گفت‌وگوی «ایران» با هادی آرزم درباره قطعه «صدای تو» که برای رهبر شهید ساخته شد

احساساتم را به زبان موسیقی بیان کردم

موسیقی همواره یکی از تأثیرگذارترین ابزارها برای روایت احساسات، ثبت رویدادهای تاریخی و ادای احترام به شخصیت‌های اثرگذار بوده است. قطعه «صدای تو» به آهنگسازی هادی آرزم نیز با همین رویکرد و با الهام از یاد و نام رهبر شهید تولید شده و تلاش می‌کند مفاهیمی چون ایستادگی، آرمان‌خواهی و ماندگاری یک صدا و اندیشه را در قالب موسیقی به مخاطب منتقل کند. هادی آرزم، آهنگ‌ساز و نوازنده ویولن و کمانچه است که از سال ۱۳۵۸ به طور جدی به کار آهنگ‌سازی روی آورد و بیشتر در زمینه موسیقی انقلابی فعالیت کرد و گروه« هم آوایان اهل البیت» به رهبری استاد آرزم شکل گرفت .این گروه متشکل از قاریان قرآن فعال در عرصه موسیقی آیینی است و اسماء الحسنی، جوشن کبیر و دعای نور از تولیدات ماندگار این گروه است.    در این گفت‌وگو با هادی آرزم، درباره روند شکل‌گیری قطعه «صدای تو» و پیامی که این اثر قصد دارد به مخاطبان خود منتقل کند، گفت‌وگو کرده ایم که در ادامه می خوانید:

نداسیجانی
گروه فرهنگی

 از چگونگی تولید قطعه «صدای تو» بگویید. این اثر با چه انگیزه ای ساخته شد؟ 
با توجه به رخدادهای اخیر، دو اثر ساختم که هر دو متأثر از فضای همان روزها بود. یکی از آنها قطعه «مظهر مقاومت» با شعری از محمدرضا سهرابی‌نژاد بود. اما شعر قطعه «صدای تو» سروده مرضیه براتی را در گروهی دیدم که شاعران آثارشان را به اشتراک می‌گذاشتند. شعر برایم جذاب بود واحساس کردم ارتباط عمیقی با شرایطی دارد که در آن قرار داشتیم؛ به‌خصوص شب‌هایی که میدان‌های شهر مملو از حضور مردم و شور و هیجان بود. با شاعر ارتباط گرفتم و پس از گفت‌وگو، ساخت موسیقی آغاز شد.
بعد از انتخاب شعر، موضوع را با محسن صفایی‌فرد، رئیس مرکز شعر، موسیقی و سرود سازمان صداوسیما، مطرح کردم و ایشان هم شعر را پسندیدند. برای این اثر حدود چهار ملودی مختلف ساختم.  ابتدا فضای کار کاملاً حماسی و ریتمیک بود و یک فضای رزمی و شبیه مارش داشت، اما در ادامه تغییراتی ایجاد شد. محسن صفایی‌فرد براین نظر بودند که  احتمال دارد این شعر برای مراسم تشییع استفاده شود، نگاه من تغییر کرد و به سمت موسیقی‌ای رفتم که بیشتر حالت تأثر و اندوه را منتقل کند. درواقع ساختار کار به سمت پاپ و ملودرام رفت؛من چندان در این فضا کار نمی‌کنم اما  تلاش کردم با فراز و فرودهای ملودی، احساسات مختلف شعر را منتقل کنم. در نهایت انتخاب این ملودی براساس اندیشه و باوری که از شعر دریافت کردم، صورت گرفت.  امیدوارم با انتشار این قطعه توانسته باشیم به رهبر شهیدمان ادای دین کرده  و آن مفاهیمی را که در شعر وجود دارد، با زبان موسیقی بیان کنیم.

