در حافظه موقت ذخیره شد...
تداوم خون در قاب دیوار
در این قاب، رابطه پدربزرگ و نوه، از منطق زیست روزمره فاصله میگیرد و به منطق اسطوره نزدیک میشود. گویی خون، حافظه و آرمان در یک خط ممتد حرکت میکنند و زمان را دور میزنند. روز تشییع نیز نه صرفاً یک زمان تاریخی، بلکه لحظهای آیینی است که در آن مرگ، از پایان به آغاز تبدیل میشود. روایتی که در آن سوگ، فقط سوگ نیست، بلکه ابزار تولید معناست. تماشاگر، در برابر چنین تصویری، نه فقط بیننده یک خاطره، بلکه درگیر یک بازخوانی از مفهوم «تداوم» میشود: تداوم یک نام، یک خون و یک روایت. عکس تلاش نمیکند گذشته را تمام کند، بلکه آن را به دیوار امروز میدوزد تا آینده، ناگزیر از دیدن آن باشد.
عکس: علی ابک

