ای احترام نمی‌گذارد؟

همراه با یادداشت‌هایی از محمدصادق جوادی حصار، سید محمد حسینی، محمدرضا میرتاج‌الدینی و محمدکاظم انبارلویی

حمید دباشی
استاد مطالعات ایران و
ادبیات تطبیقی ​​در دانشگاه کلمبیا

همزمان با برگزاری مراسم تشییع پیکر آیت‌الله علی خامنه‌ای در ایران و عراق یک سؤال اساسی مطرح است: چه چیزی به یک مستعمره‌نشین اروپایی این جسارت، ابتذال و بی‌رحمی را می‌دهد که بر فراز قلمرو یک ملت مستقل پرواز کند و رهبر معظم آن را  ترور کند؟
توطئه اسرائیل برای ترور آیت الله خامنه‌ای - که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا را با وجود مخالفت شدید آمریکایی‌ها با جنگ علیه ایران، فریب داد تا به آن بپیوندد - تنها آخرین اقدام در یک سنت طولانی و خونین بود، همان‌طور که در رساله پرطمطراق رونن برگمن با عنوان «برخیز و اول بکش» تاریخ مخفی ترورهای هدفمند اسرائیل» شرح داده شده است.
آیت الله خامنه‌ای رهبر یک کشور و رهبر معنوی میلیون‌ها مسلمان شیعه بود. اما در بحبوحه اشغال وحشیانه فلسطین، به نظر می‌رسد اسرائیلی‌ها مایلند هر رئیس کشوری را هدف قرار دهند؛ هر شخصیتی را که دشمن مستعمره‌نشینان خود بدانند. چه چیزی مانع از آن می‌شود که آنها رهبران آینده فرانسه، آلمان، بریتانیا یا حتی ایالات متحده را هدف قرار دهند؟
خشم عمومی کجاست؟ نیویورک تایمز ترور رهبر ایران را طوری پوشش داد که انگار دارد آب و هوا را گزارش می‌دهد. در واقع، وقتی در آمریکا آب و هوای نامساعدی وجود دارد - خیلی گرم یا خیلی سرد - رسانه‌های این کشور از فونت‌های بزرگ‌تر و ترسناک‌تری نسبت به فونت‌هایی که برای گزارش ترور آیت‌الله خامنه‌ای استفاده می‌کردند، استفاده می‌کنند. هیچ خشم و عصبانیتی وجود نداشت، هیچ طرف مخالفی معادل برت استیونز یا توماس فریدمن، در مورد اسرائیلی‌های قاتل سخنرانی نکرد. چرا؟
آیت‌الله خامنه‌ای رهبری بود که یک فرهنگ سیاسی، یک ملت، یک کشور، یک میهن او را در رأس دولتی قرار داده بود که از دل یک انقلاب اجتماعی عظیم بیرون آمده بود. تا به امروز، میلیون‌ها نفر او را مانند یک قدیس دوست داشتند و گرامی می‌داشتند. شاید برخی هم اختلاف نظری با ایشان داشتند اما این مسأله‌ای بود که خود ایرانیان باید در مورد آن تصمیم می‌گرفتند و می‌گیرند.
این هیچ ربطی به حاکمان اسرائیل ندارد؛ یک باند قاتل از صهیونیست‌های روانی که هنوز در فلسطین اشغالی مشغول نسل‌کشی هستند، در کنار زمین‌خواری آشکار در لبنان و سوریه.
همه رهبران سیاسی، طرفداران و مخالفان خود را دارند. نه ترامپ و نه هیچ رئیس دولتی در هیچ کجای جهان، به اتفاق آرا مورد علاقه یا نفرت نیستند. آیا این به جنایتکاران جنگی اسرائیل اجازه می‌دهد که آنها را ترور کنند؟
آیت الله خامنه‌ای مظهر یک فرهنگ سیاسی باستانی بود. با این حال، پس از آنکه اسرائیل برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای و اعضای خانواده‌اش، از جمله نوه ۱۴ ماهه‌اش، از همه مرزها عبور کرد، نیویورک تایمز نگرانی بیشتری در مورد مسابقه جنجالی جام جهانی بین بلژیک و آمریکا نشان داد. همزمان با آماده شدن برای مراسم تشییع پیکر رهبری معظم در ایران و عراق، لورا لومر، مفسر و مهره صهیونیست، از اسرائیل خواست تا به عزاداران که به صورت میلیونی در این مراسم شرکت کرده بودند، حمله کند.
کسانی که همچنان کورکورانه از اسرائیل حمایت می‌کنند،بازی را باخته‌اند. غرور آنها مانع از آن می‌شود که ببینند چگونه تمام جهان و بویژه آمریکایی‌ها، از آنها متنفرند. آمریکایی‌ها امسال در جشن‌های چهارم ژوئیه پرچم‌های اسرائیل را آتش زدند و خواستار استقلال کشورشان از مستعمره‌نشینان اروپایی شدند. حتی به نظر می‌رسد برخی از سیاستمداران فاسد آمریکایی بالاخره پیام را دریافته‌اند و برای نجات ذره‌ای از شرافت که هنوز در وجودشان باقی مانده است، شروع به فرار از پول آیپک کرده‌اند.
 