با زبان شعر و موسیقی چه مؤلفه‌هایی را برای انتقال مفهوم شخصیت و جایگاه ایشان در نظر گرفتید؟
انتقال مفهوم و جایگاه یک شخصیت با زبان شعر به احساس و اندیشه آهنگساز برمی‌گردد. وقتی یک آهنگساز شعری را می‌بیند، آنچه در ذهن و دلش شکل می‌گیرد مسیر موسیقی را تعیین می‌کند.
به نظرم این شعر کاملاً روایت کننده شخصیت ایشان است. عنوان قطعه را «صدای تو» گذاشتم، چون صدای رهبر شهید برای بسیاری از مردم خاطره‌انگیز بود؛ به‌ویژه برای کسانی که احساس نزدیکی بیشتری با ایشان داشتند.
در شعر آمده است: «ای خشم رودهای خروشان، صدای تو»؛ این تصویر به ماندگاری یک صدا و اندیشه اشاره دارد. یا آنجا که شاعر می‌گوید: «دشمن خیال کرده تو را می‌کشد / ولی پیچیده در میانه میدان صدای تو»، به حضور مردم و تداوم یک جریان فکری اشاره می‌کند.
مرضیه براتی‌  در این شعر تصاویر بسیار دقیقی ساخته است؛ بطور مثال «در شعله‌های آتش نمرود زنده‌ای» که اشاره‌ای نمادین به ماندگاری یک باور دارد. همچنین بخش‌هایی از شعر یادآور همان روزهایی است که صدای ایشان از مساجد و رسانه‌ها در شهرها شنیده می‌شد. این هماهنگی میان شعر و شرایط اجتماعی باعث شد این اثر را انتخاب کنم.

طی این سال‌ها دیداری با مقام معظم رهبری داشته‌اید؟
 دیدارهایی در صداوسیما و همچنین به‌صورت حضوری خدمت ایشان داشتیم که همیشه برای من خاطره‌انگیز بوده و است. حضرت آقا به همه رشته‌های هنری علاقه داشتند، اما نگاه ایشان نسبت به قرآن ویژه بود.
از زمان ریاست‌جمهوری ایشان، در اولین روز ماه مبارک رمضان، اهالی قرآن دعوت می‌شدند و من این افتخار را داشتم که به‌عنوان یک قاری پیشکسوت قرآن، هر سال در محضر ایشان حضور داشته باشم. از تلاوت‌هایی که انجام می‌شد، توضیحاتی که ایشان ارائه می‌کردند و نکاتی که مطرح می‌کردند، بهره می‌بردیم.
دیدارهای دیگری هم با حضور هنرمندان و آهنگسازان برگزار می‌شد. من هم دو بار این افتخار را داشتم که خدمت ایشان باشم و از صحبت‌های شان درباره موسیقی استفاده کنم. من در حوزه موسیقی آکاپلا و آثار آیینی و مذهبی فعالیت کرده‌ام. به یاد دارم زمانی که ایشان از رادیو معارف بازدید داشتند، برخی از کارهای من از آنجا پخش می‌شد. ایشان درباره آثار من اشاره‌ای داشتند و فرموده بودند که سلیقه آرزم در موسیقی را می‌پسندند. این صحبت برای من بسیار ارزشمند بود؛ اینکه ایشان با چنین دقتی آثار مختلف را دنبال می‌کردند و به جزئیات توجه داشتند.

با توجه به این دیدارها، چقدر شخصیت و نگاه ایشان در ساخت این موسیقی تأثیرگذار بود؟
اولین بار که صحبت‌های مقام معظم رهبری را شنیدم، مربوط به دوره ریاست‌جمهوری ایشان بود؛ در جمع شاعران و در مراسم بزرگداشت یکی از استادان شعر. شاعران بزرگی از شهرهای مختلف حضور داشتند و ایشان درباره شعر و ادبیات صحبت کردند.
نوع شناخت و اشرافی  که نسبت به شعر و ادبیات داشتند، برای من بسیار جالب بود. همان زمان با خودم گفتم افتخار می‌کنم چنین شخصیتی رئیس‌جمهور کشور ماست. توجه ایشان به ادبیات و هنر همیشه برای من ارزشمند بود.
نگاه ایشان به موسیقی هم برایم جالب بود. درباره آهنگسازان بزرگ دنیا صحبت می‌کردند و حتی قطعات موسیقی را با نام آهنگساز یا اثر می‌شناختند و درباره آنها توضیح می‌دادند. این میزان اشراف به موسیقی و هنر برای من بسیار قابل توجه بود. ایشان هنرمندان، به‌ویژه موزیسین‌ها، را به شناخت بیشتر و توجه جدی‌تر به هنر توصیه می‌کردند.

