رسانه های آمریکایی تحلیل کردند؛ دولت ترامپ در چه شرایطی به «بورگن اشتوک» آمد؟

از «فشار حداکثری» تا «امتیاز حداکثری»


 
« ترامپ هم در جنگ و هم در مذاکرات برای پایان دادن به آن شکست خورده است.» این جمع‌بندی امروز بسیاری از تحلیلگران و رسانه‌های آمریکایی  درباره شروع مذاکرات ایران و ایالات متحده در بورگن اشتوک سوئیس است. آنها معتقدند یادداشت تفاهمی که میان واشنگتن و تهران امضا شده، بیش از آنکه دستاوردی برای آمریکا باشد، سندی از عقب‌نشینی و تغییر موازنه به نفع ایران است؛ چراکه این توافق در عمل شرایط را به ماه فوریه برمی‌گرداند؛ زمانی که تنگه هرمز باز بود و ایالات متحده و اسرائیل هنوز حملات هوایی علیه ایران را آغاز نکرده بودند. در واقع، این اقدام صرفاً مشکلی را حل کرد که خود ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با آغاز جنگ در وهله اول ایجاد کرده بودند. 
براساس این تفاهم، ایران به امتیازهای مالی و اقتصادی‌ای دست پیدا می‌کند که تا چند ماه پیش غیرقابل تصور بود. در مقابل آمریکا در برابر صرف هزینه‌های سنگین نظامی و سیاسی به نتیجه ملموس و قابل اتکایی دست نیافته است.
فارن افرز در این راستا تحلیل کرده است، زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، بر این باور بودند که می‌توانند به راحتی نظام ایران را ساقط کنند. اما نه تنها ایران ساقط نشد بلکه حتی جسورتر و مقاوم‌تر شد و اکنون از یک ابزار بازدارنده جدید یعنی «کنترل تنگه هرمز» برخوردار است. در همین رابطه مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اذعان کرد که این تنگه به «سلاح اقتصادی» ایران بدل شده است. اکنون جهان می‌داند که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، تنگه را خواهد بست و بازارهای انرژی جهانی را مختل خواهد کرد.
به همین دلیل بود که ترامپ تصمیم گرفت در برابر ایران عقب‌نشینی کند، چراکه به قول خودش بدون توافق، «گزینه جایگزین یک رکود جهانی» بود. در همین چارچوب، با شروع مذاکرات بسیاری در آمریکا معتقدند که این تفاهمنامه مجموعه‌ای از مشوق‌های آمریکایی را در خود جای داده است؛ مشوق‌هایی که از ساختار و نحوه تنظیم آنها به نظر می‌رسد گویی تماماً با نگاه و منطق تهران طراحی و تدوین شده است. 
از میان ۱۴ بند این توافق، ۱۳ بند یا صرفاً کلی‌گویی‌های دیپلماتیک هستند یا به نفع ایران تدوین شده‌اند. 
براساس این چارچوب، تهران در ازای تعهد به عدم توسعه یا خرید سلاح هسته‌ای، امتیازات نظامی و اقتصادی قابل توجهی دریافت می‌کند و حتی کنترل عملی آن بر تنگه هرمز نیز به‌طور ضمنی به رسمیت شناخته می‌شود.
این تفاهم در عین حال به نوعی به تحقیر سیاسی ترامپ نیز منجر شده است؛ چرا که او پیش‌تر ایالات متحده را از توافق چندجانبه باراک اوباما خارج کرده بود و آن را «بدترین توافقی که تاکنون مذاکره شده» توصیف می‌کرد. با این حال، به گزارش آتلانتیک، همان توافقی که ترامپ آن را ناکافی و خطرناک می‌دانست، در عمل برای آمریکا کم‌هزینه‌تر و از نظر سازوکارهای نظارتی، دارای تضمین‌های روشن‌تر در حوزه برنامه هسته‌ای بود. 
در مقابل، توافق جدید نه‌تنها امتیازات گسترده‌تری به تهران ارائه می‌دهد، بلکه هزینه‌های سیاسی و راهبردی بیشتری را نیز متوجه واشنگتن می‌کند. در نتیجه، به نظر می‌رسد ترامپ اکنون بهای بسیار سنگین‌تری را برای دستاوردی به‌مراتب محدودتر و کم‌اثرتر پرداخت می‌کند.
او مانند قماربازی عمل کرده که خودش حرف‌های اغراق‌آمیزش را باور کرده است. ترامپ وعده داده بود که صنعت موشکی ایران را به‌طور کامل نابود کند، رابطه تهران با متحدانش را تضعیف کند و حتی کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد. 
اما نه‌تنها هیچ‌یک از این اهداف حداکثری و جنگ‌طلبانه محقق نشد، بلکه واقعیت میدان نشان داد که این اهداف اساساً دست‌نیافتنی بوده‌اند و در عمل، نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته‌اند. 
با این حال و با وجود این ناکامی‌ها، او آتش‌بس و رفع محاصره را چنان با آب‌وتاب جشن گرفت که گویی هیچ نقشی در شکل‌گیری این بحران نداشته و اکنون نیز مسئولیتی در قبال پیامدهای آن بر عهده ندارد.

