کارشناسان و فعالان سیاسی در گفتوگو با «ایران» ارزیابی کردند
هم وداع هم تجلی انسجام ملی
گروه سیاسی/ ایرانیان اگر چه برای وداع با رهبر شهید خود به مراسم عزا آمدهاند اما این صرفاً یک عزاداری ساده همراه با گریه و مویه نیست. آنان از سراسر کشور خود را به تهران و مصلی رساندهاند تا همزمان با وداع با آیتالله خامنهای که عمری را در راه اعتلای انقلاب و ایران اسلامی گذراند و شهید شد، تجدید عهد کنند که همچون گذشته بر سر عهد و پیمان خود با آرمانهای رهبر شهید هستند. در حقیقت این یک مراسم عزاداری آگاهانه و معرفتاندیشانه است. همزمان که احساسات خود را بروز میدهند و اشک گونههایشان جاری است، به این مهم هم اهتمام دارند که آمدهاند تا قاب بزرگی از تجلی وحدت و انسجام ملی را ترسیم و این پیامها را مخابره کنند که قدردان مجاهدتهای رهبر شهیدشان هستند، حضور در میدان را با شهادت آیتالله خامنهای پایان یافته نمیدانند بلکه آن را رسالتی دائمی میدانند تا به اقتضای شرایط برای ایران و نظام جمهوری اسلامی به هر شیوه لازمی ایفای نقش کنند. در حقیقت این حماسه حضور، همان گونه که پیش از این هم انتظار میرفت و خیلی از کارشناسان و تحلیلگران مطرح کرده بودند، تبدیل به سرمایه اجتماعی بزرگی برای نظام و مسئولان کشور شده است تا هم پشتوانه قویتر و مستحکمتری برای ادامه راه باشد هم گرهگشا و راه عبور از مشکلات کشور. حفظ و تقویت وحدت ملی از منظر کارشناسان سیاسی محور اصلی این حضور و تجدید عهد است. انسجام ملی را نباید به همین ایام جنگ و وداع محدود کرد. بخصوص که نه تهدیدها تمام شده است و نه دشمنیها با جمهوری اسلامی ایران. بر همین اساس برخی از کارشناسان و فعالان سیاسی در یادداشتها و گفتوگوهایی با روزنامه ایران تأکید کردهاند که باید قدر این مردم و این انسجام اجتماعی بزرگ را دانست و آن را نیروی مقوم و محرک برنامهریزیهای کلان برای اعتلای کشور کرد.
قدردانی عمومی نسبت به مجاهدتها و صبوریها
محمدحسین صفار هرندی
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
حضور گسترده و متنوع مردم در چنین مراسمی را نباید صرفاً در چارچوب یک آیین سوگواری تحلیل کرد. این رخداد، واجد ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گستردهای است و ظرفیت بالایی برای بازتولید سرمایه اجتماعی و تقویت همبستگی ملی دارد. بهویژه در شرایطی که کشور همچنان با تهدیدها و فشارهای خارجی مواجه است، چنین حضوری میتواند تصویری متفاوت از نسبت جامعه با رهبری و نظام سیاسی به افکار عمومی داخلی و بینالمللی ارائه دهد. طی سالهای گذشته، برخی رسانههای معاند با روایتهایی نادرست تلاش کردند رابطه میان مردم و رهبری را بهعنوان رابطهای مبتنی بر شکاف و تقابل بازنمایی کنند، اما حضور گسترده مردم در این مراسم، پاسخی عملی و عینی به این روایتهاست. مردمی که با وجود گرمای شدید تابستان، دشواریهای اقتصادی و شرایط خاص کشور در این مراسم شرکت میکنند، در عمل نشان میدهند پیوندهای هویتی، اعتقادی و عاطفی میان جامعه و رهبری بسیار عمیقتر از آن است که بتوان آن را با تحلیلهای رسانهای یا محاسبات صرف سیاسی تبیین کرد. از منظر جامعهشناسی سیاسی، آیینهای ملی و مذهبی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشوند که بتوانند احساس تعلق، اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی را تقویت کنند. این مراسم نیز دقیقاً از همین ظرفیت برخوردار است؛ زیرا افراد با سلایق و گرایشهای مختلف اجتماعی و سیاسی، حول یک نماد مشترک گرد هم میآیند و تصویری از همگرایی ملی را به نمایش میگذارند. در چنین شرایطی، اصل حضور مردم، بزرگترین سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که ضمن افزایش انسجام داخلی، پیام ثبات، اقتدار و انسجام جمهوری اسلامی را به بیرون از مرزها منتقل میکند.
