بازی ایران و مصر از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی

وقتی توپ، تاریخ را روایت می‌کند

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی

اگر فوتبال را صرفاً یک رقابت ورزشی ندانیم، بلکه آن را نظامی از نشانه‌ها و مناسک فرهنگی تلقی کنیم، رویارویی ایران و مصر در جام جهانی، به متنی تبدیل می‌شود که باید آن را خواند، نه فقط تماشا کرد. هر مسابقه بزرگ، شبکه‌ای از دال‌ها و مدلول‌هاست که در آن پرچم، سرود ملی، رنگ پیراهن، شیوه بازی، واکنش تماشاگران و حتی شادی پس از گل، به نشانه‌هایی فرهنگی بدل می‌شوند؛ نشانه‌هایی که چیزی فراتر از نتیجه مسابقه را روایت می‌کنند. از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی، زمین فوتبال فضایی است که در آن هویت‌ها بازنمایی می‌شوند. ایران و مصر، دو تمدن کهن با حافظه تاریخی و سرمایه نمادین عظیم، در چنین مواجهه‌ای صرفاً دو تیم ملی نیستند؛ بلکه دو نظام معنایی‌اند که در یک میدان جهانی با یکدیگر وارد گفت‌وگو می‌شوند. این گفت‌وگو الزاماً تقابلی نیست؛ بلکه فرآیندی است که در آن هر فرهنگ تلاش می‌کند تصویری از خود را در برابر نگاه جهانی تثبیت کند.  فوتبال، برخلاف تصور رایج، زبان مشترک جهان نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از لهجه‌های فرهنگی است. هر تیم، سبک بازی خود را به مثابه یک «متن» تولید می‌کند. ریتم مسابقه، نوع مالکیت توپ، شیوه دفاع یا حمله، همگی واجد بار معنایی‌اند. همان‌گونه که در هنر می‌توان سبک را امتداد جهان‌بینی دانست، در فوتبال نیز سبک بازی بازتاب نوعی زیست فرهنگی است. به همین دلیل، مسابقه ایران و مصر را می‌توان رویارویی دو شیوه روایت از نظم، مقاومت، خلاقیت و جمع‌گرایی تلقی کرد.  در خوانش نشانه‌شناسانه، حتی حاشیه‌های مسابقه نیز بخشی از متن‌اند. دوربین تلویزیونی که بر چهره تماشاگران مکث می‌کند، کودکانی که پرچم کشورشان را بر دوش گرفته‌اند، موسیقی ورزشگاه، واکنش نیمکت‌ها و بازنمایی رسانه‌ای مسابقه، همگی در تولید معنا مشارکت دارند. فوتبال در اینجا دیگر یک رخداد ورزشی نیست، یک آیین معاصر است؛ آیینی که در آن ملت‌ها خود را اجرا می‌کنند. فوتبال در چنین لحظه‌ای تبدیل به یک رسانه می‌شود؛ رسانه‌ای که نه فقط نتیجه را مخابره می‌کند، بلکه احساسات جمعی را تنظیم می‌کند. در واقع بازی ایران و مصر، بیش از آنکه درباره تاکتیک باشد، درباره «تصویر» است: تصویر دو ملت در آینه جهانی که همیشه آنها را از بیرون تعریف کرده است. در این قاب، هر حرکت بازیکن می‌تواند به نشانه‌ای فرهنگی تبدیل شود؛ یک تکل، یک شادی گل یا حتی سکوتی طولانی پس از سوت داور.  نکته مهم آن است که تقابل ایران و مصر، برخلاف بسیاری از دوئل‌های کلاسیک فوتبال، فاقد پیشینه سنگین رقابت ورزشی است. همین خلأ تاریخی، امکان تولید معناهای تازه را فراهم می‌کند. این مسابقه بیش از آنکه اسیر حافظه فوتبالی باشد، از حافظه تمدنی تغذیه می‌کند. دو کشوری که هر یک خود را وارث بخشی از تاریخ شرق می‌دانند، اکنون در صحنه‌ای جهانی با زبانی سخن می‌گویند که میلیون‌ها نفر آن را می‌فهمند: زبان فوتبال.
 شاید به همین دلیل است که فوتبال را می‌توان یکی از مهم‌ترین دستگاه‌های تولید معنا در جهان معاصر دانست.بر این اساس آنچه میان ایران و مصر رخ داد، تنها نود دقیقه رقابت نیست، بازنمایی دو حافظه تاریخی، دو تخیل ملی و دو روایت فرهنگی است که در میدان فوتبال، خود را در معرض قضاوت جهان قرار می‌دهند.  جام جهانی، در نهایت، فقط میدان تعیین قهرمان فوتبال نیست، عرصه‌ای است که ملت‌ها در آن سرمایه نمادین خود را به نمایش می‌گذارند. از این منظر، مسابقه ایران و مصر را باید نه فقط با چشم یک هوادار، بلکه با نگاه یک نشانه‌شناس خواند؛ چرا که هر پاس، هر گل و هر سکوت، حامل معنایی است که بسیار فراتر از مستطیل سبز امتداد پیدا می‌کند.