سوگ ملی، ۴ ماه اشک و فریاد

محمد سرابی
روزنامه نگار


ایران این روزها صحنه تجلی اندوه عظیم و خروش ملی است. شهادت رهبر انقلاب اسلامی، ملتی را در عزایی بی‌سابقه‌ فرو برده که تنها نشانه غم و درد نیست؛ این سوگ دسته‌جمعی، نمایشی از اراده ملی برای ترمیم آسیب عمیق وارد‌آمده بر پیکره جامعه است. بررسی تصاویر چهار ماه تجمع‌های خیابانی و یک هفته وداع و تشییع به ما نشان می‌دهد آنچه امروز در خیابان‌های ایران می‌گذرد، نه یک واکنش مقطعی، بلکه زنجیره‌ای بافته شده و پیوسته است که ماه‌هاست تداوم یافته و چهره جدیدی از اراده ملی را به نمایش می‌گذارد. 
دشمنان در ابتدا تصور می‌کردند شهادت رهبر، عمود خیمه انقلاب را خواهد شکست اما محاسبات تغییر کرد. از همان سحرگاهی که شهادت رهبر اعلام شد، موجی از اندوه و خشم سراسر کشور را فرا گرفت. اما آنچه این جنایت را از بسیاری حوادث تلخ تاریخ ایران متمایز کرده، استمرار بی‌وقفه حضور مردم در صحنه است. در طول این چهار ماه، خیابان‌های تهران و صدها شهر دیگر، هر شب میزبان تجمعاتی بوده که در آن، جمعیت انبوهی از اقشار مختلف جامعه گرد هم آمده‌اند. 
این گردهمایی‌های شبانه، که گاه تا ساعات بامداد ادامه یافت، نه صرفاً سوگواری ساده، بلکه اعلام موضعی صریح و آشکار بوده است. در تمام این شب‌ها، یک فریاد مشترک از گلوهای هزاران نفر بیرون آمده: «انتقام خون رهبر شهید». این شعار که به نماد اصلی این تجمعات تبدیل شده، نشان می‌دهد که جامعه ایرانی، شهادت را نه پایان راه، بلکه آغازی برای فصل جدیدی از 
مبارزه می‌داند.
اوج این حضور پرشور، در مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید در مصلای بزرگ تهران و سپس تشییع باشکوه در خیابان انقلاب رقم خورد. میلیون‌ها نفر که از سراسر کشور خود را به پایتخت رسانده بودند، با چشمانی اشک‌بار و مشت‌های گره‌کرده، شعار‌های مشترکی را فریاد می‌زدند. در آن روز‌های تاریخی، فضای مصلی و مسیر خیابان انقلاب تا میدان آزادی، مملو از جمعیتی بود که نه تنها عزاداری می‌کردند، بلکه با صدای بلند، خواستار انتقام از عاملان و آمران بودند. پرچم‌های سرخ رنگ که بر فراز جمعیت به اهتزاز درآمده بود همگی گواه بر این حقیقت بود که این مراسم، تلفیقی از سوگ و خشم، از اشک و آتش، از وداع و وعده انتقام بوده است. مردم، با حضور حماسی خود، به دشمنان داخلی و خارجی پیام روشنی دادند که خون رهبرشان هدر نخواهد رفت و این جنایت، بی‌پاسخ نخواهد ماند.
میلیون‌ها ایرانی در مراسم تشییع و خاکسپاری در شهرهای مختلف، از تهران تا مشهد، حضور یافتند و صحنه‌هایی کم‌نظیر از همبستگی ملی را خلق کردند. این حضور گسترده، چیزی فراتر از وداع با یک رهبر بود؛ اقدامی جمعی برای ترمیم آسیب روحی و سیاسی ناشی از این ضایعه بزرگ محسوب می‌شود. مردم با این گردهمایی عظیم، پیام دادند که جامعه ایرانی با وجود اندوه، منسجم‌تر از همیشه در مسیر آرمان‌های انقلاب گام برمی‌دارد. اما نکته کلیدی این است که مطالبه انتقام، تنها واکنشی احساسی نیست، بلکه پاسخی راهبردی برای مقابله با بار سنگین شهادت رهبر و ترمیم خلأ ایجادشده در جامعه است. پیوند این سوگواری با مفاهیم عمیق مذهبی، به ویژه قیام کربلا، تلاشی برای تبدیل یک تراژدی ملی به سرمایه‌ای برای همبستگی و مقاومت 
است.
جامعه ایرانی در طول تاریخ خود نشان داده که به تناسب شدت هر حادثه، واکنشی متناسب از خود بروز می‌دهد. آنچه امروز در خیابان‌های ایران می‌گذرد، دقیقاً مصداق همین قاعده تاریخی است: ملتی که در سخت‌ترین لحظه، با تجمیع ظرفیت‌های عاطفی و نمادین خود،  آن را به فرصتی برای بازسازی انسجام ملی تبدیل می‌سازد. این مکانیسم خودتنظیم‌گر، رمز دوام جوامع در مواجهه با مشکلات است. تجربه چهار ماهه اخیر، به روشنی نشان داده که جامعه ایرانی با وجود همه تفاوت‌ها و سلایق گوناگون، در برابر تهدید وجودی، وحدت مثال‌زدنی از خود 
بروز می‌دهد.
تحقیقات علوم سیاسی و جامعه‌شناسی جنگ نیز مؤید این نکته است که شرایط جنگی و تهدیدات بیرونی، به طور معجزه‌آسایی باعث افزایش همبستگی ملی و کاهش اختلافات داخلی می‌شود. نظریه «همبستگی در برابر تهدید خارجی» که توسط جامعه‌شناسان مطرح شده، به روشنی نشان می‌دهد که گروه‌های انسانی در مواجهه با دشمن مشترک، مرزهای درونی را کنار می‌گذارند و هویتی واحد شکل می‌دهند.
ادراک خطر وجودی، سطح اعتماد و مشارکت جمعی را به شدت افزایش می‌دهد. ایران امروز نیز در قالب همین نظریه، با تبدیل یک معضل به کاتالیزوری برای وحدت،  سرمایه اجتماعی خود را برای رویارویی با چالش‌های آتی بازآرایی می‌نماید.
در نهایت، آنچه از دل این سوگ ملی چهارماهه برمی‌آید، عزمی جمعی و اراده‌ای پولادین برای ترمیم آسیب‌ها و پیگیری خون رهبر شهید است. تجمعات شبانه‌ای که هر شب در کوچه و خیابان‌های ایران برپاست، مراسم وداع مصلی که با اشک و فریاد همراه بود و تشییع خیابان انقلاب که حماسه‌ای بی‌نظیر خلق کرد، همگی آیینه تمام‌نمای همبستگی و خواست ملی برای تداوم مسیر مقاومت و انتقام خون ریخته‌شده هستند. 
جامعه ایران با واکنشی متناسب با عمق این فاجعه، بار دیگر نشان داد که در ‌ خاص‌ترین شرایط، نه تنها دوام می‌آورد، بلکه از دل اندوه، رمقی تازه برای حیات سیاسی و اجتماعی خویش به دست می آورد و با فریاد «انتقام» که از شب‌های بی‌شمار این چهار ماه برمی‌خیزد، پیام روشنی به جهان مخابره می‌کند. این زخم‌ها ترمیم می‌شوند و این ملت دوباره به حیات خود 
ادامه می‌دهد.

صفحات
  • صفحه اول
  • ایران زمین
  • گزارش
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و نه
 - شماره نه هزار و شصت و نه - ۱۹ تیر ۱۴۰۵