بریتانیا در چرخه بی‌ثباتی؛ از برگزیت تا استعفای استارمر

کی‌یر استارمر صبح روز گذشته از سمت نخست‌وزیری بریتانیا و همچنین رهبری حزب کارگر استعفا داد. استارمر در سخنانی که از سکویی مقابل داونینگ استریت ایراد کرد، گفت: «پرسشی که اکنون حزب من مطرح کرده این است که آیا من بهترین فرد برای هدایت به سوی انتخابات سراسری بعدی هستم یا نه؟ من پاسخ حزب پارلمانی‌ام را به این پرسش شنیده‌ام و آن را با احترام می‌پذیرم. هر تصمیمی که گرفته‌ام با هدف قرار دادن کشوری که دوستش دارم در اولویت بوده است؛ به همین دلیل از رهبری حزب کارگر استعفا می‌دهم.» این در حالی است که استارمر روز جمعه تأکید کرده بود در برابر هر رقابتی برای رهبری خواهد ایستاد. اما گفت‌وگو با وزرای کابینه باعث تغییر نظر او شد. گفته می‌شود بیش از نیمی از اعضای کابینه به‌طور غیررسمی به او گفته‌اند که زمان کناره‌گیری‌اش فرا رسیده است. در همین راستا استارمر و حلقه نزدیکانش از روز شنبه کار روی پیش‌نویس سخنرانی استعفا را آغاز کردند. استارمر در ادامه گفت تا زمان بازگشت پارلمان در سپتامبر در سمت خود باقی خواهد ماند؛ به این معنا که در نشست بعدی ناتو در اوایل ژوئیه نماینده بریتانیا خواهد بود. او در سخنانی خطاب به جانشین احتمالی‌اش گفت که «تمام تلاش خود را» برای انتقال آرام قدرت انجام خواهد داد.

چرا استارمر استعفا داد؟

استارمر پس از ماه‌ها فشار سیاسی کناره‌گیری کرد؛ فشاری که در فوریه تقریباً به یک چالش جدی تبدیل شد، زمانی که انس سرور، رهبر حزب کارگر در اسکاتلند، از او خواست استعفا دهد. در آن زمان، با وجود شدت گرفتن انتقادات، کابینه همچنان از او حمایت کرد.
 با وجود پایین بودن میزان محبوبیت شخصی، استارمر در ماه‌های اخیر با مدیریت بحران خاورمیانه و مخالفت با همراهی با سیاست‌های دونالد ترامپ در زمینه ورود بریتانیا به جنگ علیه ایران، از موقعیت نسبتاً باثبات‌تری برخوردار شده بود. اما این آرامش با افشای گاردین درباره انتصاب پیتر مندل‌سون به‌عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن، با وجود رد شدن در بررسی‌های امنیتی، از بین رفت. انتصاب مندل‌سون تازه‌ترین مورد از مجموعه‌ای از خطاهای سیاسی بود که بسیاری در حزب کارگر آن را به استارمر نسبت می‌دهند. 
به گزارش نیویورک تایمز، مندل‎سون فردی است که پس از محکومیت اپستین در سال ۲۰۰۸ همچنان با او در ارتباط بوده و طبق اسناد منتشرشده توسط وزارت دادگستری آمریکا، اسناد حساس دولت بریتانیا را با او به اشتراک گذاشته است. در فوریه، پلیس مندل‌سون را به ظن سوءرفتار در مقام عمومی بازداشت کرد و فشارها بر استارمر درباره قضاوتش در این انتصاب افزایش یافت. عقب‌نشینی‌های بعدی او از برخی تصمیمات، تنها به افزایش نارضایتی در میان نمایندگان حزب کارگر انجامید؛ بسیاری او را ضعیف می‌دانستند و برخی نیز از ضعف ارتباطی او انتقاد داشتند. با این‌حال، بسیاری از نمایندگان از میزان نارضایتی عمومی نسبت به استارمر در جریان کمپین‌های انتخاباتی ماه مه شوکه شدند؛ انتخاباتی که به نمادی از نارضایتی گسترده‌تر از کل نظام سیاسی تبدیل شد. با اعلام نتایج و شکست‌های گسترده در سراسر کشور، ابعاد مشکلات حزب کارگر روشن شد و درخواست‌ها برای تعیین زمان کناره‌گیری استارمر از سوی نمایندگان، به جریان پیوسته‌ای تبدیل شد.
وضعیت شکننده دولت او با استعفای وس استریتینگ، وزیر بهداشت و سپس خالی شدن کرسی میکرفیلد آشکار شد. اوضاع زمانی وخیم‌تر شد که جان هیلی، وزیر دفاع او نیز به دلیل اختلاف بر سر برنامه‌ هزینه‌های نظامی کناره‌گیری کرد. این مسائل نمایندگان حزب کارگر را به این جمع‌بندی رساند که رهبری استارمر به حدی شکننده شده که با وجود تأکید او بر ادامه کار، روزهایش در داونینگ استریت به پایان نزدیک شده است.