این مراسم، فرصت مناسبی برای بازخوانی کارنامه چند دهه مدیریت و هدایت کشور نیز به شمار میرود. بخش قابل توجهی از دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزههای علمی، فناوری، دفاعی، منطقهای و بینالمللی، حاصل استمرار راهبردهایی است که طی بیش از سه دهه دنبال شده است. تثبیت جایگاه ایران بهعنوان یکی از قدرتهای اثرگذار منطقه و بازیگری مهم در معادلات بینالمللی، بدون توجه به این مسیر قابل تحلیل نیست. از این منظر، مراسم تشییع میتواند نمادی از قدردانی عمومی نسبت به مجاهدتها، صبوریها و هزینههایی باشد که برای حفظ استقلال، امنیت و پیشرفت کشور پرداخت شده است.
مهمترین شرط تبدیل این حضور گسترده به یک فرصت ملی، پرهیز از هرگونه بهرهبرداری جناحی و سیاسی است. سرمایه اجتماعی زمانی تقویت میشود که همه اقشار جامعه احساس کنند این مراسم متعلق به همه ملت ایران است و نه ابزاری برای رقابتهای سیاسی یا منافع گروهی. هرگونه تلاش برای مصادره این اجتماع عظیم به سود جریانها یا سلیقههای خاص، از ظرفیت وحدتآفرین آن خواهد کاست.
رهبر همه ایرانیان
احمد بخشایش
عضو کمیسیون امنیت ملی
و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی
از نگاه من، تشییع رهبران و شخصیتهای بزرگ، با بدرقه و وداع افراد عادی تفاوتی اساسی دارد. معمولا ورود افراد با استقبال و شور عمومی همراه است. اما هنگام خروج از صحنه زندگی، به دلایل مختلف، نوعی پراکندگی و تفرقه در جامعه دیده میشود. با این حال، هنگامی که یک رهبر یا شخصیت برجسته به شهادت میرسد، احترام به جایگاه، ارزشها و شخصیت او سبب میشود جمعیت گستردهای برای بدرقهاش گرد هم آیند. همانگونه که در مراسم تشییع شهید سلیمانی شاهد حضور گسترده مردم بودیم، چنین مراسمی پیش از هر چیز میتواند موجب تقویت انسجام و وحدت ملی شود.
در شرایطی که جامعه با برخی شکافهای سیاسی و اجتماعی روبهروست برگزاری یک تشییع باشکوه میتواند این شکافها را تا حد زیادی کاهش دهد و زمینه همگرایی بیشتری را فراهم سازد. هنگامی که میلیونها نفر، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی و جناحی، در یک مراسم مشترک حضور پیدا میکنند، پیام اصلی آن، وحدت و همبستگی ملی است. از نگاه من، هر اندازه مسائل داخلی بهتر مدیریت و اختلافات درون جامعه کمتر شود، آثار آن در عرصه روابط بینالملل نیز آشکارتر خواهد بود.
در سالهای گذشته، مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور همواره تلاش کردهاند تصویری از گسست اجتماعی و نارضایتی فراگیر در ایران ارائه دهند و روایتهای مختلفی درباره رویدادهای داخلی منتشر کنند. این حضور گسترده میتواند برای ناظران خارجی، اعم از سیاستمداران، تحلیلگران، نهادهای اطلاعاتی و خبرنگاران، این پیام را داشته باشد که بخشی از تبلیغات و تحلیلهایی که درباره وضعیت داخلی ایران مطرح شده، با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
درباره برگزاری مراسم در عراق نیز معتقدم این اقدام دارای پیامهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی مهمی است. همانگونه که پس از شهادت شهید سلیمانی، نخستین مراسم تشییع در عراق برگزار شد و مردم این کشور استقبال باشکوهی از آن به عمل آوردند، برگزاری مراسم مشابه برای رهبر شهید نیز میتواند در همان چارچوب قابل تحلیل باشد. از یک سو، حضور پیکر ایشان در شهرهای مقدس نجف و کربلا، با توجه به جایگاه مذهبی این اماکن، دارای بار معنوی ویژهای است و از سوی دیگر، میتواند زمینهساز مشارکت گستردهتر مردم ایران در ادامه مراسم تشییع باشد.
به باور من، همه این تحولات در نهایت به وضعیت داخلی کشور بازمیگردد. هر اندازه انسجام داخلی بیشتر باشد، آثار آن در روابط خارجی و نوع نگاه دیگر کشورها نیز محسوستر خواهد بود.
