گزارش «ایران» از نشست «یادکرد مقام علمی و فرهنگی دکتر علی شریعتی»

متفـکر الهیات رهـایی‌بخش

میراث شریعتی برای امروز جامعه ایران چه افق‌گشایی‌هایی دارد؟

نزدیک به نیم قرن پس از درگذشت دکتر علی شریعتی، نام و اندیشه او همچنان در کانون بحث‌های فکری و فرهنگی ایران قرار دارد. کمتر متفکری در تاریخ معاصر ایران را می‌توان یافت که آثار و آرای او تا این اندازه محل تفسیرهای متفاوت، نقدهای متعارض و بازخوانی‌های مداوم بوده باشد. شریعتی برای گروهی روشنفکری دینی و مصلحی اجتماعی است که کوشید میان سنت اسلامی و مسائل جهان جدید پلی فکری برقرار کند؛ برای برخی دیگر، او بیش از آنکه پاسخگو باشد، پرسش‌ساز بود و افق‌های تازه‌ای برای اندیشیدن درباره دین، جامعه، هویت و تاریخ گشود. شاید راز ماندگاری او نیز در همین ویژگی نهفته باشد؛ اینکه آثارش همچنان خوانده می‌شوند، درباره آنها مناقشه صورت می‌گیرد و هر نسل می‌کوشد شریعتی را از منظری تازه بازفهمی کند. در سالروز درگذشت این متفکر معاصر، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی روز پنجشنبه ۲۸ خردادماه، نشستی مجازی با عنوان «یادکرد مقام علمی و فرهنگی دکتر علی شریعتی» برگزار کرد. در این نشست سخنرانان از زوایای مختلف به بررسی میراث فکری، فرهنگی و اجتماعی شریعتی پرداختند.

اعظم فردوست
گروه اندیشه
 

فهم اگزیستانسیالیستی شریعتی از انسان
سیدجواد میری جامعه‌شناس، در سالروز بزرگداشت دکتر شریعتی با تأکید بر گسترش نفوذ فکری او در ایران و جهان، شریعتی را از جمله متفکرانی دانست که با گذر زمان ابعاد اندیشه و جایگاه تاریخی‌شان روشن‌تر می‌شود. این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به تداوم حضور اندیشه‌های دکتر علی شریعتی در فضای علمی و فکری جهان، او را از معدود متفکران معاصر ایرانی دانست که توانسته است از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی عبور کند و به چهره‌ای جهانی در عرصه اندیشه بدل شود.
این جامعه‌شناس با اشاره به دامنه نفوذ فکری شریعتی گفت: «امروز می‌توان شریعتی را یکی از معدود متفکران معاصر ایرانی دانست که به معنایی جهانی شده و در حوزه‌هایی همچون الهیات رهایی‌بخش نیز مورد توجه قرار گرفته است.» از نگاه وی، این جایگاه نشان‌دهنده آن است که پرسش‌ها و دغدغه‌های شریعتی صرفاً به جامعه ایران محدود نبوده و قابلیت گفت‌وگو با مسائل گسترده‌تر جهان معاصر را نیز داشته است.
میری در ادامه، برای تبیین یکی از وجوه مهم اندیشه شریعتی، به نگاه او درباره مفهوم انسان اشاره کرد و توضیح داد که شریعتی در آثار خود انسان‌ها را بر اساس میزان اثرگذاری و ماندگاری‌شان در چهار گروه دسته‌بندی می‌کند. او این تقسیم‌بندی را راهی برای فهم تلقی اگزیستانسیالیستی شریعتی از انسان و نسبت او با تاریخ و جامعه دانست. به زعم میری، در این چارچوب برخی انسان‌ها تنها در زمان حضور فیزیکی خود معنا می‌یابند و برخی دیگر اساساً تأثیر ماندگاری بر جهان پیرامون نمی‌گذارند. اما گروهی از انسان‌ها حتی پس از غیبت نیز در حافظه تاریخی و اجتماعی جوامع حضور دارند و آثارشان همچنان الهام‌بخش باقی می‌ماند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در تشریح مهم‌ترین بخش این تقسیم‌بندی گفت: «نقطه اوج این تقسیم‌بندی، گروه چهارم است؛ انسان‌هایی که وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند، هستند.» به اعتقاد وی، شریعتی این گروه را شگفت‌انگیزترین انسان‌ها می‌دانست؛ کسانی که در زمان حیاتشان آن‌گونه که باید شناخته نمی‌شوند، اما پس از گذشت زمان، ابعاد وجودی و اهمیت تاریخی آنان بیش از پیش آشکار می‌شود.
میری با ارجاع به این الگوی مفهومی، کوشید جایگاه خود شریعتی را نیز در پرتو همین نگاه توضیح دهد. او تصریح کرد: «با توجه به تعریفی که شریعتی از این گروه چهارم ارائه می‌دهد، می‌توان خود او را نیز در شمار همین انسان‌ها دانست؛ شخصیتی که هرچه زمان می‌گذرد، ابعاد اندیشه، وسعت نگاه و جایگاه فکری او برای اهل نظر و نسل‌های بعدی روشن‌تر و آشکارتر می‌شود.»