شمارش خلاقانه!
این ما را به گزارش کاملاً پوچ نیویورک تایمز از تهران می‌رساند، که به نظر می‌رسد تنها یک هدف داشته است: کم‌اهمیت جلوه دادن جمعیت و تقسیم ایرانیان به کسانی که آیت‌الله خامنه‌ای را «تحسین» می‌کنند و کسانی که مخالف او بودند - کاملاً بی‌توجه به تأثیرات حمله نظامی به تحریک اسرائیل و آنچه که بر برداشت ایرانیان از دولت خودشان گذاشته است.
این روزنامه شمارش خلاقانه خود را با اطمینان دادن به خوانندگان مبنی بر اینکه فقط «ده‌ها هزار» عزادار جمع شده‌اند، آغاز کرد. ظاهراً با توجه به اینکه جهان کاملاً از تجمع میلیونی مطلع بود، متوجه شدند که این مسخره است و به سرعت آن را به صدها هزار نفر تغییر دادند. آنها شارلاتان‌های بی‌شرمی هستند.
چرا باید منفورترین مستعمره‌نشین روی این سیاره(اسرائیل) جنگی را علیه مردم ایران آغاز کند، ده‌ها کودک بی‌گناه را قتل عام کند، زیرساخت‌های ملی را نابود کند و ترامپ را به تهدید نابودی تمدن ایران وادارد. این وقایع همه چیز را تغییر داد.
سپس این قطعه جواهر! به نمایش درآمد: «مراسم عزاداری عمومی به‌شدت توسط دولت طراحی و کنترل شده است.» البته که همینطور بوده است؛ همه مراسم تشییع دولتی، چه برای رؤسای‌جمهوری سابق آمریکا، رونالد ریگان و جیمی کارتر و چه برای پاپ، همینطور است. آیا مراسم تشییع‌جنازه دولتی ملکه الیزابت دوم کاملاً خودجوش بود یا اینکه آن هم توسط پلیس و سرویس‌های امنیتی «به شدت کنترل» می‌شد؟
آیا این اوباشگری نژادپرستانه و نفرت‌انگیز در گزارش غم و اندوه عمومی ملت‌های دیگر، هرگز پایان خواهد یافت؟ نیویورک تایمز، به همراه دیگر رسانه‌های غربی که پوشش خبری فجیع مشابهی را منتشر کرده‌اند، به نظر می‌رسد که در تلاش برای بدنام کردن و کوچک جلوه دادن کسانی هستند که برای سوگواری آیت‌الله خامنه‌ای بیرون آمدند. 

