نوآوری‌های تفسیری رهبر شهید در تفسیر سوره تغابن

دستورالعملی برای انسان مبارز

رهبر شهید به کاربست سیاسی-اجتماعی کلام وحی تأکید ویژه ‎ای داشتند

مطالعه زندگی، آثار و فعالیت‌های فکری، سیاسی و اجتماعی رهبر شهید، حضرت آیت ‎الله سیدعلی خامنه ‎ای، نشان می‌دهد که با شخصیتی مواجه ‎ایم که تمام زندگی خود را صرف مبارزه کرده است. در اندیشه ایشان، «مبارزه» ترجمان همان «مجاهدت» است. البته جهاد صرفاً به معنای شمشیر یا سلاح به دست گرفتن نیست و مبارزه نیز چنین محدودیتی ندارد. مبارزه ابعاد گوناگونی دارد که یکی از آنها حضور در میدان نبرد فیزیکی است. در سوره مبارکه «تغابن»، همان‌گونه که خودِ قائد شهید، در تفسیر این سوره نیز تصریح کرده‌اند، با نوعی «دستورالعمل برای انسان مبارز و مجاهد» روبه‌رو هستیم. تقریباً همه آیات سوره تغابن ــ گاه به‌صراحت و گاه به‌تلویح ــ نشان می‌دهند که رهبر شهید چگونه قرآن را سند و دستورالعملی برای شیوه مبارزه و برای چگونگی زیست یک انسان مبارز در مسیر دستیابی به آرمان‌های الهی تفسیر و تبیین می‌کنند. برای فهم بهتر تفسیر ایشان از این سوره، می‌توان آن را در کنار اثری با عنوان «قرآن مورخان» قرار داد؛ اثری که در سال ۲۰۱۹ از سوی انتشارات «سرف» (CERF) در پاریس  با تلاش قریب ۳۰ تن از خاورشناسان منتشر شد که البته نقدهایی به رویکرد تفسیری آنان وارد است. انتخاب این اثر از آن جهت اهمیت دارد که دیدگاه‌های مختلف قرآن‌پژوهان غربی را یکجا در اختیار می‌گذارد و امکان مقایسه‌ای نسبتاً جامع را فراهم می‌کند. چنین مقایسه‌ای می‌تواند به درک بهتر کاری که رهبر شهید در تفسیر سوره تغابن انجام داده‌اند، کمک کند.

دکتر سیدمحمد سلطانی
استاد فرهنگ و معارف قرآن


سوره تغابن در مصحف موجود، شصت‌وچهارمین سوره قرآن کریم و ششمین سوره از مجموعه «مُسبّحات» است؛ سوره‌هایی که با تسبیح خداوند آغاز می‌شوند. بیشتر مفسران، همه هجده آیه این سوره را «مدنی» دانسته‌اند، هرچند دیدگاه‌های دیگری نیز، حتی در میان مفسران مسلمان، وجود دارد؛ از جمله مدنی دانستن سه آیه پایانی یا تنها آیه چهاردهم، و حتی مکی دانستن همه سوره.
رهبر شهید در انتخاب تفسیر «سوره‌های مدنی» توجه ویژه‌ای داشته‌اند؛ زیرا این سوره‌ها در شرایطی نازل شده‌اند که امت اسلامی، جامعه اسلامی و حکومت اسلامی شکل گرفته و این جامعه در مسیر تحقق آرمان‌های الهی و در مواجهه با دشمنی‌ها، کارشکنی‌ها و جریان‌های نفاق و کفر، در متن مبارزه قرار دارد. از این‌رو، آیات و سوره‌های مدنی می‌توانند چراغ راه چنین جامعه‌ای باشند و به همین دلیل، ایشان این سوره‌ها را برای تفسیر برگزیده‌اند تا بتوانند آنها را بر شرایط زمانه خود تطبیق دهند.

تفسیری برای نسل انقلاب و آینده‌سازان کشور
تفسیر رهبر شهید از سوره تغابن در سال ۱۳۶۲ و در قالب ده جلسه ارائه شده است و مخاطبان این جلسات، جوانانی بوده‌اند که مشتاق شنیدن پیام قرآن برای عصر و زندگی خویش بودند. سال ۱۳۶۲، سال‌های آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی است؛ دورانی که جامعه همچنان نیازمند تثبیت و نیز پرورش نسلی انقلابی بود و باید توجه داشته باشیم که در چنین شرایطی، این تفسیر ارائه شد. از همین رو، مخاطبان این تفسیر کسانی نیستند که در پی کشف ظرایف تخصصی تفسیری یا حل اختلاف‌نظرهای مفسران باشند. هم مفسر و هم مخاطبان، در جست‌وجوی آن هستند که پیام قرآن را برای جامعه و انسان عصر خود، به‌ویژه در ایران پس از انقلاب، دریابند و راهی را که قرآن پیش روی آنان می‌گشاید، پیدا کنند.