 

چرا شریعتی هنوز خوانده می‌شود؟
احسان شریعتی بر ابعاد کمتر دیده‌شده میراث فکری پدرش تأکید گذاشت و او را فراتر از یک چهره سیاسی و روشنفکری توصیف کرد. این استاد فلسفه سیاسی معتقد است اهمیت شریعتی تنها در آثار ادبی، اجتماعی یا دینی او خلاصه نمی‌شود، بلکه در نقشی نهفته است که در گسترش فرهنگ پرسشگری و اندیشیدن در جامعه ایرانی ایفا کرد.
این استاد فلسفه سیاسی، شریعتی را از جمله متفکرانی دانست که کوشید با بهره‌گیری از روش‌شناسی علوم‌انسانی جدید، مسائل ایران و جهان اسلام را از منظری متفاوت مورد بررسی قرار دهد؛ رویکردی که او را در زمره متفکران غیرغربی صاحب‌نظر در حوزه علوم انسانی قرار می‌دهد.
احسان شریعتی همچنین به جایگاه جهانی آثار پدرش اشاره کرد و گفت که امروز در بسیاری از مطالعات دانشگاهی، شریعتی در چارچوب اندیشه‌های پسااستعماری مورد توجه قرار می‌گیرد. از نگاه او، طرح مفاهیمی همچون «بازگشت به خویش»، نقد همزمان سنت و مدرنیته و بازنگری در تاریخ ایران و اسلام، موجب شده است آثار شریعتی همچنان در محافل علمی و پژوهشی موضوع بحث و بررسی باشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، شریعتی را متفکری نوگرای دینی و مصلحی فکری توصیف کرد که پروژه اصلی او بازخوانی سنت‌های دینی و بازاندیشی در میراث اسلامی بود. به اعتقاد او، همین ویژگی باعث شده است که آثار شریعتی همچنان در فضای فکری پس از انقلاب نیز محل رجوع، نقد و گفت‌وگو باقی بماند.
احسان شریعتی در ادامه به تقسیم‌بندی شناخته‌ شده آثار پدرش اشاره کرد و توضیح داد که شریعتی آثار خود را در سه حوزه «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویریات» طبقه‌بندی می‌کرد. او گفت در اجتماعیات، مسائل مربوط به آزادی، عدالت، برابری و عرفان مطرح می‌شود؛ در اسلامیات، نقد سنت و تلاش برای نوسازی اندیشه دینی در کانون توجه قرار دارد و در کویریات نیز تجربه‌های معنوی، وجودی و اخلاقی انسان محور اصلی تأملات اوست.
بخش پایانی سخنان این استاد فلسفه سیاسی به ضرورت مواجهه علمی با میراث شریعتی اختصاص داشت. وی تأکید کرد: «میراث فکری و فرهنگی دکتر شریعتی بیش از هر چیز نیازمند نقد و بررسی علمی است؛ نقدی که به معنای شناخت، تفکیک و ارزیابی ظرفیت‌ها و محدودیت‌های اندیشه او باشد.»
 

شریعتی و نسل‌هایی که هنوز
 با او گفت‌وگو می‌کنند
عبدالرحیم گواهی، استاد ادیان و عرفان و از شاگردان دکتر علی شریعتی، از نقش این متفکر دینی در آگاهی‌بخشی به نسل دانشجو و مقابله با نفوذ اندیشه‌های مارکسیستی در فضای روشنفکری قبل از انقلاب سخن گفت. او با تأکید بر نقش اثرگذار این متفکر در شکل‌دهی به جریان روشنفکری دینی معاصر، شریعتی را یکی از مهم‌ترین چهره‌های تأثیرگذار بر نسل جوان و دانشجویان پیش از انقلاب اسلامی توصیف کرد.
گواهی که ریاست مؤسسه پژوهش ادیان جهان را نیز برعهده دارد، با اشاره به سابقه آشنایی خود با شریعتی گفت این ارتباط به سال‌های پیش از انقلاب و فعالیت‌های فرهنگی و دانشگاهی در انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان بازمی‌گردد. شریعتی در آن دوران برجسته‌ترین روشنفکر مذهبی کشور محسوب می‌شد و نفوذ فکری گسترده‌ای در میان جوانان داشت. او با ترسیم تصویری از شیوه زندگی و فعالیت‌های فکری شریعتی افزود: «شریعتی انسانی پرتلاش، کم‌خواب و غرق در کار فکری بود و با شور و علاقه به نگارش و سخنرانی می‌پرداخت.» گواهی تأکید کرد بخشی از آثار ماندگار این متفکر، از جمله کتاب «کویر»، محصول همین روحیه جست‌وجوگر و پرکار بوده است.
این استاد ادیان و عرفان، شریعتی را روشنفکری دینی و جامعه‌شناسی دانست که تلاش داشت مفاهیم دینی را متناسب با زبان و نیازهای نسل جوان بازخوانی کند. او یادآور شد در دهه‌های منتهی به انقلاب، اندیشه‌های مارکسیستی در بخشی از فضای روشنفکری ایران نفوذ قابل توجهی یافته بود و شریعتی کوشید با تکیه بر منابع و الگوهای دینی و اسلامی، مسیر متفاوتی برای آگاهی‌بخشی اجتماعی و فرهنگی ارائه کند. 