لحظه اسطوره‌ای
آنچه نیویورک تایمز و امثال آن در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای نتوانستند ببینند، لحظه اسطوره‌ای یک ملت و یک فرهنگ بود که سرنوشت مشترک خود را در یک آگاهی جمعی حل می‌کرد.
این یک نمونه کلاسیک از نمایش سوگواری ایرانی، معروف به تعزیه است که ریشه‌های آن به آیین‌های سوگواری برای سیاوش در شاهنامه برمی‌گردد. این نمایش در صحنه‌ای عظیم و فراملی، نه تنها در ایران و عراق، بلکه برای میلیون‌ها شیعه که در سراسر جهان نظاره‌گر آن بودند، اجرا شد. اهمیت این رویداد برای کسانی که دانش خود را به صفحات تبلیغاتی بی‌ارزش نیویورک تایمز محدود می‌کنند، از دست رفته است. بیش از ۲۵ سال پیش، من و همکار فقید من، محقق برجسته لهستانی، پیتر چلکوفسکی، کتابی با عنوان «به صحنه آوردن یک انقلاب» منتشر کردیم که در آن به مستندسازی وقایع شیعه در طول انقلاب ایران در اواخر دهه ۱۹۷۰ پرداختیم. آنچه جهان این ماه در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران شاهد بود، در مقیاسی وسیع و با نسبت‌های مشابه است.
عظمت این رویداد را در نظر بگیرید: یک مراسم تشییع پیکر شش روزه که قرار بود از تهران و قم در ایران عبور کند، سپس به نجف و کربلا در عراق برود و سپس برای خاکسپاری در مشهد به ایران بازگردد و میلیون‌ها عزادار به او ادای احترام کنند.
نیویورک تایمز در تلاشی آشکار برای توجیه حمله مرگبار اسرائیل، رسانه‌های آمریکایی و اروپایی را در تقسیم ایرانیان به «مذهبی» (حامیان حکومت) و «سکولار» (مخالفان) رهبری می‌کند. اما این دوگانه در ایران کار نمی‌کند و هرگز کار نکرده است.
گواه این امر را می‌توان در گفت‌وگوی تصویری قدیمی با یکی از رهبران مذهبی شیعه یافت که از ملاقات خود با محقق فقید محمد حسین طباطبایی، یکی از فرهیخته‌ترین فیلسوفان شیعه قرن بیستم و نویسنده تفسیر ماندگار المیزان، یاد می‌کند.
در اینجا می‌بینیم که چگونه علامه طباطبایی، هنگام گوش دادن به شعری از ایرج میرزا درباره امام حسین (ع) و شهادتش در کربلا، بی‌وقفه گریه می‌کرد و سپس - در کمال تعجب آنها - به دوستانش اعتراف کرد که با کمال میل تمام تفسیر قرآن خود را در ازای همین یک شعر به میرزا خواهد داد. دوستانش گیج شده بودند، چون میرزا به خاطر اشعار طنز  بی پروایانه اش بدنام است. طباطبایی با ملایمت پاسخ داد: «بله، می‌دانم؛ من مجموعه آثار او را همین جا در کتابخانه‌ام دارم.»
فرهنگ‌های غنی، قدرتمند، زنده و در حال شکوفایی ایرانی و اسلامی - از شعر گرفته تا فلسفه، از ایران باستان گرفته تا فرشینه‌های عظیم تاریخ فکری اسلام - برای بسیاری از رسانه‌های غربی که این آثار را نمی‌خوانند، چه رسد به اینکه بخواهند آنها را برای مخاطبان خود توضیح دهند، سرزمینی ناشناخته است.
منبع: Middle East Eye

 