از سوی دیگر، رهبر شهید بیش از سه دهه در جایگاه رهبری حضور داشت و طبیعی است که سخنان، مواضع و دیدگاههای ایشان برای بخش قابل توجهی از مردم شناختهشده باشد. به همین دلیل، خبر شهادت ایشان، بهویژه اگر همراه با شهادت اعضای خانواده باشد، احساسات عمومی را بیش از پیش تحتتأثیر قرار میدهد. هنگامی که مردم با چنین حادثهای روبهرو شوند، احساس اندوه و همدردی آنان افزایش یافته و همین احساسات میتواند حضور گستردهتری را در مراسم تشییع رقم بزند. از نگاه من، شهادت همزمان رهبر و اعضای خانواده، رخدادی کمسابقه و حتی بیسابقه در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود و به همین دلیل، بار عاطفی آن بسیار سنگین خواهد بود.
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، فضای رسانهای خارج از کشور است. در مقاطعی، ادعاهایی درباره محل حضور رهبر جمهوری اسلامی یا سفر ایشان به کشورهای مختلف مطرح میشد اما وقتی مشخص شد که ایشان از همان ساعات نخست حادثه به شهادت رسیدهاند، از نگاه گوینده، این مسأله نشان خواهد داد که بسیاری از آن روایتها فاقد اعتبار بود و با هدف تضعیف جمهوری اسلامی منتشر شده است. در نتیجه، هواداران نظام این موضوع را دلیلی بر نادرستی آن تبلیغات می دانند.
از جمله ادعاهای دیگر مخالفان تفکیک میان ایران و جمهوری اسلامی و برجسته کردن دوگانه ایرانی- اسلامی است. رهبر شهید اما میان هویت ایرانی و اسلامی توازن برقرار کردند. این رویمحمود واعظی
رئیس دفتر رئیسجمهوری در دولت دوازدهم نگ و همچنین نمایندگان اقلیتهای دینی مشاهده کرد. چنانکه برخی از آنان نیز تصریح میکردند که رهبر جمهوری اسلامی رهبر همه ایرانیان است. این رویکرد تلاشی آگاهانه برای ایجاد تعادل میان هویت ملی و هویت دینی و نیز پرهیز از افراط و تفریط بود؛ رویکردی که در دیدارهای فرهنگی، شبهای شعر، نشستهای هنری و جلسات ماه رمضان با اقشار مختلف جامعه نیز نمود پیدا میکرد و در مجموع، بیانگر تلاش برای تقویت همبستگی ملی در کنار حفظ ارزشهای دینی بود.
حضور مردم، سرمایه اجتماعی بزرگ برای اعتلای بیشتر ایران
محمود واعظی
رئیس دفتر رئیسجمهوری در دولت دوازدهم
حضور گسترده مردم در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، تداوم همان حمایت مردمی است که طی روزهای گذشته و بیش از صد و بیست شب در خیابانها شاهد آن بودیم.
مردم با حضور خود نشان دادند که ایران کشوری است که اگرچه ممکن است دیدگاههای متفاوت، سلایق متنوع و حتی انتقادها و نارضایتیهایی در آن وجود داشته باشد، اما هرگاه سخن از ایران، امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی به میان میآید، همه در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این حضور کم نظیر و عزتمندانه، پیامی بزرگ و پرمعنا برای داخل و خارج از کشور به همراه دارد که میتواند به تقویت انسجام ملی، استحکام نظام و حتی پیشبرد مذاکرات و تعاملات بینالمللی کمک کرده و تأثیرات مثبتی در همه وجوه بر جای بگذارد.
نخستین گام برای تبدیل این مراسم به یک سرمایه اجتماعی، کنار گذاشتن اختلافات و پرهیز از دامن زدن به مسائل جناحی است. ضروری است در شرایط کنونی، منافع ملی بر هرگونه رقابت سیاسی و جناحی ترجیح داده شود. متأسفانه گاه برخی میکوشند موضوعات مهم ملی را به عرصه منازعات و رقابتهای سیاسی تقلیل دهند. این همان رویکرد سلبی و غیر سازندهای است که جز ایجاد سردرگمی در افکار عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و مخدوش نمودن انسجام ملی که همان اهداف مد نظر دشمنان است دستاوردی نخواهد داشت. امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به وفاق، همدلی و وحدت آگاهانه و گسترده نیازمند است. ضروری است تا امروز جملگی جریانهای سیاسی، نهادهای حاکمیتی و گروههای اجتماعی به این باور مشترک برسند که در برابر دشمنان توطئهگر، مؤثرترین پشتوانه و مؤلفه قدرت بازدارنده، وحدت و همبستگی ملی است.