با توجه به تجربه این دیدارها، دوست دارید موسیقی‌ای که ساخته‌اید چه احساسی را به مخاطب منتقل کند؟
من فقط احساس خودم را بیان کردم و نمی‌دانم تا چه اندازه می‌تواند روی مخاطب اثر بگذارد. اما کاملاً براساس احساسی که شعر در من ایجاد کرد، تلاش کردم همان حس را با ملودی منتقل کنم.
بسیاری از آهنگسازان هم همین نگاه را دارند؛ مگر اینکه کاری سفارشی باشد و چارچوب مشخصی برای ساخت تعیین شود. من در این شعر سعی کردم احساس شخصی خودم را با این کلام و ادبیات، به زبان موسیقی تبدیل کنم.

اگر این اثر سفارشی بود، ترجیح می‌دادید بیشتر روایتگر احساسات مردم باشد یا فضای رسمی یک مراسم را بازتاب دهد؟
 یک هنرمند معمولاً تحت تأثیر اتفاقاتی است که در جامعه رخ می‌دهد. نمی‌شود احساس و نگاه هنرمند را از فضای اجتماعی جدا کرد.
هر چیزی که می‌شنویم، می‌بینیم و تجربه می‌کنیم، در ذهن و کار ما اثر می‌گذارد. هنرمند هم در نهایت بیان‌کننده بخشی از همین احساسات جمعی است؛ به‌خصوص وقتی خودش درگیر یک اتفاق یا موضوع خاص باشد. بنابراین اثری که ساخته می‌شود، نمی‌تواند کاملاً جدا از شرایط و احساسات جامعه باشد.

وقتی قرار است یک شخصیت تاریخی یا سیاسی در قالب موسیقی روایت شود، آهنگساز با چه چالش‌هایی روبه‌روست تا اثر از شعار فاصله بگیرد و به یک اثر ماندگار تبدیل شود؟
مهم‌ترین نکته این است که هنرمند، در هر رشته‌ای که فعالیت کند؛ چه ادبیات، چه نقاشی و چه موسیقی، تحت تأثیر اتفاقات جامعه خود قرار می‌گیرد.
کاری که من انجام دادم یا آثاری که دوستان دیگر به این مناسبت ساخته‌اند، بی‌تأثیر از شرایطی که جامعه در یک مقطع تاریخی خاص تجربه کرده، نیست. ما در ماه‌های گذشته در شرایط ویژه‌ای قرار داشتیم و طبیعی است که این اتفاقات در ذهن و احساس هنرمند اثر بگذارد.
زمانی که روی این شعر کار می‌کردم و موسیقی آن را می‌ساختم، فضای جامعه، اتفاقات و شرایط روز پیش چشمم بود. آنچه اتفاق می‌افتاد و تصاویری که می‌دیدم، ناخودآگاه در روند ساخت اثر تأثیر داشت.
البته معتقدم اگر آهنگساز دیگری هم روی همین شعر کار می‌کرد، ممکن بود از نظر ساختار موسیقی، ارکستراسیون و نگاه هنری به مسیر دیگری برسد و حتی اثری متفاوت و شاید قوی‌تر خلق کند.