حضور کم‌سابقه و میلیونی مردم ایران و عراق در آیین‌های وداع، تشییع و خاکسپاری رهبر شهید انقلاب، تنها یک رخداد آیینی یا عاطفی نبود. رویدادی بود که به یکی از مهم‌ترین جلوه‌های اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر و چه بسا تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و نگاه بسیاری از ناظران داخلی و خارجی را به خود معطوف کرد. از تهران تا قم و مشهد و در شهرهای نجف و کربلای عراق، خیابان‌ها و میدان‌ها شاهد موج بزرگ جمعیتی بودند که با وجود تفاوت‌های قومی، فرهنگی، مذهبی، نسلی و حتی سلیقه‌های سیاسی، در کنار یکدیگر قرار گرفتند و تصویری از همبستگی اجتماعی و اتحاد ملی را به نمایش گذاشتند.  ازدحام جمعیت در آیین‌های وداع و تشییع در ایران و عراق، تنها بیانگر افزونی جمعیت و بزرگی یک مراسم نبود، بلکه نشانه‌هایی از وجود پیوندهایی برقرار میان مردم، برجستگی هویت و امنیت ملی، وطن‌دوستی، ادای دین و وفاداری و ظهور و بروز سرمایه اجتماعی بود. مؤلفه‌هایی که در بزنگاه‌های تاریخی خود را بیشتر آشکار می‌کنند و به جامعه امکان می‌دهند فراتر از اختلاف‌نظرهای معمول، حول ارزش‌ها و دغدغه‌های مشترک گرد هم آیند. درهمین راستا، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این حضور میلیونی را نمی‌توان صرفاً با انگیزه‌های احساسی یا شخصی تبیین کرد، بلکه باید آن را در چارچوب مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی مورد واکاوی قرار داد. عواملی که توانستند میلیون‌ها نفر را در ایران و عراق به صحنه بیاورند و یکی از پرجمعیت‌ترین آیین‌های بدرقه تاریخ معاصر منطقه را رقم بزنند. اینک پرسش آن است که رمز و راز این حضور گسترده و کم‌نظیر چیست؟ چه مؤلفه‌هایی موجب شد میلیون ها نفر، با وجود تفاوت در سبک زندگی، گرایش‌های فرهنگی، تنوع قومیتی و باورهای مذهبی، در این مراسم مشارکت کنند؟ برای یافتن پاسخی دقیق‌تر به این پرسش، با جمعی از صاحب‌نظران و کارشناسان گفت‌وگو کرده‌ایم تا ابعاد مختلف این رخداد و عوامل شکل‌دهنده آن را از منظرهای گوناگون بررسی کنیم. 

توازن میان هویت ایرانی و اسلامی
محمد صادق جوادی حصار
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی

رهبر شهید شخصیت جامع الاطرافی داشتند و لذا در مراسم وداع و تشییع ایشان شاهد حضور اقشار مختلف مردم بودیم.
 یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فکری رهبر شهید، ایجاد توازن میان هویت ایرانی و هویت اسلامی بود؛ توازنی که نه از سر مصلحت سیاسی، بلکه برخاسته از شناخت عمیق ایشان نسبت به تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران و همچنین فهم دقیق از آموزه‌های اسلامی بود.
ایشان شناختی گسترده از ادبیات فارسی، عرفان اسلامی و ایرانی، تاریخ ایران و میراث فرهنگی این سرزمین داشتند. تسلط بر آثار بزرگانی چون حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، عطار و دیگر قله‌های ادب فارسی، تنها جنبه مطالعاتی نداشت، بلکه بخشی از نظام فکری ایشان را شکل داده بود. همین آشنایی عمیق سبب می‌شد که ایران را سرزمینی دارای پیشینه‌ای طولانی در خداپرستی و یکتاپرستی بدانند و معتقد باشند که این سرزمین، حتی پیش از ورود اسلام نیز هرگز از معنویت و دینداری جدا نبوده است. بر همین اساس، ایشان هیچ‌گاه میان ایرانیت و اسلامیت تعارضی احساس نمی‌کردند. از نگاه ایشان، ایران ظرفی تاریخی برای شکوفایی اسلام و اسلام نیز عامل تعالی فرهنگ و تمدن ایرانی بوده است. به همین دلیل، هر دو را مکمل یکدیگر می‌دانستند، نه رقیب هم.