تجربه دو جنگ تحمیلی اخیر نیز بهروشنی نشان داد هرگاه مردم و مسئولان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، کشور با عزت و اقتدار از دشوارترین مقاطع عبور کرده است. برگزاری باشکوه و منظم آیین وداع با رهبری شهید، خود نمادی از اقتدار، همبستگی و بلوغ اجتماعی ملت ایران است. آنچه باید در برابر دیدگان افکارعمومی جهان جلوهگر شود، عظمت ملت ایران، انسجام ملی و تجلی پیوند و دلبستگی عمیق ایرانیان با رهبر شهیدشان است.
در وضعیت کنونی، در برابر دشمنانی همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی که خوی توسعهطلبانه دارند، مهمترین سرمایه و مؤثرترین ابزار بازدارنده ما، وحدت، انسجام و همبستگی ملی است.
از آیتالله خامنهای میراث ارزشمندی به یادگار مانده است اما شاید برجستهترین وجه آن را بتوان در نهادینهسازی«خودباوری ملی» و تثبیت فرهنگ ایستادگی و مقاومت در برابر سلطه و زیادهخواهی جستوجو کرد؛ فرهنگی که بهتدریج در لایههای مختلف جامعه، از مردم تا سطوح مدیریتی، ریشه دوانده و به یک هویت پایدار بدل شده است.
در کنار این دستاورد، یکی از نتایج ساختاری مهم نیز شکلگیری و تقویت نهادهای کشور است. در دوران جنگ دیدیم که با وجود شهادت رهبری و بسیاری از فرماندهان، نیروهای جایگزین بدون وقفه همان مسیر را ادامه دادند، در عرصه مدیریتی و سیاسی نیز مسئولان بهخوبی وظایف خود را میشناسند و روند اداره کشور دچار وقفه نمیشود.
امروز جمهوری اسلامی ایران به سطح قابلتوجهی از بلوغ و پختگی در عرصه حکمرانی و مدیریت کشور دست یافته است. این بلوغ، حاصل سالها تجربه در مواجهه با بحرانها و عبور از مقاطع حساس تاریخی است.
با این همه، تجربه جنگ و دگرگونیهای ناشی از آن، اقتضا میکند که ادامه مسیر، ضمن پایبندی کامل به اصول بنیادین دینی، ملی و ارزشهای جمهوری اسلامی ایران، با بازنگری در برخی سیاستها، رویکردها و شیوههای گذشته همراه باشد، زیرا تداوم برخی رویههای پیشین، در پرتو شرایط و تحولات جدید، لزوماً تأمینکننده مصالح و الزامات تأمین منافع پیش روی کشور نخواهد بود. اقتضائات جدید، بازنگری و اصلاح برخی سیاستها را اجتنابناپذیر کرده است تا ضمن ارتقای کارآمدی و کیفیت حکمرانی، زمینه تأمین هرچه بیشتر رضایت عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی نظام نیز فراهم شود.
تجربههای تاریخی، بهویژه در مقاطع بحران و جنگ، گواه آن است که هرچه نظام تصمیمگیری با واقعیتهای پویای جامعه، تحولات محیطی و نیازهای نوظهور با حفظ اصول بنیادین همسوتر باشد، ظرفیت عبور کمهزینهتر، اثربخشتر و پایدارتر از چالشها افزایش مییابد. حضور معنادار مردم در بدرقه و تشییع رهبر شهید سرمایه اجتماعی بزرگی است که می تواند در مسیر اعتلای بیشتر ایران که دغدغه همیشگی آیتالله سیدعلی خامنهای بود به مدد آید.
زندگی و زمانه رهبر کبیر در آیینه اندیشه رهبر شهید
احمد مازنی
نماینده ادوار مجلس
تشییع پیکر مطهر رهبر شهید یکی از نشانههای قدرشناسی ملت ایران از رهبری است که برای استقلال و حفظ ایران عزیز تا پای جان ایستاده و بر سر تسلیم نکردن کشور و ملت ایران به بیگانگان به شهادت رسیده است. انتظار این است که این مراسم با حضور معنادار قشرهای مختلف مردم ایران برگزار شود و آرامش، امنیت و نظم حاکم بر این مراسم همراه با انسجام و وحدت حاکم بر آن پیام مهمی برای جهانیان دارد و آن ایستادگی مردم ایران بر سر استقلال، آزادی، پیشرفت و تعالی کشور در چارچوب ارزشهای اسلامی، آرمانهای رهبر کبیر و رهبر شهید است.
