شمع‌هایی برای اباعبدالله الحسین (ع) و کودکانی که به خانه بازنگشتند

شـام غریبان در قتلـگاه دانش آموزان شجره طیبه

گروه ایران‌زمین- در تاریکی شب، صدای مرثیه‌خوانی در فضای مدرسه می‌پیچید و نور لرزان شمع‌ها بر چهره‌هایی می‌افتد که ماه‌هاست اندوه از آنها جدا نشده است. بسیاری از مادران، عکس فرزندشان را در آغوش گرفته‌اند. بعضی آرام با قاب عکس‌ها نجوا می‌کردند. برخی دیگر تنها به نقطه‌ای خیره مانده بودند؛ جایی که روزی کلاس درس بود و اکنون به یادمانی از یک فاجعه انسانی تبدیل شده است.
در شام غریبان، رسم بر آن است که شمع‌ها برای غربت اهل‌بیت (ع) روشن شوند؛ برای شبی که پس از عاشورا، کودکان و زنان کاروان امام حسین (ع) در تاریکی و بی‌پناهی ماندند. اما در میناب، این آیین امسال معنایی دیگر نیز یافته بود. بسیاری از خانواده‌ها، شمع‌های خود را هم برای امام حسین (ع) روشن کردند و هم برای کودکانی که سرنوشتشان را با مظلومیت کربلا پیوند زده‌اند. سکوت جمعیت، گاه با صدای گریه مادری شکسته می‌شد؛ مادری که هنوز باور ندارد فرزندش دیگر در میان آنان نیست. اشک‌های پدرانی که معمولاً کمتر احساسات خود را بروز می‌دهند، در نور شمع‌ها آشکار بود. آنان کنار خرابه‌های مدرسه، دست بر دیوارهای فرو ریخته می‌کشیدند؛ گویی آخرین نشانی از فرزندشان را لمس می‌کنند. فضای مراسم، آمیخته‌ای از سوگواری مذهبی و اندوه شخصی بود. نوحه‌خوان از عطش علی‌اصغر (ع)، از تنهایی حضرت زینب (س) و از غربت کودکان کربلا می‌خواند و بسیاری از حاضران، بی‌اختیار کودکان خود را به یاد می‌آوردند. در آن شب، فاصله میان تاریخ و امروز برای خانواده‌های مینابی از میان رفته بود؛ گویی روایت کربلا، این بار در قالب خاطره‌ای معاصر و دردناک در برابر چشمانشان جان گرفته است. نور شمع‌ها در میان بقایای مدرسه، تصویری فراموش‌نشدنی خلق کرده بود. هر شمع، نامی نانوشته داشت؛ نام کودکی که دیگر در صف صبحگاه نایستاد، کیف مدرسه‌اش را برنداشت و آرزوهای کوچک و بزرگش نیمه‌تمام ماند. برخی خانواده‌ها شمع‌های خود را کنار تکه‌های باقی‌مانده از دیوار یا ستون‌های مدرسه قرار می‌دادند؛ همان جاهایی که اکنون برای آنان به زیارتگاهی از خاطره تبدیل شده است. در میان جمعیت، کودکانی نیز حضور داشتند که همکلاسی یا دوست خود را از دست داده بودند. آنان با چهره‌ای غمگین، شمع به دست در کنار والدینشان ایستاده بودند و شاید بیش از هر کس دیگری، معنای سنگین فقدان را در سکوت تجربه می‌کردند. مراسم شام غریبان میناب تنها یک آیین عزاداری نبود؛ تجلی همدردی مردمی بود که درد یکدیگر را درد خود می‌دانند. مردم میناب و دیگر شهرهای هرمزگان، با حضور در کنار خانواده‌های داغدار  تاکید کردند که این اندوه، اندوه یک خانواده یا یک مدرسه نیست، بلکه زخمی است که بر حافظه جمعی یک شهر نشسته است. بسیاری از حاضران معتقد بودند بقایای مدرسه شجره طیبه باید به عنوان سندی تاریخی حفظ شود؛ مکانی که نسل‌های آینده بدانند در این نقطه چه بر سر کودکان این سرزمین آمده است. آنان باور دارند همان‌گونه که ملت‌ها یادمان‌های فجایع انسانی را حفظ می‌کنند، این مدرسه نیز باید به عنوان نمادی از رنج، مظلومیت و مقاومت باقی بماند.