 

بــــرش

جهشی بزرگ برای نفت ایران
تفاهم صلح میان ایران و آمریکا، همراه با تعهد واشنگتن برای اجازه فروش نفت به تهران، در عمل هسته اصلی تحریم‌هایی را که بیش از یک دهه پیش با هدف اعمال فشار بر ایران و محدود کردن برنامه هسته‌ای کشور وضع شده بودند، تضعیف می‌کند. این روند نه‌تنها بخش مهمی از سازوکار فشار اقتصادی علیه ایران را از کار می‌اندازد، بلکه می‌تواند توانایی کشور برای بازگشت به بازارهای جهانی انرژی و دسترسی دوباره به درآمدهای نفتی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
به گزارش وال‌استریت ژورنال، این تفاهم موجب یک جهش قابل‌توجه در صنعت نفت ایران خواهد شد و می‌تواند سالانه بیش از ۶۰ میلیارد دلار درآمد برای این کشور ایجاد کند؛ موضوعی که در صورت تحقق، تا حد زیادی شریان حیاتی اقتصاد ایران را احیا خواهد کرد. این توافق در عمل به ایران این امکان را می‌دهد که نفت خود را در مقیاسی گسترده‌تر و با محدودیت‌های کمتر به بازارهای جهانی عرضه کند و به مشتریانی بفروشد که طی سال‌های گذشته، به دلیل تحریم‌ها و فشارهای سیاسی، عمدتاً از خرید نفت ایران خودداری کرده بودند. در نتیجه، مسیر بازگشت ایران به بازار جهانی انرژی هموارتر شده و ظرفیت صادراتی این کشور نسبت به دوره تحریم‌ها به شکل چشمگیری افزایش می‌یابد.
در همین رابطه، ریچارد نفیو، کارشناس تحریم‌های آمریکایی که اکنون در دانشگاه کلمبیا فعالیت می‌کند، گفت: «این یادداشت تفاهم درآمد قابل توجهی برای ایران ایجاد خواهد کرد.» او تخمین زد که ایران می‌تواند در دو ماه اول اجرای توافق حدود ۸ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند.
طبق این توافق، همچنین آمریکا متعهد می‌شود ارتباطات بانکی را بازسازی و تسهیل کند تا ایران بتواند درآمدهای حاصل از فروش نفت را دوباره به کشور بازگرداند. میانجی‌های عرب این توافق را یک پیروزی آشکار برای ایران توصیف کرده‌اند. در عین حال، این روند می‌تواند ایران را به بازیگری قدرتمندتر در بازار جهانی نفت تبدیل کند؛ به‌طوری‌که برخی تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند با بازگشایی تنگه هرمز، بازار جهانی در سال آینده با مازاد عرضه نفت روبه‌رو شود.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گفت و گو
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و پنج
 - شماره نه هزار و پنجاه و پنج - ۰۱ تیر ۱۴۰۵