ایشان همچنین نسبت به آثار معاصر و جریان‌های فکری جدید نیز بی‌اطلاع نبودند. مطالعه مستمر، آشنایی با تحولات فکری جهان و توجه به آثار جدید، سبب شده بود که نگاهی روزآمد و در عین حال ریشه‌دار داشته باشند. همین جامعیت علمی، امکان ایجاد تعادل میان سنت و نوگرایی و نیز میان هویت ملی و هویت دینی را برای ایشان فراهم می‌کرد. از نگاه ایشان، یکی از مهم‌ترین آرمان‌های انقلاب اسلامی، اعتلای ایران اسلامی بود. این اعتلا تنها در عرصه سیاست تعریف نمی‌شد، بلکه ابعاد علمی، فرهنگی، اقتصادی و تمدنی را نیز دربر می‌گرفت. ایشان بارها بر این باور تأکید می‌کردند که ایران باید به جایگاهی در تولید علم و فناوری دست یابد که ملت‌های دیگر برای بهره‌گیری از دانش ایرانی، ناگزیر به فراگیری زبان فارسی شوند. این نگاه، بیانگر اهمیت ویژه‌ای بود که برای علم، پژوهش، نوآوری و جایگاه زبان فارسی در تمدن آینده قائل بودند. اگر بخواهیم اندیشه محوری ایشان را در یک عبارت خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت که هدف اصلی، ساختن ایرانی مقتدر، پیشرفته، مستقل و برخوردار از هویت اسلامی بود؛ ایرانی که هم در عرصه علم و فرهنگ سرآمد باشد و هم در دفاع از استقلال و عزت خود استوار بایستد.
می‌توان اینطور گفت که مراسم تشییع چنین شخصیتی، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه به نمادی از وحدت و همبستگی ملی و منطقه‌ای تبدیل شد.
حقیقت شخصیت و اندیشه‌های ایشان به مرور زمان روشن‌تر خواهد شد. هرچه شناخت جامعه از منش، اخلاص، ایران‌دوستی، علاقه به پیشرفت کشور، توجه به فرهنگ، دانش، ادب و مدیریت سیاسی ایشان افزایش یابد، ابعاد بیشتری از شخصیت او برای نسل‌های آینده آشکار خواهد شد.از نگاه ایشان، یکی از عوامل مهم شکل‌گیری وحدت ملی، ایستادگی در برابر تهدیدهای خارجی بود. باور بر این بود که سال‌ها پیش از بروز رویارویی مستقیم ایران و آمریکا، کشور برای مواجهه با چنین شرایطی آماده شده و برنامه‌ریزی‌های لازم در حوزه دفاعی، سیاسی و راهبردی انجام گرفته بود. اکنون که بخشی از جامعه این دوراندیشی را بهتر درک می‌کند، طبیعی است که نگاه ژرف تری نسبت به شیوه مدیریت و آینده‌نگری ایشان پیدا کند.
این شناخت تدریجی، می‌تواند زمینه افزایش همبستگی ملی را فراهم سازد؛ هرچند این وحدت، همچون هر جامعه دیگری، در چارچوب اکثریت معنا پیدا می‌کند و به معنای حذف تنوع دیدگاه‌ها نیست. آنچه می‌تواند سرمایه مشترک جامعه باشد، نه یکسان‌اندیشی، بلکه احترام به شخصیت‌هایی است که با باور و ایستادگی، وفاداری خود را به ایران، مردم و آرمان‌های مورد اعتقادشان در عمل نشان داده‌اند.
 بنابر این نمی‌توان یک دلیل مشترک برای حضور طیف‌ها و اقشار مختلف در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید بیان کرد. هر کس ممکن است بنا بر زوایایی از اندیشه و سلوک و رفتار ایشان لازم دانسته است که در این مراسم شرکت کند.

