یکدست در مقابل دشمنان
عبدالکریم سروش
این روزها کشور ایران شاهد حوادث نادر، عبرتآموز و پرخاطرهای است. ما پس از وفات شخص آقای (آیتالله) خمینی که چنان بدرقهای را از مردم دیدیم، تنها پس از ترور ناجوانمردانه شهید سلیمانی بود که عشق مردم را نسبت به آن سرباز خادم و وفادار شاهد شدیم. اکنون برای بار سوم است که در بدرقه شهیدان چنین اجتماع پر از عشق و پر ارادتی را شاهد هستیم. بیش از این عشق و اردات یا شاید بتوانیم بگوییم هموزن با آن، شاهد اظهار تنفر نسبت به متجاوزانی هستیم که ناجوانمردانه به خاک ما هجوم آوردند، مردم بیگناه ما را کشتند، رهبران، سپاهیان، دلاوران، سربازان دلیر کشور و بیگناهان را از دم تیغ جنایت خود گذراندند و چهره واقعی و اهریمنی خود را نشان دادند. در حقیقت این نمایش عشق؛ نمایش تنفری است نسبت به این جهانخوارانی که دم از حقوق بشر میزنند و بویی از وفا به بشر نبردهاند.
ما حرمت مینهیم به مردم کشورمان و به این ارادتی که نسبت به شهیدان فقید خود میورزند و میبینیم که چگونه مایلند یدواحده درمقابل ظالمان و دشمنان بایستند و نشان دهند علیرغم اختلافات درونی در مقابل متجاوزان دست واحد هستند و کوتاه نمیآیند. چناچه دیدیم این نمایش عشق آنها حتی تجاوزگران را به شگفتی درآوردند و آنها هم به چشمان کور خود دیدند که مردم ما به چه عشق میورزند و چگونه اظهارتنفر از آن غاصبان میکنند.
آری تذکری هم داریم به گردانندگان امور در کشور؛ که این عشق را میبینید اما هیچ تمدنی بر عشق تنها بنا نشده است. عشق و احساسات زودگذر است و آنچه میماند عقلانیت و تدبیر است. و البته که این عقلانیت و تدبیر باید چنان محکم و راسخ باشد که برای دههها و قرنها بماند و بتواند ملتی را پایدار نگه دارد. بخشی از عقلانیت و تدبیر توانمندی نظامی و قدرت مسلح است، اما بخش عظیمتر آن در راضی کردن عقول مردم و به دست آوردن دل مردمان است. و ما چه خشنودیم از اینکه توانمندیهای نظامی کشورمان را میبینیم و فداکاریهای سربازان دلیرمان را، دلاوران وفادار و جانفشان را، اما مایلیم کفه دیگر ترازو هم به همین اندازه سنگین شود و گردانندگان امور و سیاستمداران حقیقتا؛ و نه فقط به زبان که به دل مردمدار و مردممدار باشند و طالب رضایت مردمان باشند و آنچه را که شرط عقل است و شرط اخلاق، به جا بیاورند.