دعوت به ایمان عملی
برای فهم بهتر سوره تغابن می‌توان آن را در سه بخش مورد توجه قرار داد؛ هرچند این تقسیم‌بندی با برخی دیدگاه‌ها، از جمله آنچه در «قرآن مورخان» آمده، تفاوت‌هایی دارد.
بخش نخست، آیات یک تا چهار سوره را دربرمی‌گیرد و به بیان صفات ذاتی و فعلی خداوند می‌پردازد.
بخش دوم، شامل آیات پنج تا سیزده است و بر ضرورت ایمان به خدا و رسول اکرم(ص)، اطاعت از آنان و نیز بیان سرانجام کافران تأکید می‌کند.
بخش سوم، آیات چهارده تا هجده را شامل می‌شود و به چالش‌هایی می‌پردازد که ممکن است در مسیر ایمان پدید آید؛ از جمله فتنه‌هایی که از دلبستگی به مال و فرزند ناشی می‌شود و می‌تواند در مسیر ایمان و اطاعت از خداوند مانع ایجاد کند. در این بخش، خداوند هشدار می‌دهد و راهکار ارائه می‌کند؛ راهکارهایی همچون تقوا و انفاق که می‌توانند زمینه عبور از این چالش‌ها و دلبستگی‌های دنیوی را فراهم سازند.
در میان مفسران، دیدگاه‌های دیگری نیز درباره غرض اصلی سوره وجود دارد. برای نمونه، مرحوم علامه طباطبایی هدف سوره را در آیات پایانی آن جست‌وجو کرده و آن را دعوت و تشویق به انفاق و نیز تسلی‌بخشی در برابر مصائب مسیر ایمان دانسته‌اند. در مسیر ایمان و مجاهدت، دشواری‌ها و ابتلائات فراوانی رخ می‌دهد و این سوره در پی آن است که انسان مؤمن را برای مواجهه با این سختی‌ها آماده سازد. از سوی دیگر، تأمل در مضامین و فرمان‌های کلیدی این سوره ــ از جمله دعوت به ایمان در آیه هشتم («آمنوا»)، فرمان به اطاعت در آیه دوازدهم («أطیعوا») و دستورهای آیات چهاردهم تا شانزدهم همچون «فاحذروهم»، «فاتقوا» و «أنفقوا» ــ نشان می‌دهد که می‌توان هدفی عام‌تر برای سوره در نظر گرفت. این هدف، که با دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی نیز همخوانی دارد و مورد توجه رهبر شهید نیز قرار گرفته است، دعوت به ایمان و پس از آن دعوت به ایمان عملی، یعنی اطاعت از خدا و رسول اکرم(ص) و نیز مواجهه با چالش‌های مسیر ایمان است. این چارچوب کلی را می‌توان به‌عنوان غرض اصلی سوره تغابن در نظر گرفت.
مطالعه تطبیقی رویکرد شیعی و خاورشناسانه
اگر بخواهیم میان تفسیری که رهبر شهید از این سوره ارائه کرده‌اند و تفسیری که در کتاب «قرآن مورخان» به‌عنوان نمادی از جریان خاورشناسی معاصر عرضه شده است مقایسه‌ای انجام دهیم، نخست باید به برخی اختلافات مبنایی این دو رویکرد توجه کنیم؛ از یک سو، رویکرد تفسیری سیاسی ـ اجتماعی که رهبر شهید نماینده آن هستند و از سوی دیگر، پارادایم تفسیری خاورشناسی که «قرآن مورخان» نمونه‌ای از آن به شمار می‌رود. این تفاوت‌ها، هم در «مبانی معرفت‌شناختی» و هم در «مبانی روش‌شناختی»، تأثیر عمیقی بر شیوه تفسیر این دو جریان گذاشته است.