 

شیدایی به دلبر محبوب و برائت از دژخیمان

سید محمد حسینی
دبیر کل کانون دانشگاهیان ایران اسلامی

از سحر دهم اسفند که خبر شهادت امام مجاهد سید علی خامنه‌ای به همراه برخی اعضای خانواده‌ بزرگوارش، رسماً اعلام شد، سوگ و اندوه جانگدازی، دل‌های مردم ایران و امت اسلامی را به شدت متأثر و منقلب ساخت. به گونه‌ای که بلافاصله شاهد تجمعات خودجوش مردمی در سراسر کشور بودیم و از آن واقعه تلخ تاکنون به مدت ۱۳۳ شب شاهد تجمعات مردمی در تمامی شهرها و حتی بخش‌ها و بعضی روستاها هستیم و این حضور بی‌سابقه مردمِ مقاوم، نستوه، با غیرت و همتِ ایران چیزی جز مبعوث شدن نیست که سیدالشهدای انقلاب پیش‌بینی کرده بود. بدون تردید اراده لایزال الهی به این برانگیختگی اعجاب‌آور تعلق گرفته است و این پدیده‌ نوظهور جلوه‌ای از آیه‌ کریمه‌ «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون» است.
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد/ آری آن جلوه که فانی نشود، نور خداست
اوج این حضور را در تجمع بالغ بر ۴۰ میلیون ایرانی، عراقی و دلدادگانی از سایر کشورها در تشییع پیکر مطهر قائد امت در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد نظاره‌گر بودیم. حاضران در این بدرقه‌ با شکوه و با عظمت، مظلومیت و حقانیت امام شهید را باور داشتند و عواطف و احساسات و نیز وجدان و بصیرت آنان اجازه نمی‌داد که نسبت به این رخداد بی‌نظیر بی تفاوت باشند. فطرت پاک و ضمیر آگاه به آنان نهیب می‌زد که در صحنه‌ شفاف رویارویی حق و باطل، نور و ظلمت، عدل و ظلم، شرافت و رذالت در طرف درست تاریخ بایستند و ضمن اعلام ارادت و تعلق خاطر خود به رهبر معظم انقلاب، انزجار و نفرت خود را از جلادان و دژخیمانی چون ترامپ و نتانیاهو به خاطر این جنایت بزرگ و صدها جنایت دیگر مانند قتل عام کودکان معصوم میناب و جوانان برومند ناو دنا، با اقدامی جمعی به رخ جهانیان بکشند. مردم ایران، جهان اسلام و آزادگان جهان، خود را مدیون و قدردان ابرمردی می‌دانند که نادره و یگانه دوران بود و از چنان جامعیتی برخوردار بود که بعد از انبیا، اولیا و ائمه در کمتر عالم و حاکمی این ویژگی را می‌‌توان یافت. عارف وارسته‌ای که یکپارچه نور، اخلاص، ایمان، عبادت، صداقت، مجاهدت، همت، شجاعت، فتوت، استقامت، معرفت، عدالت‌خواهی، مردم‌داری، ورع و پارسایی، ساده زیستی، دفاع از مظلوم و ظلم‌ستیزی و دیگر کمالات انسانی و مکارم اخلاقی و معنوی بود.
نکته دیگر احساس خطر مردم نسبت به سلطه‌ جنایت‌ پیشه‌گانی چون ترامپ اپستینی و نتانیاهوی جانی، بر ایران عزیز است که تن دادن به این ذلت و خواری به هیچ‌وجه با فرهنگ غنی، کرامت انسانی و شعور و شرف ایرانی و انسان‌های بزرگ منش و بلند طبعی که شعارشان «هیهات منّا الذلة» است، سازگاری ندارد. این خطر امری مخفی و نامحسوس نیست، ترامپ بارها از براندازی نظام ایران، محو و نابودی تمدن ایران، برگرداندن کشور به عصر حجر، تجزیه، سیطره بر نفت، تعیین رهبر ایران و از بین بردن قدرت موشکی و هسته‌ای ایران با صراحت سخن گفته است و نتانیاهوی نسل‌کش هم بر ایده لیبی‌سازی ایران بارها مانور داده است. خلاصه اینکه این تشییع که فراتر از تصور همگان بود دو جلوه و جنبه‌ آشکار داشت و مردم شریف با این دو انگیزه‌ خدایی، خالق باشکوه‌ترین و معنوی‌ترین تشییع یک رهبر و پیشوای دینی شدند. یکی نشان دادن عشق و شیدایی خود به دلبر محبوب و جانفدای خود و دیگری ابراز برائت و بیزاری و نیز مطالبه‌ خونخواهی و انتقام از قاتلان تبهکاری بود که روی دژخیمان تاریخ را سپید کرده‌اند و نام پلید و پلشت خود را به عنوان رکورددار جرم و جنایت جنگی ثبت کرده‌اند که امیدواریم هر چه زودتر توسط آزادگان جهان به سزای اعمال ننگین‌شان برسند و سخن رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌‌ای تحقق یابد که این جلادان، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور ببرند. آمین یا رب العالمین.

 

تصویری روشن از اقتدار، شکوه و همبستگی ایران 
محمدرضا میرتاج‌الدینی
نماینده ادوار مجلس

