مراسم «شیرخوارگان حسینی» در مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد
عاشورای مادران داغدار
محرم امسال حال و هوای متفاوتی دارد. پدر و مادرهای مینابی و لامردی داغدار فرزندان خردسالشان هستند تا در مراسم عزاداری شیرخوارگان حسینی عزادارتر از سالهای قبل باشند. عزادار دخترکان و پسرکانی که صبح روز 9 اسفند با هزار امید و آرزو راهی مدرسه کردند، اما موشکهای آمریکایی جان عزیزشان را گرفت تا شهدای پرافتخار و کم سن وسال تاریخ ایران باشند. شهدایی که نام آنها در مراسم شیرخوارگان حسینی کنار حضرت علیاصغر و خانم رقیه بارها تکرار شد. این محرم، عاشورای مادران داغدار است...
روز گذشته مراسم معنوی عزاداری شیرخوارگان حسینی همزمان با سراسر کشور و با حضور گسترده مادران و کودکان شیرخوار برگزار شد تا صبح جمعه مصلای امام خمینی(ره) تهران حال و هوایی متفاوت داشته باشد. فضایی آمیخته با اشک، معنویت، همدلی، عشق و لالایی. این مراسم هر ساله در اولین جمعه ماه محرم و به دادخواهی شهید شش ماهه کربلا حضرت علیاصغر(ع) برگزار میشود تا مجالی برای پیوند عمیق میان مادران امروز و مادران داغ دیده تاریخ باشد. در این مراسم، مادران بر تن نوزادان خود لباسهای سبز و سفید و پیشانیبندهای مزین به نام مبارک حضرت علیاصغر(ع) میبندند و عزاداری میکنند. فاطمه مادر حلمای یک ساله، در حالی که اشک میریزد، میگوید: «چند روز دیگر تولد یک سالگی دخترم است. خیلی برای دخترم برنامه دارم، اما وقتی به یاد بچههای کربلا و بچههای میناب میافتم بغض میکنم و به خودم میگویم تا ابد باید برای این بچهها عزاداری کنم و شکرگزار خداوند باشم که فرزندم سالم است. واقعاً نمیتوانم حال مادران مینابی را بفهمم. اما هر وقت یاد آن کودکان بیگناه میافتم اشک میریزم. برای همین امروز به اینجا آمدم تا با صدای بلند گریه کنم و دختر کوچکم هم در این عزاداری سهمی داشته باشد.»
در میان جمعیت عزادار، زنی با صدای بلند گریه میکند. او مادربزرگ امیرحسین دو ساله است: «این بچه جان من است. تصور اینکه خار به پای او برود مرا دیوانه میکند. برای همین به اینجا آمدهام تا با مادران کربلا همدلی کنم و با صدای بلند برای فرزندان میناب عزاداری کنم و اشک بریزم. این روزها آغوش مادران مینابی خالی است و هر روز یک غم بزرگ را حمل میکنند. همین جا از حضرت علی اصغر و امامحسین(ع) میخواهم فرزندان ایران همیشه در امنیت باشند تا بتوانند پرچمدار امام حسین(ع) باشند.» او به بچههایی که لباس سفید وسبز پوشیدهاند و چشمان کنجکاوشان همه جا میچرخد، میگوید: «اینها سرمایههای این مملکت هستند و از خدا میخواهم همیشه در امنیت و آرامش باشند.»
صدای لالایی مادران با نوای مداحی و ذکر مصیبت در هم آمیخته. مادر جوانی در حالی که برای پسرش لالایی میخواند، با مداح همراه میشود و اشک میریزد.: «هر شب برای پسرم لالایی میخوانم. دوست دارم همیشه در آغوش من جایش امن باشد. پسرم در آغوشم است و جایمان امن است، اما یک جای خالی بزرگ در آغوش مادران مینابی شکل گرفته که هیچ چیزی این حفره تو خالی و بزرگ را پر نمیکند. از روزی که مادر شدهام به همه میگویم هیچ وقت فکر نمیکردم این قدر عاشق فرزندم باشم. برای همین درد این مادران را خیلی خوب میفهمم و فقط از زنان والامقام کربلا که اسوه صبر هستند میخواهم به آنها کمک کنند.»
مداح در حال خواندن ذکر مصیبت است، وقتی نوحه به زمان شهادت حضرت علی اصغر (ع) میرسد، مادران فرزندانشان را محکمتر به آغوش میکشند و اشک میریزند.