نخستین اختلاف، به مسأله وحی و خاستگاه متن قرآن بازمی‌گردد. در نگاه شیعی و در اندیشه مفسری شیعه و فقیه همچون رهبر شهید، قرآن، کلام خداوند است که برای هدایت بشر نازل شده است؛ نه صرفاً برای هدایت مردمانی که در قرن ششم و هفتم میلادی در جزیره‌العرب زندگی می‌کردند، بلکه به‌عنوان کلامی جاودانه و جهان‌شمول برای همه اعصار و همه انسان‌ها، تا مسیر سعادت را به آنان نشان دهد.
در مقابل، بخشی از مطالعات خاورشناسانه، قرآن را متنی می‌داند که در شرایط خاص تاریخی و جغرافیایی پدید آمده و در پی حل مسائل جامعه عرب در اواخر دوران باستان بوده است. در این تلقی، قرآن متنی محدود به زمان و مکان خاص و محصول یک تجربه تاریخی معین تلقی می‌شود. بر اساس «روش تاریخ‌انتقادی» که بر بخش مهمی از این مطالعات حاکم است، قرآن بیش از آن که متنی زنده و جاری تلقی شود، متنی متعلق به گذشته است؛ متنی که برای انسان‌های چهارده قرن پیش دستورالعمل ارائه کرده و در همان چارچوب تاریخی معنا می‌یابد. در مقابل، در نگاه شیعی و در تفسیر رهبر شهید، قرآن متنی زنده و پویاست؛ همان‌گونه که در روایات آمده است: «یَجری کَما تَجرِی الشَّمسُ وَ القَمَر» قرآن همچون خورشیدی است که پیوسته طلوع می‌کند و در هر عصر، متناسب با نیازهای انسان، پیام تازه‌ای عرضه می‌کند.
از همین منظر، رهبر شهید با تکیه بر تجربه زیسته سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود در ایران اسلامی، می‌کوشد درس‌های قرآن را برای انسان معاصر و به‌ویژه برای جامعه ایران اسلامی تبیین کند. این، مهم‌ترین اختلاف مبنایی میان دو رویکرد تفسیری یادشده است و آثار آن در نحوه تفسیر آیات به‌روشنی قابل مشاهده است.
اختلاف دوم، به مسأله پیوستگی و یکپارچگی متن قرآن مربوط می‌شود. در نگاه سنتیِ تفسیری، چه در میان شیعه و چه در میان اهل سنت، قرآن متنی است که به‌طور کامل از سوی رسول خدا(ص) ابلاغ شده و در زمان آن حضرت، فرایند نزول و ابلاغ آن پایان یافته است. هرچند درباره تاریخ تدوین نهایی مصحف و زمان «توحید مصاحف» اختلافات تاریخی وجود دارد، اما اصل ابلاغ کامل قرآن توسط شخص پیامبراکرم(ص) مورد پذیرش همه محققان مسلمان است. اما در بخشی از مطالعات خاورشناسانه، همچنان این فرضیه مطرح است که متن قرآن دارای لایه‌های متأخر است. برخی از این پژوهشگران غربی، این فرضیه را با صراحت و برخی دیگر با احتیاط بیشتری مطرح می‌کنند.
کشف نسخه‌های کهن قرآنی، از جمله مصحف منسوب به آستان قدس رضوی که از سوی پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفته، در تقویت دیدگاه اصالت متن قرآن نقش مهمی داشته و حتی برخی خاورشناسان را به بازنگری در بعضی فرضیات پیشین واداشته است.

کاربرد عملی مفاهیم قرآنی
البته اختلافات مبنایی دیگری نیز میان این دو رویکرد وجود دارد که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست و به نظر می‌رسد تأثیر کمتری بر تفسیر سوره تغابن داشته‌اند. یکی از موارد اختلاف، به واژه‌شناسی عنوان سوره «تغابن»، مربوط می‌شود. رهبر شهید، چنان‌که در سراسر این تفسیر نیز آشکار است، در پی حل منازعات تخصصی و اختلافات تفسیری نیستند. هدف ایشان «نفوذ و جریان یافتن قرآن در متن جامعه» و آشنا کردن همه اقشار، به‌ویژه نسل جوان، با مفاهیم قرآنی و کاربرد عملی آنهاست. مخاطبان این جلسات، جوانانی بودند که در سال ۱۳۶۲ آینده‌سازان کشور به شمار می‌رفتند و قرار بود با قرآن مأنوس شوند، مفاهیم آن را بشناسند، تطبیقات اجتماعی آن را دریابند و آنها را در عرصه عمل به کار گیرند.
