استاندار تهران در گفتوگو با «ایران» تشریح کرد
میزبانی با مدیریت کف خیابان
گروه ایران زمین
غمی مشترک، ایران را به هم پیوند داده است. برای پایتخت، این روزها تنها زمانِ برگزاری یک آیینِ بدرقه نیست؛ بلکه موسمِ آزمونی است که در آن «تهران» باید در قامتِ یک میزبانِ ملی ظاهر شود. از دورافتادهترین روستاهای مرزی در شمالغرب تا سواحل تفتدیده جنوب، همه راهها اکنون به مقصدِ تهران ترسیم شده است. در حالی که شهر در تب و تاب تدارکات نهایی وداع با آقای شهید ایران است، «محمدصادق معتمدیان»، استاندار تهران در گفتوگویی تفصیلی با «ایران»، از لایههای زیرینِ مدیریتی میگوید.
هندسه دقیقِ خدمت
عبور از ساختارهای کلیشهای
معتمدیان با تأکید بر اینکه مدیریت این رویداد، فراتر از ابلاغیههای معمول اداری است، میگوید: ««مهمترین چالش ما در چنین مراسمی، پرهیز از جزیرهای عمل کردن است. ما در تهران با نوعی همافزایی اجباری مواجه بودیم که باید آن را به یک «فرماندهی واحد میدانی» تبدیل میکردیم. اگر بخواهم خیلی صریح و به دور از تشریفاتِ اداری بگویم، ما ۴۰۰ نقطه بحرانی و آسیبپذیر را در محدوده مصلی و مسیرهای منتهی به آن نه با گزارشهای روی کاغذ، که با بازدیدهای میدانی مداومِ کارشناسی شناسایی کردیم. برای هر نقطه، یک مسئول مشخص تعریف شده که تا پایان مراسم، پاسخگوی کوچکترین نقص فنی یا خدماتی است. این یعنی ما از ساختار «مدیریتِ بخشنامهای» به «مدیریت کف خیابان» رسیدهایم.»وی در پاسخ به این پرسش که چگونه ۳۲ کمیته میتوانند بدون موازیکاری فعالیت کنند، میگوید:«راز موفقیت، تفویضِ اختیارِ تام به فرماندهان میدانی است. وقتی قرارگاه اجرایی استان با محوریت سپاه تهران شکل میگیرد، ما در استانداری نقش تسهیلگر و پشتیبان را ایفا میکنیم. این چسبندگی، باعث شده است که اگر در نقطهای از مصلی، مشکلی در تأمین آب یا برق رخ دهد، نیازی به مکاتبه نباشد؛ همان فرمانده میدانی با اختیاراتی که دارد، در لحظه اقدام میکند.»
الگوی ۱۵ ستاد؛ تهران را
در شهرستانها مدیریت کردیم
یکی از نکات کلیدی در سخنان استاندار، رویکرد «توزیع بار» است. معتمدیان تصریح میکند: «اشتباه استراتژیک این بود که فکر کنیم فقط مناطق ۲۲گانه تهران میزبان هستند. ما در ستاد استانی، ۱۵ شهرستان استان تهران را به عنوان «دروازههای پدافندی» فعال کردیم. هر شهرستان، نقش یک لایه پشتیبان را دارد. پیش از اینکه زائران به گرههای ترافیکی مرکزشهر برسند، در مبادی ورودی شهرستانها، ایستگاههای توقف موقت ایجاد شده است. زائر ما در آنجا استراحت میکند، پذیرایی میشود و با هماهنگی پلیس، در دستههای کنترلشده وارد هسته مرکزی میشود. این رویکرد، بار ترافیکی را به جای متمرکز شدن در یک نقطه، در کلِ جغرافیای استان پخش کرده است.»
تابآوری زیرساختی
وقتی تکنولوژی به کمک معنویت میآید
وقتی از استاندار درباره زیرساختهای فنی سؤال میکنیم، او به جزئیاتی اشاره میکند که برای اولینبار در چنین مقیاسی اجرا میشود: «در حوزه برق، صرفاً به ظرفیت موجود در مصلی تکیه نشده بلکه با همکاری وزارت نیرو، شبکه برقِ محدوده مصلی و کانونهای پیرامونی به گونهای بازطراحی شد که پایداری شبکه تضمین شود. نصبِ ترانسهای سیار سنگین و خطوط اختصاصی، نتیجه مهندسی دقیق همکاران ما در شرکت توزیع برق تهران است.»او در مورد ارتباطات نیز میافزاید: «تجمع میلیونی، بزرگترین قاتل شبکههای مخابراتی است. ما با نصب دکلهای سیار پیشرفته و ارتقای ۵ برابری پهنای باند، تلاش کردیم که زائران نه تنها در برقراری ارتباطِ عادی، بلکه در استفاده از نقشههای آنلاین و پیامرسانها دچار اختلال نشوند. برای ما این زیرساختها، ابزارهای مدیریت جمعیت هستند؛ اگر ارتباطات قطع شود، مدیریت میدانی بشدت دشوار میشود.»