 

علت‌ ساختاری شکل‌گیری این بحران چیست؟

بریتانیا در طول یک دهه گذشته پس از رأی برگزیت در ژوئن ۲۰۱۶، با مجموعه‌ای از چالش‌های جدی از جمله رشد اقتصادی کند، بدهی عمومی بالا، افزایش هزینه‌های رفاهی و بی‌ثباتی‌های ژئوپلتیکی در سطح جهانی روبه‌رو بوده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تغییرات پیاپی در رهبری سیاسی این کشور نیز تا حد زیادی تحت تأثیر پیامدهای برگزیت بوده است.
بلافاصله پس از همه‌پرسی، دیوید کامرون، نخست‌وزیر وقت و از حامیان ماندن در اتحادیه اروپا، استعفای خود را اعلام کرد. پس از این استعفا، ترزا می‌از حزب محافظه‌کار به عنوان نخست‌وزیر جدید انتخاب شد. می‌در سال ۲۰۱۷ با هدف تقویت موقعیت دولت و پیشبرد روند برگزیت، انتخابات زودهنگام برگزار کرد. اما نتیجه این تصمیم برخلاف انتظار بود؛ حزب محافظه‌کار اکثریت پارلمانی خود را از دست داد. می‌ پس از آنکه نتوانست پارلمان را برای تصویب طرح برگزیت خود متقاعد کند، در سال ۲۰۱۹ استعفا داد. بوریس جانسون، از چهره‌های اصلی کمپین خروج از اتحادیه اروپا، جانشین ترزا می‌شد. او در نهایت روند برگزیت را به سرانجام رساند، اما نتوانست قدرت را حفظ کند. درنهایت در سال ۲۰۱۹، جانسون با شعار «تکمیل برگزیت» در انتخابات عمومی به پیروزی قاطع دست یافت. تنها یک ماه بعد، بریتانیا به‌طور رسمی از اتحادیه اروپا خارج شد. با این حال، دوران او دوام زیادی نداشت و در ژوئیه ۲۰۲۲  ناچار به استعفا شد. جانشین او، لیز تراس بود. طرح اقتصادی او برای کاهش گسترده مالیات‌ها باعث بی‌ثباتی شدید در بازارهای مالی شد. در نتیجه، تراس تنها ۴۴ روز در قدرت باقی ماند و کوتاه‌ترین دوره نخست‌وزیری در تاریخ معاصر بریتانیا را ثبت کرد.
در اکتبر ۲۰۲۲، ریشی سوناک به نخست‌وزیری رسید و وعده داد ثبات سیاسی و اقتصادی را به کشور بازگرداند. دولت او در بهبود روابط با اتحادیه اروپا پیشرفت‌هایی داشت. او پس از شکست حزبش در انتخابات استعفا داد. سپس در ژوئیه ۲۰۲۴، کی‌یر استارمر پس از ۱۴ سال حضور حزب کارگر در اپوزیسیون، با پیروزی قاطع،  قدرت را در دست گرفت.
در همین راستا، برگزیت نه‌تنها یک تصمیم سیاسی برای خروج از اتحادیه اروپا بود، بلکه به نقطه آغاز مجموعه‌ای از پیامدهای اقتصادی و سیاسی درهم‌تنیده تبدیل شد. این روند با کند شدن رشد اقتصادی، افزایش فشارهای مالی و پیچیده‌تر شدن روابط تجاری همراه شد و همزمان ثبات سیاسی بریتانیا را نیز تضعیف کرد. تغییرات پیاپی در دولت‌ها نشان داد که این کشور هنوز به یک اجماع پایدار درباره مسیر پسابرگزیت نرسیده است.