داغ ماندگار یک جنایت
 «میناب» امسال شام غریبان را نه فقط در سوگ کربلا بلکه در کنار ویرانه‌های مدرسه‌ای برگزار کرد که برای خانواده‌های بسیاری به مقتل فرزندانشان تبدیل شده است. جایی که روزگاری صدای زنگ مدرسه، خنده کودکان و هیاهوی دانش‌آموزان در آن جریان داشت و با حمله جنایتکارانه آمریکایی-صهیونی اکنون در سکوتی سنگین، میزبان مادران و پدرانی داغدار بود که با شمع‌هایی لرزان، هم برای غربت حضرت اشک ریختند و هم برای کودکانی که دیگر هرگز از کلاس درس به خانه بازنگشتند. مدرسه «شجره طیبه» میناب، در نخستین ساعات روز نهم اسفند ۱۴۰۴ و همزمان با آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، در سه نوبت و با فاصله زمانی هدف حملات موشکی قرار گرفت؛ حمله‌ای که به اذعان مسئولان استانی و کشوری، به کشته شدن ۱۶۸ دانش‌آموز دختر و پسر، شماری از معلمان، کارکنان مدرسه و تعدادی از والدین دانش‌آموزان انجامید و از آن به ‌عنوان یکی از تلخ‌ترین فجایع انسانی و نمونه‌ای از جنایت جنگی یاد می‌شود. اکنون و در شام غریبان، ویرانه‌های این مدرسه به نمادی از اندوهی مضاعف بدل شده است؛ اندوه عاشورا که با سوگ خانواده‌هایی درهم آمیخته که داغ فرزندانشان را هنوز بر دل دارند.
با فرارسیدن شام غریبان، خیابان‌های اطراف مدرسه «شجره طیبه» آرام‌آرام مملو از جمعیتی شد که هر کدام شمعی در دست داشتند؛ شمع‌هایی که در تاریکی شب، بیش از آنکه روشنایی بخشند، روایتگر اندوهی بودند که هیچ واژه‌ای توان توصیف آن را ندارد. مادران داغدار، کنار دیوارهای شکسته مدرسه ایستاده بودند؛ دیوارهایی که هنوز نشانه‌های ویرانی را بر تن داشتند و برای آنان، هر آجرش یادآور آخرین لحظه‌های فرزندانشان بود.
 تشییع بقایای شهدای مدرسه 
در نهم تیر
در شرایطی که فضای میناب همچنان زیر سایه این اندوه سنگین قرار دارد، خانواده‌های قربانیان خود را برای وداعی دیگر آماده می‌کنند؛ وداعی که قرار است با تشییع بقایای تفحص‌شده جانباختگان مدرسه شجره طیبه در روز نهم تیرماه برگزار شود. به گفته مسئولان استان هرمزگان، پس از ماه‌ها عملیات جست‌وجو و بررسی، بخشی از بقایای پیکرهای قربانیان شناسایی شده و قرار است طی مراسمی رسمی و با حضور مردم تشییع و به خاک سپرده شود. این مراسم برای بسیاری از خانواده‌ها، پایان ماه‌ها انتظار تلخ است؛ انتظاری که در آن، برخی حتی نشانی از فرزند خود در اختیار نداشتند و تنها چشم‌به‌راه خبری از عملیات تفحص بودند. «مجتبی قهرمانی» رئیس کل دادگستری هرمزگان اعلام کرده تاکنون ۶۰ قطعه از بقایای پیکرهای شهدای مدرسه شناسایی شده و مقدمات تشییع آنها در حال انجام است. به گفته وی، همزمان پرونده‌ای حقوقی با حجم ۳۳۷ صفحه درباره این حادثه تهیه شده و قرار است برای پیگیری‌های بعدی به مراجع ذی‌ربط ارسال شود. از سوی دیگر، «احمد نفیسی» معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری هرمزگان نیز با اعلام برگزاری مراسم تشییع در نهم تیرماه، بر ضرورت حفظ اسناد و آثار این حادثه تأکید کرده و خواستار ایجاد نمایشگاه، موزه و یادمان دائمی برای ثبت این رویداد در حافظه تاریخی کشور شده است. برای خانواده‌های قربانیان، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، رسیدن روزی است که بتوانند پس از ماه‌ها چشم‌انتظاری بر مزار فرزند خود حاضر شوند؛ مزاری که هرچند جای خالی کودکشان را پر نمی‌کند، اما دست‌کم نشانی برای دلتنگی‌های هر روزه آنان خواهد بود. میناب این روزها میان دو سوگواری ایستاده است؛ از یک‌سو عزای همیشگی عاشورا و از سوی دیگر، اندوه کودکانی که نامشان با این مدرسه گره خورده است. شام غریبان امسال، پلی میان این دو روایت بود؛ روایتی از مظلومیت، فقدان و صبری که خانواده‌های داغدار، هر روز آن را زندگی می‌کنند. اکنون شمع‌هایی که در کنار دیوارهای ویران مدرسه روشن شدند، تنها یادبود یک مراسم مذهبی نبودند؛ آنها نشانه امید خانواده‌هایی بودند که چشم‌انتظار آخرین وداع با عزیزانشان هستند. نهم تیرماه، برای بسیاری از این پدران و مادران، نه پایان اندوه بلکه آغاز فصلی تازه از دلتنگی خواهد بود؛ فصلی که با خاکسپاری بقایای فرزندانشان، شکل دیگری به خود می‌گیرد. میناب اما این شب را از یاد نخواهد برد؛ شبی که خرابه‌های یک مدرسه، به حسینیه‌ای بزرگ تبدیل شد و مادرانی که روزی دست فرزندانشان را تا کلاس درس بدرقه کرده بودند، این بار با شمعی در دست، در کنار همان ویرانه‌ها ایستادند و زیر لب زمزمه کردند: «السلام علیک یا اباعبدالله»؛ برای آنان شام غریبان تنها یادآور غربت کاروان کربلا نبود؛ یادآور غربت خانه‌هایی بود که چراغ کودکانشان خاموش شده و جای خالی‌شان تا همیشه در دل این شهر باقی خواهد ماند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گفت و گو
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و هفت
 - شماره نه هزار و پنجاه و هفت - ۰۶ تیر ۱۴۰۵