مراسم تشییع آقای شهید ایران که با حضور گسترده مردم و هیأت‌های خارجی برگزار شد، به مدت نزدیک به یک هفته ادامه یافت و به یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخی کشور تبدیل شد. این مراسم صرفاً یک آیین تشییع نبود، بلکه جلوه‌ای از همبستگی ملی، حماسه مردمی و پیوند عمیق میان مردم و رهبری را به نمایش گذاشت؛ رخدادی که ابعاد عاطفی، تاریخی و تمدنی آن مورد توجه افکارعمومی جهان قرار گرفت. میلیون‌ها انسان در داخل و خارج از کشور با حضور در مراسم و یا ابراز همدردی، ارادت خود را به رهبر شهید انقلاب نشان دادند. این حضور گسترده، بیانگر جایگاه و محبوبیت شخصیت‌ شهید و همچنین عمق پیوند مردم با آرمان‌های انقلاب اسلامی بود. از سوی دیگر، دشمنانی که همواره در پی القای فاصله میان مردم و نظام هستند، بار دیگر با واقعیتی متفاوت مواجه شدند و مشاهده کردند که ملت ایران در بزنگاه‌های حساس همچنان در صحنه حضور دارد. نکته برجسته دیگر انسجام و وحدت کم‌نظیر ملت ایران در این مراسم بود. از آیین وداع با پیکر شهدا تا اقامه نماز و مراسم تشییع در تهران، قم و مشهد، اقشار مختلف مردم با سلایق گوناگون در کنار یکدیگر حضور یافتند. این همدلی و یکپارچگی، جلوه‌ای از سرمایه اجتماعی کشور را به نمایش گذاشت و نشان داد که در مسائل اساسی، ملت ایران توانایی همگرایی و اتحاد را دارد. در واقع وحدت ملی همواره یکی از مهم‌ترین توصیه‌های رهبران انقلاب اسلامی بوده است. تأکید بر پرهیز از اختلافات و جلوگیری از تبدیل تفاوت دیدگاه‌ها به نزاع و شکاف اجتماعی، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. آنچه در این مراسم به نمایش درآمد، تصویری روشن از اقتدار، شکوه و همبستگی ملت ایران بود؛ تصویری که می‌تواند پشتوانه‌ای ارزشمند برای عبور از چالش‌های آینده باشد. از این‌رو حفظ این سرمایه اجتماعی و مراقبت از فضای همدلی و انسجام ملی، ضرورتی انکارناپذیر است. نباید اجازه داد حاشیه‌سازی‌ها، اختلاف‌افکنی‌ها یا منافع جناحی، این وحدت ارزشمند را خدشه‌دار کند. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه ملت ایران متحد بوده، توانسته است از سخت‌ترین آزمون‌ها با موفقیت عبور کند.
عوامل اصلی این پایداری را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: ایمان و باورهای عمیق دینی مردم، تبعیت از رهبری، صبر و استقامت در برابر فشارها و در نهایت وحدت و انسجام ملی. قرآن کریم نیز بر این حقیقت تأکید دارد که اختلاف و نزاع، زمینه‌ساز ضعف و از دست رفتن قدرت جامعه است. بر همین اساس، حفظ همبستگی ملی نه‌تنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک راهبرد اساسی برای تداوم اقتدار و پیشرفت کشور به شمار می‌رود. بی‌تردید دشمنان ایران همواره تلاش خواهند کرد با ایجاد اختلاف، این سرمایه بزرگ را تضعیف کنند؛ اما تجربه این روزها نشان داد که هر زمان مردم با وحدت و همدلی در کنار یکدیگر قرار گیرند، هیچ توطئه‌ای قادر به خدشه‌دار کردن عظمت و اقتدار ملت ایران نخواهد بود.

 

سیر در کهکشانی از فضایل
محمدکاظم انبارلویی
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی

