در حافظه موقت ذخیره شد...
علی براتی در گفتوگو با «ایران» از پرفورمنس باید برخاست گفت
روایت ایستادگی و استمرار یک مسیر در میادین تهران
براتی درباره نقطه آغاز شکلگیری این پروژه گفت: «همه چیز از زمانی آغاز شد که قطعه «باید برخاست» به شکل گستردهای میان مردم شنیده شد و بازتاب زیادی پیدا کرد. این موسیقی ریتم متفاوتی داشت و از استعارههایی استفاده میکرد که در عین سادگی، تأثیر عاطفی زیادی بر مخاطب میگذاشت. طبیعی بود که برای ما هم این سؤال پیش بیاید که آیا میتوان بر اساس چنین اثری یک پرفورمنس طراحی کرد یا نه.»
او ادامه داد: «در جلسات مختلف با اعضای گروه درباره این موضوع صحبت میکردیم و همه علاقه داشتند ایدهای برای اجرای آن پیدا کنیم، اما هرچه بیشتر فکر میکردم، بیشتر به این نتیجه میرسیدم که تصویرسازی برای چنین موسیقیای بسیار دشوار است. حتی تا نخستین جلسه تمرین نیز احساس میکردم امکان ساخت این اثر وجود ندارد، زیرا روایت شنیداری موسیقی آنقدر کامل و قدرتمند بود که تصور میکردم تصویر نمیتواند چیزی به آن اضافه کند.»
کارگردان «باید برخاست» افزود: «شب قبل از نخستین تمرین، تا صبح روی اثر فکر کردم. صحنهها یکی پس از دیگری در ذهنم شکل گرفتند و همان شب ساختار کلی اجرا برایم کامل شد. در واقع میتوانم بگویم این پرفورمنس در همان چند ساعت متولد شد.»
براتی با اشاره به مضمون اصلی اثر گفت: «برداشت من این است که این روایت تنها درباره یک شخصیت نیست، بلکه درباره ادامه یافتن یک مسیر است؛ مسیری که از آغاز تاریخ شکل گرفته و در هر دوره، انسانهایی مسئولیت هدایت جامعه را بر عهده گرفتهاند. هر کدام از این افراد حلقهای از یک زنجیره هستند و مأموریت خود را به نسل بعد منتقل میکنند.» او ادامه داد: «در این نگاه، انسانهای بزرگ صرفاً متعلق به یک مقطع زمانی نیستند، بلکه ادامهدهنده راه کسانی هستند که پیش از آنها آمدهاند. به همین دلیل تلاش کردیم این مفهوم را به زبان نماد و تصویر بیان کنیم و نشان دهیم که مسئولیت ادامه دادن این مسیر، تنها بر عهده یک فرد نیست، بلکه هر یک از ما میتوانیم سهمی در آن داشته باشیم.»
براتی درباره شیوه اجرای این پرفورمنس نیز گفت: «سعی کردم تمام مفاهیمی را که در شعر وجود دارد، با زبانی کاملاً امروزی و در قالب پرفورمنس به تصویر بکشم. از جایی به بعد، ریتم موسیقی به اندازهای بر مخاطب تأثیر میگذارد که ممکن است همه واژهها بهطور دقیق شنیده نشوند؛ به همین دلیل تلاش کردیم حرکت بازیگران، طراحی میزانسن و تصاویر نمایشی، مکمل شعر باشند و مخاطب بتواند معنا را هم از طریق شنیدن و هم از طریق دیدن دریافت کند.»
او افزود: «در بخشهایی از اجرا، مخاطب با تصاویری نمادین از واقعه کربلا، روایت پیامبران و مقاطع مختلف این مسیر روبهرو میشود. این تصاویر به شکل مستقیم روایت نمیشوند، بلکه به صورت نمادین در طول اجرا شکل میگیرند تا مخاطب بتواند با برداشت شخصی خود با آنها ارتباط برقرار کند.» به گفته این کارگردان، در طراحی صحنه و اجرای پرفورمنس از المانهایی استفاده شده که برای مخاطب امروز آشنا هستند. او در این باره گفت: «تلاش کردیم از نشانهها و عناصری استفاده کنیم که مردم در زندگی روزمره خود با آنها مواجه هستند. همین موضوع باعث میشود تماشاگر در مدت کوتاهی با فضای اجرا همراه شود و ارتباط عاطفی لازم را با اثر برقرار کند.»
براتی درباره زمان اجرای این پرفورمنس نیز اظهار کرد: «نخستین اجرای این اثر پنجشنبه شب گذشته در باغ فردوس برگزار شد و پس از آن نیز اجراهایی در دیگر میادین اصلی تهران داشتهایم.»
او در پایان با اشاره به همزمانی اجرای این اثر با آیینهای بدرقه و تشییع رهبر شهید گفت: «از دست دادن شخصیتی که برای بسیاری از مردم به یک رهبر و چهره اثرگذار تبدیل شده، اتفاق تلخی است. در چنین لحظاتی، واژهها معمولاً توان بیان احساسات را ندارند. وقتی انسان، عزیزی را از دست میدهد، بیش از هر چیز سکوت و خاطرات او در ذهنش باقی میماند. فکر میکنم بسیاری از مردم این روزها چنین حسی را تجربه میکنند و طبیعی است که این اندوه تا مدتها در حافظه جمعی جامعه باقی بماند. امیدوارم «باید برخاست» بتواند سهم کوچکی در همراهی با مردم داشته باشد.


