در حافظه موقت ذخیره شد...
تشییع و وداع با رهبر شهید (۴)
معاون علمی-فرهنگی معاون اول رئیسجمهور
در تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی، برخی رخدادها از سطح یک واقعه تقویمی فراتر میروند و به نقاط عطفی تبدیل میشوند که نهتنها در شکلدهی به هویت ملی و اجتماعی نقشآفرین هستند، بلکه آثار و پیامدهای تمدنی نیز بر جای میگذارند. شهادت رهبر فقید جمهوری اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، در جریان حمله تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی در نهم اسفندماه، از جمله همین رخدادهای سرنوشتساز به شمار میرود؛ رخدادی که بیتردید یکی از تأثیرگذارترین وقایع تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام محسوب میشود.
با وقوع این حادثه تلخ، جنگ چهلروزهای که با عنوان «جنگ رمضان» شناخته میشود، شکل گرفت؛ جنگی که آثار عمیق سیاسی، امنیتی و اجتماعی آن، نهتنها در ایران بلکه در سراسر منطقه غرب آسیا و حتی فراتر از آن در سطح جهانی نمایان شد. اکنون، بیش از 110 روز از آن واقعه گذشته و جمهوری اسلامی ایران در موقعیت یک گذار راهبردی قرار گرفته است؛ گذاری که با اتکا به انسجام ملی و همبستگی اجتماعی، مدیریت متعهدانه کشور، مقاومت مثالزدنی نیروهای مسلح و پشتیبانی همهجانبه مردم، با موفقیت در حال طی شدن است.
این روند در عرصه دیپلماسی نیز دستاوردهای قابل توجهی به همراه داشت. مذاکرات بینالمللی که با میانجیگری پاکستان آغاز شد، به تدریج به فضایی انجامید که در آن، به دلیل اقتدار ملی و انسجام مردم و حاکمیت، بسیاری از مواضع و شعارهای اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی دستخوش تغییر شده و سرنوشت مذاکرات بدانجا ختم شده که متن تفاهمنامه چهاردهبندی پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران مبنای عمل قرار گرفته و به امضای رؤسای جمهوری ایران و آمریکا رسیده است؛ توافقی که بازتابدهنده بخش مهمی از مطالبات و حقوق ملت ایران است.
در ادامه این روند و با وجود مخالفتهای اولیه رژیم صهیونیستی، تحولاتی در لبنان نیز رقم خورد که نتیجه مستقیم مقاومت مردم ایران و لبنان و شکلگیری وحدت و همبستگی قویتر میان نیروهای مقاومت پس از شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. این انسجام و اقتدار سرمایهای کمنظیر برای ایران اسلامی ایجاد کرد و نشان داد که برخی رویدادهای تاریخی، صرفاً یک حادثه نیستند، بلکه میتوانند مسیر تحولات منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهند.
امروز که بیش از دو ماه و نیم از پایان جنگ و برقراری آتشبس اولیه میگذرد، شاهدیم که، کشور متجاوز یعنی آمریکای مستکبر با وجود برخورداری از توان نظامی گسترده، در عرصه اخلاقی و سیاسی با چالش جدی روبهرو و ناچار شده عمده مطالبات جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد. در این میان، هماهنگی میان دولت، دستگاه دیپلماسی، نیروهای نظامی و اقشار مختلف مردم تصویری از وحدت ملی را به نمایش گذاشت که بر حفظ استقلال، عزت و حقوق ملت ایران تأکید دارد.
در چنین شرایطی، مرور دستاوردها، آموزهها و پیامهای شهادت رهبر فقید انقلاب، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. این رخداد، فقط یک فقدان بزرگ نبود، بلکه به نقطهای برای بازخوانی ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران تبدیل شد؛ ظرفیتهای بینظیری که در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر، توانمندی و قابلیتهای بینظیر ایران و ایرانیان را در سطوح ملی و بینالمللی به نمایش گذاشت.
از منظری دیگر اگر با رویکرد سیاست جهانی به موضوع شهادت رهبر شهید و آیین باشکوه تشییع ایشان بنگریم، خواهیم دید که این مراسم در بستری تاریخی برگزار میشود که نگاه جامعه جهانی را نسبت به ایران، در مقایسه با ماهها و سالهای قبل دستخوش تغییر خواهد کرد. همزمانی این مراسم با تحولات دیپلماتیک و توافقات حاصلشده، به این آیین معنایی فراتر از یک مراسم سوگواری ملی میبخشد. این مراسم نماد حضور مردمی است که خود را پیروز یک نبرد نابرابر میدانند و وداعی است با رهبری که طی ۳۷ سال، هدایت کشور را در عرصههای مختلف برعهده داشته و با ریلگذاری ویژه و منحصر به فرد خود، زمینهساز مقاومت، عزت و نصرت ملت گردیده است. در چنین فضایی، ابعاد بینالمللی این مراسم نیز قابل توجه است. نهتنها میلیونها ایرانی، بلکه شمار زیادی از علاقهمندان محبان رهبر شهید، در عراق، پاکستان، افغانستان و سایر کشورهای همسایه و منطقه و همچنین ایرانیان مقیم خارج از کشور، تمایل خود را برای حضور و مشارکت در این آیین اعلام کردهاند. گزارشها و درخواستهای مطرحشده درباره برگزاری مراسمهای نمادین همزمان در برخی کشورها نیز نشاندهنده گستردگی بازتاب این رخداد در میان جوامع مختلف است. هرچند ملاحظات امنیتی و شرایط بینالمللی ممکن است امکان تحقق کامل این خواستهها را فراهم نکند ولی بیگمان مراسم تشییع رهبر شهید، فراتر از یک آیین سوگواری، به یک رخداد قدرتساز در عرصه روابط بینالملل تبدیل میشود.
حضور گسترده مردم در تهران، قم، مشهد و دیگر شهرهای کشور و انعکاس جهانی تصاویر این مراسم از طریق رسانهها و فناوریهای نوین ارتباطی، این پیام را به جهان منتقل میکند که جمهوری اسلامی ایران، حتی در سختترین شرایط و پس از یک جنگ تمامعیار، نهتنها دچار گسست ساختاری نشده، بلکه توانسته سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و اقتدار فرهنگی خود را حفظ و بازتولید کند.
از همین منظر، میتوان این حضور گسترده مردمی را جلوهای از قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران دانست؛ قدرتی که برخاسته از مشارکت اجتماعی، سرمایه فرهنگی و باورهای مشترک مردم است و نیز پشتوانهای مؤثر برای دیپلماسی کشور، تقویت جریان مقاومت و ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران. در ادبیات روابط بینالملل، چنین ظرفیتی را میتوان در چارچوب مفاهیمی همچون «قدرت نرم بازدارنده» و نقشآفرینی سرمایه اجتماعی در افزایش تابآوری ملی تحلیل کرد. در نهایت، آنچه این مراسم تاریخی به نمایش میگذارد، نمایش پیوند میان مردم، فرهنگ، هویت و باورهایی است که از نگاه نویسنده، مهمترین سرمایه ایران عزیز در مواجهه با بحرانها به شمار میرود؛ حضوری که نشان میدهد قدرت ایران، بیش از هر چیز، بر سرمایه اجتماعی، همبستگی ملی و اعتماد مردم استوار است و همین پشتوانه میتواند زمینهساز ایفای نقشی مؤثرتر برای ایران عزیز و مقتدر در تحولات آینده منطقه و جهان باشد.