هفته‌ای که گذشت، قاب دوربین‌های جهان، حضور مردمی را که در تهران، قم، کربلا، نجف و مشهد گرد هم آمده بودند، منعکس کردند. ناظران جهانی و صاحب‌نظران سیاسی جهان به این پرسش رسیدند که چرا یک مرد سیاستمدار و یک رهبر جامعه ایرانی تا این اندازه مورد تکریم و تعظیم قرار می‌گیرد؟ فیلسوفان مدرنیته در تبیین فلسفه سیاسی غرب و تعریف دموکراسی بر این اصل تأکید دارند که «چگونه حکومت کردن» مهم است، نه اینکه «چه کسی باید حکومت کند». از دل این نظریه، در قرن گذشته دو جنگ جهانی برخاست که میلیون‌ها انسان را در آتش خود سوزاند. اما در اسلام، مبتنی بر فلسفه غدیر، هم «چه کسی باید حکومت کند» اهمیت دارد و هم «چگونه حکومت کردن». شما در نمازی که در قم حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی قرائت کردند، مشاهده کردید که ایشان صفات و ویژگی‌هایی را به امام شهید ما نسبت دادند. به بهانه اقامه نماز، مخاطب ایشان خداوند متعال بود، اما در حقیقت به معرفی آن شخصیت پرداختند و فرمودند: «خداوندا، کسی بر تو وارد شده که سراپا بنده خداپرست است؛ او شهید اسلام و عترت است و در راه امت اسلام به شهادت رسیده است. خدایا، او برای پاسداری از موجودیت، عظمت، سروری و وحدت امت اسلام شهید شده است.» این نکاتی که در خطاب به خداوند بیان می‌شود، در حقیقت خطاب به امت اسلام، مسلمانان و جهان اسلام است. به تعبیری به بهانه اقامه نماز، با صدایی رسا به جهان اعلام می‌شود که شخصیتی که برای تعظیم او گرد آمده‌ایم، دارای چه صفاتی است؛ یعنی پاسخ به این پرسش که «چه کسی بر ما حکومت کرد.»
اکنون به حاکمان جهان نگاه کنید. شهید ما در کهکشانی از فضایل سیر می‌کند که هیچ‌یک از آنان به آن مرتبه نزدیک هم نمی‌شوند. نظام ولایت فقیه، نظامی نیست که در آن صرفاً یک پادشاه، رئیس‌جمهوری، امیر یا رئیس حزب در آن حکومت کند؛ بلکه در این نظام، کسی زمام امور را در دست دارد که در قله علم، عدالت، شجاعت، مدیریت و تدبیر قرار گرفته است. ما افتخار داریم در کشوری زندگی می‌کنیم که امامین انقلاب در قله اخلاق، انسانیت، عدالت و علم بوده‌اند و بر این کشور حکم رانده‌اند. امروز نیز ولی‌فقیهی بر جامعه ما حاکم است که در قله شجاعت، عدالت و علم قرار دارد. بنابراین، اگر بخواهیم راز این همه ابراز احترام و تکریم نسبت به این مرد بزرگ تاریخ معاصر را که در این شهرها تشییع شد بیان کنیم، باید بگوییم مردم در برابر چنین شخصیتی سر تعظیم فرود آورده‌اند. ما اگر بخواهیم امام و رهبر خود را به جهان معرفی کنیم، می‌گوییم او یک مفسر قرآن، فقیه، فیلسوف، روان‌شناس، جهان‌شناس، جامعه‌شناس، مدیری مدبر، سیاستمداری شجاع، زیرک، با کیاست، آینده‌نگر، مردم‌دار، دلسوز، مهربان و پاکدست است. جوامع دیگر کجا می‌توانند چنین فردی را بیابند و او را بر خود حاکم کنند؟ این امتیاز ملت و کشور ماست. بنابراین اگر پیکر پاک شهید ما را به هندوستان، پاکستان، مصر یا هر کشور دیگری می‌بردند، بی‌تردید همین تکریم و تعظیم صورت می‌گرفت؛ زیرا مردم در حقیقت علم، تقوا و دانایی را تکریم می‌کنند، نه صرفاً یک پیکر را. این پیکر، نماد آن صفات و فضایل است.
اگر بخواهیم تفسیری از این تعظیم و حضور میلیون‌ها انسان که حتی خبرگزاری‌های بزرگ جهان شمار آنان را دست‌کم بیش از 20 میلیون نفر برآورد کرده‌اند ارائه دهیم، باید بگوییم این حضور در شرایطی رقم خورد که بخش‌هایی از جهان در اختیار افرادی فاسدالاخلاق، بدعهد، ظالم و جنایتکار جنگی قرار دارد؛ کسانی که بسیاری از صفات ناپسندی که می‌توان به یک انسان نسبت داد، در آنان جمع شده است.  در مقابل، در این سوی جهان، انسان‌هایی زمام امور را در دست دارند که مظهر عصمت، پاکی، لطافت، علم و تقوا هستند. این، پیام اصلی است که می‌توان از این اجتماعات عظیم دریافت و آن را به درستی درک کرد.