 

چه کسی جانشین او خواهد شد؟

محتمل‌ترین جانشین استارمر، اندی برنهام است؛ کسی که در انتخابات میان‌دوره‌ای روز پنجشنبه در حوزه «میکرفیلد»، به‌طور قاطع یک رقیب از حزب اصلاح بریتانیا را شکست داد. از منظر بسیاری در حزب کارگر، پیروزی برنهام می‌تواند روند افول این حزب را معکوس کند؛ چراکه پیروزی حزب اصلاح بریتانیا و به تبع شکست سنگین حزب کارگر در انتخابات محلی ۷ مه (که منجر به از دست دادن بیش از ۱۵۰۰ کرسی از حدود ۲۶۰۰ کرسی‌شد)؛ برای حزب کارگر گران تمام شد.
البته با توجه به اینکه انتخابات پارلمانی ملی تا اواسط سال ۲۰۲۹ برگزار نخواهد شد، حزب کارگر همچنان اکثریت قدرتمندی در مجلس عوام دارد. با این حال نمایندگان حزب به‌سرعت خواستار کناره‌گیری استارمر شدند، زیرا نگران بودند در صورت عدم تغییر رهبری، حزب در انتخابات آینده با شکست سنگین‌تری روبه‌رو شود.
برای اینکه فردی به رهبری حزب کارگر برسد، هر نامزد باید ابتدا حمایت کتبی دست‌کم ۸۱ نفر از ۴۰۳ نماینده حزب در مجلس عوام را به دست آورد. پس از عبور از این حد نصاب، رقابت وارد مرحله رأی‌گیری گسترده میان اعضای حزب می‌شود. گروه نزدیک به برنهام گفته‌اند او تاکنون حمایت بیش از ۲۰۱ نماینده کارگر را به دست آورده است؛ یعنی بیش از نیمی از فراکسیون حزب در پارلمان. اگر این رقم حفظ شود، او از همان ابتدا گزینه اصلی رقابت خواهد بود.
با این حال، برنهام ممکن است با چالشی از سوی وس استریتینگ، وزیر پیشین بهداشت، روبه‌رو شود که ماه گذشته از کابینه استعفا داد و گفته است قصد دارد وارد رقابت رهبری شود. استریتینگ، ۴۳ ساله، به جناح میانه‌رو حزب کارگر مرتبط با تونی بلر تعلق دارد و به‌عنوان چهره‌ای تهاجمی شناخته می‌شود که حاضر است علناً از دولت استارمر فاصله بگیرد. در مقابل سبک سیاسی برنهام که مبتنی بر نوعی پوپولیسم کارگری سنتی‌تر است و طی سه دوره شهرداری منچستر بزرگ شکل گرفته است. استریتینگ در محافل داخلی حزب استدلال کرده است که برای بازپس‌گیری رأی‌دهندگان مردد که اکنون به سمت حزب اصلاح بریتانیا می‌روند، نیاز به تغییر مسیر وجود دارد و سابقه اصلاحات او در سیستم مراقبتی و بهداشتی را نشانه‌ای از رویکرد عمل‌گرایانه خود 
می‌داند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و شش
 - شماره نه هزار و پنجاه و شش - ۰۲ تیر ۱۴۰۵