مدیریت سلامت؛ شبکه درمانی پیشدستانه
سلامت زائران در کلام معتمدیان، نه یک بخش جانبی، که ستونِ اصلی عملیات است: «در حوزه سلامت، سناریوی «مدیریتِ لایهبندیشده» اجرا شده است. این یعنی از استقرار آمبولانسهای مجهز در مسیرهای طولانی منتهی به تهران تا تشکیل بیمارستانهای صحرایی مجهز در ضلعهای مصلا. سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران، هماهنگی بیسابقهای را تجربه میکنند.
من به تیمهای امدادی تأکید کردهام که نباید منتظر تماس زائر بمانند؛ بلکه باید «پیشدستانه» در نقاطی که تراکم جمعیت بالاست، حضور داشته باشند.مواکب؛ نبض تپنده میدانبخش قابلتوجه گفتوگوی استاندار، مربوط به نقش مردم است. او با تأکید بر اینکه سیاست دولت، تنها تسهیلگری است، میگوید: «بیش از ۶ هزار موکب مردمی که از سراسر کشور راه افتادهاند، قلب تپنده این مراسم هستند. اینها نه با دستور، که با عشق و ارادت راه افتادهاند. سیاست ما این بود که کمترین دخالتِ اداری را داشته باشیم؛ فقط مسیر را باز کنیم، آب و برق موردنیاز را تأمین کنیم و به این مردم عزیز اجازه دهیم همانطور که در اربعین خدمت کردند، اینجا هم میزبان باشند. این ۶ هزار موکب، نماینده فرهنگِ میزبانی اصیلِ ایرانی هستند؛ جایی که دولت در کنار ملت، دست به دست هم دادهاند.»
برنامه «بازگشت»
یکی از مهمترین بخشهای مورد تأکید استاندار تهران، توجه به فردای مراسم است.معتمدیان در این باره میگوید: «بسیاری از مدیریتها در لحظه تشییع به پایان میرسد، اما برای ما «روز بازگشت» به اندازه «روز استقبال» مهم است. در این زمینه برنامه دقیق مدیریتِ خروج داریم. جابهجایی میلیونها نفر در چند ساعت، یک عملیات لجستیکی عظیم است. با هماهنگی وزارت راه، راهآهن و سازمان هواپیمایی، سناریوی بازگشتِ تدریجی طراحی شده است تا زائران عزیز که با خستگی مراسم روبهرو هستند، در گرههای ترافیکی خروج از تهران گرفتار نشوند. ما میخواهیم خاطره این میزبانی، با یک سفر امن به شهرهایشان تکمیل شود.»
تهران؛ صحنه تجلی بیعت ۳۱ استان
در پایان، از استاندار تهران درباره خروجی این مراسم در افق بینالمللی سؤال میکنیم. معتمدیان با تأکید بر پیامِ راهبردی این حضور، خاطرنشان میکند: «این مراسم، صرفاً یک آیین ترحیم نیست؛ بلکه یک «بیعت ملی» است. حضورِ همزمانِ اقوامِ کرد، ترک، لر، بلوچ، عرب و فارس در تهران، پیامی به جهان مخابره میکند که این کشور، علیرغم تمام فضاسازیهای رسانهای دشمن، یکپارچه است. وقتی خبرنگاران خارجی در تهران حضور دارند، آنها فقط مراسم تشییع را گزارش نمیکنند؛ آنها «اتحاد قلبی» یک ملت را گزارش میکنند. ما برای این میزبانی، نه فقط امکانات خود، که تمام قلب تپنده تهران را به کار گرفتهایم.»او در پایان خاطرنشان کرد: «تلاش ما این است که هر زائر، از هر استانی که به تهران وارد میشود، وقتی به شهر خود بازگشت، احساس کند که پایتختنشینان، تمام آنچه در توان داشتند را برای تکریم او به کار گرفتند. این، حداقل وظیفه ما در برابر مردمی است که برای ادای دین به رهبر فقیدشان، کیلومترها راه را با اشتیاق طی کردهاند.»

