پسلرزههای جنگطلبی آمریکا در مراکز داده خاورمیانه
با وجود آرامتر شدن شرایط در خلیج فارس، شرکتهای فناوری متأثر از جنگ با مسئولیتهای حقوقی فراوان مواجه هستند
آرزو کیهان
گروه علم و فناوری
بازگشت دونالد ترامپ از سفر ماه مه ۲۰۲۵ به خلیج فارس با اعلام مجموعهای از قراردادهای عظیم اقتصادی در حوزه فناوری همراه بود؛ قراردادهایی که ارزش آنها به حدود ۲.۲ تریلیون دلار میرسید و میان ایالات متحده با قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی امضا شد. بخش عمده این توافقها به توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی اختصاص داشت و هدف اصلی، این بود که شرکتهای فناوری آمریکایی بتوانند مراکز داده و زیرساختهای پردازشی خود را در کشورهای ثروتمند خلیج فارس توسعه دهند؛ جایی که انرژی ارزان، سرمایههای کلان صندوقهای ثروت ملی و قوانین نظارتی منعطفتر، شرایطی جذاب برای ساخت مراکز داده فراهم میکرد. در مقابل، واشنگتن امیدوار بود با این همکاریها، علاوه بر افزایش سرعت پیشرفت فناوری هوش مصنوعی خود، کشورهای خلیج فارس را از همکاری گسترده با چین در این حوزه باز دارد، اما جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران همه چیز را تغییر داد و تبعات این جنگ طلبی دامن شرکتهای آمریکایی را نیز گرفت.
خسارتهای گسترده مراکز داده
در بحبوحه جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مرکز داده خدمات وب آمازون (AWS) در امارات متحده عربی و یک مرکز نیز در بحرین به دلیل پشتیبانی این تأسیسات از عملیات هوش مصنوعی ارتش آمریکا، بهعنوان هدف مشروع، مورد حمله ایران قرار گرفتند. این البته پاسخ ایران به حملات متجاوزان علیه مراکز و زیر ساخت های ارتباطی خود بود. در حالی که مراکز داده برای ارائه خدمات تجاری باید تقریباً بدون وقفه فعال باشند و حتی اختلال کوتاهمدت در آنها میتواند خسارتهای مالی گستردهای ایجاد کند، بسیاری از خدمات دیجیتال در منطقه از سیستمهای بانکی و سیستم پرداخت گرفته تا خدمات درخواست خودرو، تحویل کالا و نرمافزارهای سازمانی مختل شد.
حمله به مراکز داده آمازون نشان داد چنین زیرساختهایی تا چه اندازه
در برابر درگیریهای نظامی آسیبپذیر هستند. مهمتر آنکه اثرات این اختلال تنها به خاورمیانه محدود نماند و شرکتهای دریافتکننده خدمات ابری این مراکز در دیگر نقاط جهان نیز تحتتأثیر قرار گرفتند؛ شرکتهایی که هرگز نمیدانستند دادهها و پردازشهای ابری آنها از طریق سرورهای مستقر در خلیج فارس هدایت میشود.
همزمان، اختلال در تنگه هرمز و دریای سرخ، کابلهای زیردریایی انتقال داده که مسئول بخش بزرگی از ترافیک اینترنت میان آسیا، اروپا و خلیج فارس هستند، در معرض خطر قرار گرفتند. این رخدادها آسیبپذیری شبکه جهانی داده را بیش از پیش آشکار کرد و نگرانیها افزایش یافت.
قراردادهایی برای زمان صلح
اگرچه خلیج فارس در حال حاضر تنها حدود ۱.۵ درصد از ظرفیت محاسباتی جهان را در اختیار دارد، اما رشد سالانه آن نزدیک به ۹ درصد برآورد میشود. بخشی از این رشد، ناشی از قراردادهای بزرگ فناوری است که پس از سفر ترامپ به این منطقه منعقد شد. برای مثال، شرکت AMD در همکاری با شرکت «هیومین»، متعلق به صندوق سرمایهگذاری عربستان، پروژهای ۱۰ میلیارد دلاری برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی آغاز کرد. شرکت انویدیا نیز متعهد شد ۱۸ هزار تراشه پیشرفته برای پروژههای هوش مصنوعی عربستان تأمین کند. علاوهبراین، کنسرسیومی از شرکتهای آمریکایی با شرکت اماراتی G42، برای ایجاد یک پردیس بزرگ هوش مصنوعی در امارات برنامهریزی کردهاند.