از این‌رو، در بحث واژه «تغابن» نیز رهبر شهید به نقل دیدگاه‌های مختلف مفسران بسنده می‌کنند. ایشان به یکی از معانی مشهور اشاره می‌کنند که بر اساس آن، واژه «تغابن» از باب «تفاعل» است و از وجود دو گروه، یعنی مؤمنان و کافران، حکایت می‌کند؛ دو گروهی که هر یک به نوعی دچار «غبن» می‌شوند. کافر از آن جهت که به اوامر الهی عمل نکرده و راه حق را نپذیرفته است، زیان می‌بیند و مؤمن نیز از آن جهت که از همه ظرفیت و توان خود در مسیر الهی بهره نگرفته، دچار نوعی خسران می‌شود. ایشان سپس به معانی دیگری که مفسران بیان کرده‌اند اشاره می‌کنند و حتی نسبت به برخی از آنها اشکالاتی را مطرح می‌کنند، اما در نهایت تصریح دارند که هر یک از این معانی می‌تواند به نحوی درست و قابل قبول باشد. آنچه برای رهبر شهید اهمیت دارد، بیش از آن که تعیین معنای نهایی واژه باشد، تبیین هدف و پیام عملی آیات و تطبیق آنها بر زندگی اجتماعی است.
در مقابل، در تفسیر «قرآن مورخان» با رویکردی کاملاً متفاوت مواجه هستیم. در آنجا تصریح می‌شود که اساساً نمی‌توان معنای دقیقی برای واژه «تغابن» ارائه کرد؛ زیرا این واژه از جمله واژگان منفرد قرآن است و تنها یک بار در این کتاب به کار رفته است. از این‌رو، یکی از راه‌های رایج در مطالعات خاورشناسانه، یعنی تعیین معنا از طریق مقایسه کاربردهای دیگر قرآنی، در اینجا مسدود است. راه دیگر، ریشه‌شناسی واژه در دیگر زبان‌های سامی است. اما نویسنده این بخش از «قرآن مورخان» تصریح می‌کند که ریشه این واژه در دیگر زبان‌های سامی نیز معادل روشنی ندارد و از این مسیر نیز نمی‌توان به نتیجه قطعی رسید.
با این همه، در میان این دو رویکرد متفاوت، نقطه‌ای از تلاقی و اشتراک نیز وجود دارد و آن، تلقی سوره تغابن به‌عنوان «موعظه» است. هم «قرآن مورخان» و هم شمار قابل‎توجهی از خاورشناسان تصریح می‌کنند که این سوره، همانند بسیاری از آیات قرآن به‌ویژه در حوزه مضامین آخرت‌شناختی، ماهیتی اندرزگونه دارد. از نگاه آنان، این ویژگی شباهت زیادی با سنت‌های موعظه‌ای مسیحیان سریانی دارد که از مضامین مربوط به آخرت برای پند و تذکر به جامعه خود بهره می‌گرفتند.
در همین نقطه، رهبر شهید نیز با آنان هم‌نظرند و بر موعظه‌بودن این سوره تأکید می‌کنند. ایشان در آغاز تفسیر می‌نویسند: «این سوره در مجموع یک درس یادآورنده است؛ تذکر یا ذکری است همچون یک خطابه که در آن پروردگار عالم بسیاری از مسائل و موضوعاتی را که برای ما لازم است، بیان می‌کند.»
این تلقی از سوره، بر شیوه تفسیر رهبر شهید نیز تأثیر گذاشته است. در این تفسیر، با بهره‌گیری از تمثیل‌ها، شواهد اقناعی، آیات و روایات دیگر، تلاشی مستمر صورت می‌گیرد تا مخاطب تحت تأثیر قرار گیرد و به حرکت در مسیر ایمان و مجاهدت ترغیب شود. در نگاه رهبر شهید، موعظه‌بودن سوره به این معناست که سوره، بدون آن که لزوماً بر یک موضوع واحد متمرکز باشد، مجموعه‌ای از تذکرات و یادآوری‌های هدایت گر را در اختیار انسان قرار می‌دهد و او را در مسیر ایمان و مجاهدت به حرکت وامی‌دارد.