آیتالله سیدعلی خامنهای از چهرههای اثرگذار تاریخ معاصر و زندگی و شهادت او در یاد و خاطره نسلهای آینده باقی خواهد ماند. رهبر شهید دارای ویژگیهایی بود که اطلاع از این ویژگیها برای هر انسان منصفی تصویری قابل احترام از آن بزرگوار در دلها و اندیشهها ایجاد خواهد کرد. سیدعلی خامنهای مرد خدا بود؛ کسانی که با سلوک ایشان آشنایی دارند میگویند آن بزرگوار اهل تهجد و نیایش خالصانه به درگاه خدا بود. همچنین اشراف به تاریخ زندگی و سیره امامان علیهم السلام از اختصاصات فکری و علمی ایشان است. کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که در معرفی پیشوایان اسلام از صدر اسلام تا آغاز غیبت آخرین ذخیره الهی است حاکی از تسلط ایشان بر این موضوع است. شهید آیتالله سیدعلی خامنهای خود درباره این کتاب میگوید: «این فکر برای بنده در سال ۱۳۵۰ و در دوران محنتبار یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد، اگرچه قبل از آن به ائمه علیهم السلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلای کلمه توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری میکردند توجه داشتم اما نکتهای که در آن برهه ناگهان برای من روشن شد این بود که زندگی این بزرگواران علیرغم تفاوت ظاهری، در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و ۲۵۰ سال ادامه پیدا میکند و به سال ۲۶۰ که سال شروع غیبت صغراست در زندگی ائمه علیهمالسلام ادامه پیدا میکند.» شهید خامنهای شیوه زندگی و تجربه زیسته مجموعه پیشوایان دینی شیعه را در طول ۲۵۰ سال به مثابه زندگی یک نفر در این دوران ارائه میدهد که هدف او تربیت انسانهای مؤمن به عنوان شهروندان جامعه اسلامی برای زندگی مؤمنانه است. ویژگی دیگر آیتالله سیدعلی خامنهای سابقه ممتد مبارزه با استبداد داخلی و سلطه خارجی میباشد، سالها زندان، تبعید و هدف ترور ناجوانمردانه در ششم تیر ماه ۱۳۶۰ قرار گرفتن و بالاخره شهادت در راه دفاع از آیین و وطن به دست شقیترین افراد شاهد این مدعاست.
از ویژگیهای دیگر آیتالله خامنهای نقش ایشان در تأسیس نهادهای جمهوری اسلامی ایران از شورای انقلاب، تهیه قانون اساسی، استقرار نهادهای منبعث از آن و همراهی با بنیانگذار انقلاب در شکلگیری این نهادها و بالاخره ایفای نقش تأثیرگذار در بازنگری قانون اساسی و سکانداری حدود ۴ دهه مدیریت و هدایت کشور در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین از نقش ایشان در تربیت نیروهای سازگار با اندیشه امام(ره) و نگرش ایشان به نظام اسلامی نمیتوان بیتفاوت گذشت. کادرسازی برای اداره کشور توسط امام راحل و رهبر شهید از اقداماتی است که در طول این سالها موجب شکلگیری سازوکاری شد که حتی با شهادت رهبر و بسیاری از شخصیتهای اصلی نظام جمهوری اسلامی و در حالی که کشور مورد هجمه بیگانگان قرار گرفته بود خللی در اداره کشور به وجود نیاید.
نکته دیگر در مورد آیتالله خامنهای نقش ایشان در تبیین اندیشه بنیانگذار است؛ علاوه بر ارادت ویژه ایشان به امام خمینی(ره) و تلاش مستمر در جهت معرفی و تبیین اندیشه امام، سخنرانیهای معظمله در چهاردهم خرداد هر سال که به شرح یکی از ویژگیها و اندیشه امام میپرداخت از اهمیت بالایی برخوردار است. منظومه فکری امام کبیر را در آیینه اندیشه رهبر شهید میتوان مشاهده کرد. این سخنرانیها از معدود سخنان و آثار موجود درباره معرفی زندگی و زمانه و خدمات امام خمینی(ره) است.
همچنین مدیریت و هدایت کشور در مسیر استقلال از خدمات ارزشمند آیتالله سیدعلی خامنهای است که علیرغم انواع تهدیدها، تحریمها و عملیات روانی و بالاخره حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی، همگان شاهدند که ایران سربلند و سرافراز در مقابل این همه آسیب چون سرو ایستاده و از پا نمیافتد. حقیقتاً وظیفه ما و همه ارادتمندان و حتی منتقدان منصف ایشان این است که از آن بزرگوار به روش شایستهای قدردانی و بدرقه صورت گیرد تا در جوار ملکوتی حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام آرام بگیرد. رحمت و درود خداوند بر آن شهید و همه شهیدان سرافراز ایران اسلامی و تمامی شهدای حق و حقیقت و آزادی در همه عصرها و نسلها.

