در حافظه موقت ذخیره شد...
انصاف؛ لازمه امروز ایران
سخنگوی دولت
در روزگار دشواری که ایران عزیز همزمان با فشارهای ناشی از تهاجم اقتصادی، تهدیدهای خارجی و پیامدهای جنگ، مسیر خود را با اتکا به همراهی مردم، هدایتهای رهبر معظم انقلاب و تلاش همه ارکان نظام طی میکند، بیش از هر زمان دیگری به مسئولیتپذیری در گفتار و انصاف در قضاوت نیازمندیم. در این شرایط، هر سخنی که از یک تریبون رسمی، آیینی یا رسانهای بیان میشود، تنها یک موضعگیری سیاسی نیست؛ بلکه میتواند بر امید اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی نیز اثر بگذارد.
دولت از اولین روز فعالیت خود «وفاق» را نه یک شعار سیاسی، بلکه مبنای حکمرانی و پیشبرد اداره کشور قرار داد؛ با این باور که حل مسائل پیچیده کشور، تنها با استفاده از همه ظرفیتهای نظام، همدلی میان قوا و مشارکت همه نیروهای دلسوز ممکن است. بر همین اساس نیز هیچگاه به دنبال دوقطبیسازی، حذف رقیب یا انحصار در تصمیمگیری نبود. در ماههای گذشته، دولت در شرایطی مسئولیت اداره کشور را بر عهده داشت که کشور همزمان با بحرانهای امنیتی، فشارهای اقتصادی و دو جنگ مواجه بود. مدیریت چنین شرایطی، تنها اداره امور جاری معمول کشور نبود؛ بلکه مستلزم همزمانی حفظ آرامش جامعه، هماهنگی میان دستگاهها، تأمین نیازهای مردم و جلوگیری از گسترش بحرانها بود. مدیریت ملی این وضعیت چندلایه، مسئولیتی سنگین و پیچیده بود که با همراهی همه ارکان نظام دنبال شد. با وجود این واقعیتها، متأسفانه همچنان شاهد آن هستیم که برخی تریبونها، بویژه تریبونهایی که همواره نقش مهمی در تقویت وحدت و امید در جامعه داشتهاند، به جای نقد منصفانه، مسیر تخریب دولت را در پیش گرفتهاند. نقد، لازمه پویایی است و دولت نیز بارها بر استقبال از نقد تأکید کرده است؛ اما میان نقد و نادیده گرفتن واقعیات، فاصلهای روشن وجود دارد. یکی از مهمترین عرصههایی که این روزها محل قضاوتهای شتابزده قرار گرفته، موضوع مذاکرات است. در حالی که دولت از ابتدا بر یک اصل روشن تأکید داشت مبنی بر اینکه پروندههای ملی عرصه رقابتهای سیاسی نیستند. به همین دلیل، این مسیر در چارچوب سازوکارهای نظام و با مشارکت و نقشآفرینی مسئولان ذیربط دنبال شد. این رویکرد، نه از سر مصلحتاندیشی سیاسی، بلکه برخاسته از همان نگاه وفاقمحور دولت است؛ نگاهی که موفقیت ایران را مهمتر از آن میداند که یک دستاورد به نام کدام دولت، قوه یا شخص ثبت شود. مذاکره نیز نه یک انتخاب جناحی است و نه نشانه ضعف. مذاکره، همانند توان دفاعی، یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی است. جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که در دفاع از امنیت و عزت کشور، با اقتدار عمل میکند و در عین حال، هرگاه دیپلماسی بتواند با حفظ عزت، حکمت و مصلحت، از حقوق ملت دفاع کند و فشارها را از دوش مردم بکاهد، استفاده از این ظرفیت نیز بخشی از عقلانیت حکمرانی است. ایجاد تقابل ساختگی میان میدان و دیپلماسی، کمکی به منافع ملی نمیکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه این دو در کنار یکدیگر و در چارچوب سیاستهای کلان نظام حرکت کردهاند، قدرت ملی ایران افزایش یافته است. از همین رو، تضعیف مذاکرهکنندگان یا زیر سؤال بردن اصل دیپلماسی و گاه خدشه به اعتبار مدافعان امنیت، پیش از آنکه نقد دولت باشد، میتواند قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی ایران را در برابر طرفهای مقابل کاهش دهد. در همین چارچوب، باید به بخش مهمی از بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب نیز توجه کرد؛ که در آن بر «حسن نیت و مسئولیتپذیری مسئولان» در پیگیری این مسیر تأکید شد و اینکه تصمیمات اتخاذشده بر پایه تعهد به حفظ حقوق ملت و پذیرش مسئولیت بوده است. همین تأکید، نشان میدهد که نباید با روایتهای ناقص یا قضاوتهای شتابزده، تلاش مسئولانی را که در چارچوب تصمیمات نظام مسئولیتهای سنگین را بر عهده گرفتهاند، نادیده گرفت. اگر قرار است سخنان رهبر معظم انقلاب چراغ راه همه ما باشد، شایسته است همه ابعاد آن مورد توجه قرار گیرد؛ هم توصیه به نقد، هم تأکید بر وحدت و هم حسننظر نسبت به مسئولانی که در سختترین شرایط بار اداره کشور را بر دوش گرفتهاند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، ایران به انسجام ملی نیاز دارد. تجربه روزهای سخت اخیر نشان داد هرگاه مردم، دولت، نیروهای مسلح و همه ارکان نظام در کنار یکدیگر قرار گرفتند، دشمن در تحقق اهداف خود ناکام ماند. این سرمایه بزرگ، بهآسانی به دست نیامده و برهمین اساس حفظ آن، مسئولیتی همگانی است. از همین رو انتظار میرود همه صاحبان تریبون، بویژه تریبونهایی که همواره نقش مهمی در هدایت افکار عمومی داشتهاند، بیش از هر زمان دیگری به تقویت همبستگی، امید و اعتماد عمومی کمک کنند. اختلافنظر سیاسی امری طبیعی است، اما تبدیل این تریبونها به عرصه رقابتهای جناحی و تکرار روایتهایی که ناخواسته شکاف اجتماعی را تعمیق و دشمن را خشنود کند، با مسئولیت تاریخی آنها سازگار نیست. دولت نه خود را بینیاز از نقد میداند و نه مدعی بیخطا بودن است. اما همانگونه که نقد لازمه اصلاح است، انصاف نیز لازمه قضاوت است. انصاف یعنی دیدن همزمان کاستیها و خدمات؛ دشواریهای تصمیمگیری و مسئولیتپذیری مدیران؛ و در نهایت، ترجیح منافع ملی بر رقابتهای سیاسی. امروز دفاع از دولت، دفاع از یک جناح یا یک فرد نیست؛ دفاع از رویکرد و ظرفیتی است که تلاش کرده است در سختترین شرایط با تکیه بر وفاق، استفاده از همه ظرفیتهای نظام، همراهی مردم، اقتدار دفاعی و دیپلماسی مسئولانه، کشور را از بحران عبور دهد. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، اعتماد، همدلی و انصاف نیاز دارد. زیرا انسجام ملی بزرگترین سرمایه ما در برابر تهدیدهای بیرونی و مهمترین پشتوانه برای ساختن آیندهای مطمئنتر برای ایران است.