هدف خطابی و تربیتی سوره تغابن
یکی از ویژگی‌های قابل توجه تفسیر رهبر شهید آن است که ایشان خود را مقید به برخی چارچوب‌های رایج در مطالعات تفسیری نمی‌دانند. گرچه این تفسیر اساساً در پی طرح مباحث تخصصی و مناقشات تفسیری نیست، اما مفسر در جایگاه یک مجتهد، دارای دیدگاه اجتهادی مستقل است؛ دیدگاهی که هرچند همواره به‌صورت فنی و استدلالی تفصیل نمی‌یابد، اما در جای‌جای تفسیر خود را نشان می‌دهد. نمونه روشن این استقلال رأی را می‌توان در نگاه ایشان به ساختار سوره تغابن مشاهده کرد. بسیاری از مفسران، از جمله مرحوم علامه طباطبایی، بر این باورند که هر سوره دارای یک محور یا غرض واحد است و باید همه آیات را در پرتو آن محور فهم کرد. اما رهبر شهید با تأمل در سوره تغابن به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسند و تصریح می‌کنند که این سوره از جمله سوره‌هایی است که یک موضوع واحد را دنبال نمی‌کند و لزوماً دارای محور واحد نیست. از نگاه ایشان، ضرورتی ندارد که برای هر سوره یک رکن اصلی یا یک موضوع محوری تعریف شود و همه آیات بر اساس آن تفسیر شوند. به اعتقاد ایشان، سوره تغابن، سوره‌ای موعظه‌گونه است که در آن خداوند انسان را به ایمان و اطاعت فرا می‌خواند و در عین حال از فتنه‌ها و چالش‌های مسیر ایمان ــ از جمله فتنه‌های ناشی از همسر، فرزند، اموال و دلبستگی‌های دنیوی ــ برحذر می‌دارد و برای عبور از این موانع راهکار ارائه می‌کند. ایشان در مواردی حتی تصریح می‌کنند که برخی آیات را از نظر موضوعی مرتبط با آیات پیشین نمی‌دانند و بر همین اساس، دیدگاه اختصاصی خود را درباره ساختار این سوره مطرح می‌کنند. از منظر ایشان، انسجام سوره نه در وحدت موضوعی، بلکه در ماهیت موعظه‌گونه آن نهفته است. همان‌گونه که در یک موعظه، گوینده برای اثرگذاری بر مخاطب از موضوعات متنوع بهره می‌گیرد، در سوره تغابن نیز با موضوعات گوناگونی مواجه هستیم که همگی در خدمت هدف خطابی و تربیتی سوره قرار دارند.

از متن قرآن تا متن زندگی
برای تبیین بهتر این ویژگی، می‌توان از تقسیم‌بندی استاد محمدتقی سبحانی بهره گرفت. ایشان سه سطح در تفسیر قرآن را از یکدیگر تفکیک می‌کند:
نخست، «استنباط»؛ یعنی کشف پیام متن قرآن با تکیه بر خود متن و فهم اینکه آیات چه می‌گویند.
دوم، «استنتاج»؛ یعنی طرح پرسش‌هایی از بیرون و عرضه آنها به قرآن. در این سطح، مسائل و نیازهای جامعه ــ مانند مسائل خانواده، اقتصاد یا سایر موضوعات اجتماعی ــ به متن قرآن عرضه می‌شود تا از آن راهکار و پاسخ دریافت شود.
سوم، «استطباق»؛ یعنی تطبیق پیام‌های دریافت‌شده از قرآن بر شرایط عینی جامعه و تلاش برای تحقق و اجرای آنها در عرصه زندگی اجتماعی.
بر اساس این تقسیم‌بندی، می‌توان گفت بخش مهمی از مطالعات خاورشناسانه در همان سطح نخست، یعنی استنباط، متوقف می‌ماند. این امر نیز به همان مبنای پیش‌گفته بازمی‌گردد؛ اینکه قرآن متنی متعلق به چهارده قرن پیش تلقی می‌شود و پژوهشگر صرفاً می‌کوشد دریابد این متن برای جامعه نخستین خود چه گفته و چرا چنین سخنی گفته است. اما در تفسیر رهبر شهید، هر سه سطح قابل مشاهده است. از یک سو، تلاش می‌شود پیام آیات کشف شود؛ از سوی دیگر، مسائل و نیازهای روزگار به قرآن عرضه می‌شود تا نگاه قرآن به آنها روشن گردد؛ و در نهایت، کوشش می‌شود این پیام‌ها در متن جامعه پیاده و به چارچوبی برای جامعه‌سازی و امت‌سازی قرآنی تبدیل شود.