همه این سرمایهگذاریهای کلان، در سایه جنگ و ناآرامی در خاورمیانه در هاله ابهام قرار گرفته است. در حالی که پیش از این تصور میشد مراکز داده از درگیریهای مستقیم دور خواهند ماند. اما طبق قوانین جنگ، در صورتی که یک مرکز داده بهنوعی از عملیات نظامی پشتیبانی کند، هدف مشروع تلقی میشود و این موضوع در جنگ رمضان هم نمود داشت.
ازسوی دیگر چارچوب همکاریها در حوزه هوش مصنوعی میان آمریکا و شرکایش، اساساً برای شرایط صلح و رقابت اقتصادی با چین طراحی شده بود و بر کنترل انتقال فناوری، نظارت بر مالکیت شرکتها و جلوگیری از دسترسی رقبا به تراشههای پیشرفته تمرکز داشت. در این میان توجه چندانی به امنیت فیزیکی مراکز داده در مناطق پرتنش یا حفاظت از زیرساختها در برابر حملات نظامی نشده بود.
بازنگری در نقشه جغرافیایی
هوش مصنوعی
حالا با وجود آرامتر شدن شرایط در خلیج فارس، اما وضعیت این شرکتها همچنان بحرانی است و با مسئولیتهای حقوقی فراوانی مواجه هستند. هرچند بسیاری از این شرکتها با استناد به یک بند ویژه قرارداد مبنی بر امکان تعلیق تعهدات در صورت وقوع رویدادهای خارج از کنترل شرکت، قصد دارند از خود سلب مسئولیت کنند، ولی ممکن است دادگاهها این دفاع را نپذیرند، زیرا بسیاری معتقدند بیثباتی سیاسی و خطر درگیری در خاورمیانه از مدتها پیش قابل پیشبینی بوده است. در نتیجه شرکتهای ارائهدهنده خدمات ابری احتمال دارد مجبور به جبران خسارت مشتریانی شوند که فعالیتهایشان به دلیل قطع خدمات متوقف شده است.
علاوه بر این، هزینههای عملیاتی پروژههای جدید در خلیج فارس نیز بشدت افزایش یافته وشرکتها ناچارند سیستمهای پشتیبان بیشتری ایجاد کنند، امنیت فیزیکی تأسیسات را افزایش دهند و حق بیمه سنگینتری برای پوشش ریسک جنگ بپردازند. به همین دلیل بسیاری از شرکتهای فناوری در حال بازنگری برنامههای خود هستند. هزینه واقعی ساخت و بهرهبرداری از مراکز داده در خلیج فارس اکنون از ساخت تأسیسات مشابه در مناطق دیگر جهان که انرژی بهای بالایی دارد هم بیشتر شده است. در چنین شرایطی، شرکتهایی که هنوز در مرحله برنامهریزی هستند، ممکن است ترجیح دهند پروژههای خود را به مناطق امنتر منتقل کنند. در مقابل، شرکتهایی که هماکنون در خلیج فارس فعالیت دارند، ناچارند ریسک خود را توزیع کنند. آمازون، مایکروسافت، گوگل و اوراکل که هر یک چندین مرکز داده در منطقه دارند، در حال انتقال بخشی از کارهای حساس خود به سایر نقاط جهان هستند. همچنین احتمالاً مجبور خواهند شد شفافیت بیشتری درباره محل پردازش دادههای مشتریان ارائه دهند تا از شکایتهای احتمالی جلوگیری کنند.
از دید بسیاری از تحلیلگران، سیاست تشویق شرکتهای آمریکایی به توسعه گسترده زیرساختهای هوش مصنوعی در خلیج فارس اشتباه محاسباتی بوده؛ چراکه این سیاست نهتنها شبکهای از وابستگیهای پیچیده ایجاد کرده، بلکه منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا را نیز در معرض خطر قرار داده است. در عین حال، عقبنشینی کامل از این همکاریها نیز میتواند روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس را تضعیف کند و فرصت بیشتری برای نفوذ فناوری چین فراهم آورد.
منبع: modern political