تجربه شما از ساخت موسیقی برای یک چهره تاریخی چه تفاوتی با ساخت آثار دیگر دارد؟ آیا در این نوع آثار احساس مسئولیت بیشتری دارید؟
 در شرق، به‌خصوص در ایران، موسیقی معمولاً با کلام پیوند عمیقی دارد و مخاطب ما بیشتر با ادبیات و شعر ارتباط برقرار می‌کند؛ به این دلیل که گستردگی و تنوع سازها و ساختارهایی که در موسیقی کلاسیک غرب وجود دارد، در موسیقی بومی ما محدودتر است. برای همین، بخش زیادی از ارتباط مخاطب ایرانی با موسیقی از مسیر کلام و شعر شکل می‌گیرد.
در موسیقی جهان، سمفونی‌های بزرگی ساخته می‌شود که گاهی ۴۵ تا ۵۰ دقیقه طول می‌کشد و مخاطب بدون وجود شعر، فقط از طریق رنگ‌آمیزی سازها، ساختار آهنگسازی و فضای موسیقی ارتباط برقرار می‌کند. اما در موسیقی ما، شعر نقش بسیار مهمی دارد.
وقتی موضوع به یک شخصیت تاریخی مربوط می‌شود، انتخاب کلام اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر قرار است موسیقی برای یک شخصیت ساخته شود، باید شعری انتخاب شود که ریشه‌دار، دقیق و موجز باشد.درواقع شعر باید ویژگی‌ها و ابعاد آن شخصیت را منتقل کند. گاهی حتی یک اشاره غیرمستقیم می‌تواند تأثیر بیشتری داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که بدون ذکر نام، مخاطب بتواند آن شخصیت را در ذهن خود تصور کند.
پس ابتدا یک کلام قوی  و اثرگذار لازم است و بعد رسالت آهنگساز آغاز می‌شود؛ یعنی  ملودی مناسبی انتخاب کند، تنظیم درستی انجام دهد و اگر قرار است اثر گسترده‌تر باشد، از ظرفیت‌هایی مانند ارکستر استفاده شود.نکته دیگر اینکه ساخت چنین آثاری برای یک شخصیت ارزشمند، نیازمند زمان و دقت است و نباید با عجله انجام شود.

در ساخت این موسیقی چقدر به سلیقه شخصی خودتان وفادار بودید و چقدر تلاش کردید اثر متناسب با فضای مراسم و احساس مردم باشد؟
من از فضای جامعه دور نبودم. در تجمعات شبانه، همراه با گروه اهل‌بیت، با یک ساز ویولن و یک خواننده در میدان‌های مختلف تهران برنامه اجرا کردیم و از نزدیک شاهد احساسات و هیجان مردم بودیم. من خودم را جدا از مردم نمی‌دانم و یکی از اعضای کوچک همین جمعیت بودم که در آن شب‌ها حضور داشتند.
در بسیاری از این شب‌ها، اتفاقات احساسی در نزدیکی همان تجمعات رخ می‌داد و ما از فضای واقعی جامعه فاصله نداشتیم. بنابراین این اثر را با همان احساس شخصی خودم ساختم. زبان من موسیقی است و تلاش کردم این احساسات را با همین زبان و به شکلی ساده و صادقانه بیان کنم.

اگر بخواهید این قطعه را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چه نسبتی با شخصیت رهبر شهید دارد؟
نکته جالب این است که در این اثر هیچ اشاره مستقیمی به نام ایشان نشده، اما ویژگی‌ها و نشانه‌هایی که در شعر وجود دارد، باعث می‌شود مخاطب وقتی آن را می‌شنود، کاملاً متوجه شود که این قطعه در سوگ شهادت رهبر ساخته شده است.
تمام اشاره‌هایی که در شعر وجود دارد، برگرفته از شخصیت، گفتار، نگاه و توصیه‌های ایشان است. تلاش شده بدون اینکه نامی به‌صورت مستقیم مطرح شود، آن تصویر و آن احساس در ذهن مخاطب شکل بگیرد. 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • گفت و گو
  • گزارش
  • کتاب
  • ایران زمین
  • فرهنگی
  • قاب
  • ورزشی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و چهار
 - شماره نه هزار و شصت و چهار - ۱۴ تیر ۱۴۰۵