البته باید توجه داشت که متن تفسیری ایشان از این سوره، حاصل بیاناتی است که برای جمعی از جوانان و مخاطبان عمومی ایراد شده و هدف آن، ارائه گام‌های ابتدایی برای آشنایی با مفاهیم قرآن بوده است. از این‌ رو، نمی‌توان ادعا کرد که همه ظرفیت‌های سطح سوم، یعنی تطبیق پیام‌های دریافت‌شده از قرآن بر شرایط عینی جامعه، به‌طور کامل در این تفسیر تحقق یافته است. با این حال، در بسیاری از آیات و عبارات سوره می‌توان این رویکرد تطبیقی را به‌وضوح مشاهده کرد.
برای نمونه، ایشان از همان آغاز سوره و در ذیل عبارت «لَهُ الْمُلْکُ»، بحث حاکمیت الهی را به مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود پیوند می‌زنند و بر این نکته تأکید می‌کنند که تنها خداوند شایسته حاکمیت است و نظام سلطنتی موروثی که مشروعیت خود را نه از شایستگی، بلکه از نسب و وراثت می‌گیرد، مصداقی از حاکمیت غاصبانه به شمار می‌آید،یا در تفسیر مفهوم «تغابن»، هنگامی که از زیان‌دیدگی مؤمن و کافر سخن می‌گویند، برای توضیح آن از تمثیل‌های مرتبط با شرایط جنگ و مبارزه بهره می‌گیرند و نشان می‌دهند که حتی مؤمن مجاهد نیز ممکن است به اندازه ظرفیت و توان خود عمل نکرده باشد و از این جهت گرفتار نوعی خسران شود.
در ذیل آیات پنجم و ششم نیز، ایشان بی‌توجهی مسلمانان معاصر به دعوت پیامبران در عرصه‌های مختلف حکمرانی، اقتصاد و مسائل اجتماعی را زمینه گرفتار شدن جوامع اسلامی در سلطه طاغوت‌های زمانه می‌دانند و نمونه‌هایی از وضعیت کشورهای اسلامی و نیز تجربه ایران پیش از انقلاب را یادآور می‌شوند.
در واقع، در سراسر تفسیر رهبر شهید، تلاش مستمری برای تطبیق آیات قرآن بر مسائل و دغدغه‌های جامعه معاصر دیده می‌شود؛ تلاشی برای آنکه قرآن نه صرفاً متنی برای مطالعه، بلکه راهنمایی برای فهم و حل مسائل زندگی اجتماعی باشد.

بینامتنیت در دو سنت تفسیری
تفاوت مهم دیگر میان این دو رویکرد، به مسأله «بینامتنیت» بازمی‌گردد. در نگاه خاورشناسانه، از آنجا که قرآن متنی متعلق به اواخر دوران باستان و محصول یک فرایند تاریخی تلقی می‌شود، بررسی نسبت آن با متون پیش از خود ــ به‌ویژه متون یهودی و مسیحی ــ امری ضروری به شمار می‌رود و کوشش می‌شود با ارجاع به آن متون، معنای قرآن روشن‌تر شود .اما در تفسیر رهبر شهید، مسأله اصلی، نسبت قرآن با متون پیشااسلامی نیست. در اینجا صحنه به‌کلی متفاوت است و توجه به رابطه قرآن با روایات معصومان(ع) معطوف می‌شود. ایشان می‌کوشند با بهره‌گیری از روایات تفسیری و تبیینی، معنای آیات را روشن‌تر کنند و از ظرفیت سنت اسلامی برای فهم دقیق‌تر قرآن بهره بگیرند. بدین ترتیب، در حالی که در رویکرد خاورشناسانه، متون پیش از قرآن برای فهم آن به کار گرفته می‌شوند، در تفسیر رهبر شهید، سنت تفسیری برآمده از اهل‌بیت(ع) ابزار فهم و تبیین قرآن به شمار می‌رود. آنچه از این مقایسه به دست می‌آید، آن است که تفسیر رهبر شهید، افزون بر اهتمام به فهم متن، تلاشی برای پیوند دادن قرآن با مسائل عینی جامعه و تبدیل آن به راهنمایی برای حیات فردی و اجتماعی است؛ رویکردی که می‌کوشد قرآن را در متن زندگی معاصر حاضر و اثرگذار نگه دارد.
امید آن است که آشنایی هرچه بیشتر با مفاهیم قرآن کریم و به‌کار بستن آنها در زندگی فردی و اجتماعی، ما را در مسیر تحقق آرمان‌های الهی یاری رساند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • گزارش
  • گفت و گو
  • اندیشه
  • کتاب
  • ایران زمین
  • فرهنگی
  • قاب
  • ورزشی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و سه
 - شماره نه هزار و شصت و سه - ۱۳ تیر ۱۴۰۵