 

پنجاه سال پس از شریعتی 
تداوم یک گفت‌وگوی ناتمام
حکمت‌الله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران، با تأکید بر ماندگاری میراث فکری دکتر علی شریعتی، او را یکی از تأثیرگذارترین صاحبان اندیشه و قلم در جامعه معاصر ایران دانست و بر اهمیت بازخوانی تجربه فکری و زیست فرهنگی این روشنفکر دینی تأکید کرد.
بخش مهمی از سخنان ملاصالحی به تجربه حضور شریعتی در فرانسه و مواجهه او با جهان مدرن اختصاص داشت. او معتقد است که شریعتی از این فرصت برای شناخت جدی‌تر تحولات فکری و اجتماعی غرب بهره برد و با دستاوردی فکری به کشور بازگشت. این باستان‌شناس و پژوهشگر تاریخ فرهنگ، یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شریعتی را توانایی کم‌نظیر او در سخنوری دانست، اما تأکید کرد که جذابیت کلام او صرفاً محصول استعداد بیانی نبود. به اعتقاد ملاصالحی، پشتوانه اصلی این توانایی، اندیشه، تأمل و دغدغه‌های فکری عمیقی بود که در سخنان و نوشته‌های او بازتاب می‌یافت.
وی همچنین بر عنصر شجاعت در شخصیت شریعتی تأکید کرد و گفت: «صرف داشتن فکر و نظر کافی نیست و شجاعت بیان آن نیز اهمیت دارد.» به باور او، شریعتی این جسارت را داشت که دیدگاه‌های خود را آشکارا مطرح کند و در دفاع از آنها از ملاحظات رایج فاصله بگیرد.
ملاصالحی در بخش پایانی سخنان خود، به پویایی شخصیت فکری شریعتی اشاره کرد و این فرض را مطرح ساخت که اگر او فرصت بیشتری برای زندگی می‌یافت، احتمالاً مسیر بازاندیشی و تجدیدنظر در آرای خود را ادامه می‌داد. او گفت: «روحیه جست‌وجوگر، ناآرام و پویا از ویژگی‌های اصلی شریعتی بود و همین خصلت می‌توانست او را به بازخوانی مداوم اندیشه‌های پیشین خود سوق دهد.»

 

 متفکری که همچنان محل مناقشه است
محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دکتر علی شریعتی را از مهم‌ترین چهره‌های اثرگذار بر آگاهی نسل جوان در دهه‌های منتهی به انقلاب اسلامی دانست و بر ضرورت مطالعه، بازخوانی و نقد علمی میراث فکری او تأکید کرد.
به گفته شالویی، شریعتی با زبان و بیانی متفاوت توانست ارتباطی گسترده با نسل جوان برقرار کند و از طریق سخنرانی‌ها و آثار مکتوب خود، جریان مؤثری از آگاهی و پرسشگری را در جامعه شکل دهد. او معتقد است، آثاری چون «فاطمه، فاطمه است»، «علی تنهاست» و «کویر» نقش مهمی در برانگیختن حساسیت اجتماعی و فرهنگی جوانان آن دوره ایفا کردند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در عین حال بر ضرورت نگاه انتقادی به اندیشه شریعتی تأکید کرد و گفت: «مقصود از تجلیل دکتر شریعتی، تأیید همه برداشت‌ها و تحلیل‌های او نیست، زیرا هر اندیشمندی بر پایه فهم و شرایط خود به نتایجی می‌رسد؛ لذا بررسی و نقد علمی او همواره ممکن است.»
شالویی همچنین با اشاره به شرایط فکری و فرهنگی دهه‌های پیش از انقلاب یادآور شد: «شریعتی در فضایی که اندیشه‌های مارکسیستی و جریان‌های فکری وارداتی نفوذ قابل توجهی در محافل روشنفکری داشتند، کوشید با تکیه بر مفاهیم دینی و الگوهای اسلامی، راهی متفاوت برای روشنگری اجتماعی ارائه کند.» به گفته وی، «شریعتی با تکیه بر مفاهیم دینی و اسلامی و تجلیل از الگوهایی چون حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) کوشید مسیر دیگری از روشنگری را پیش روی جامعه قرار دهد و در این مسیر نیز توفیقات مهمی به دست آورد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • حوادث
  • خودرو
  • اطلاع رسانی
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • اندیشه - ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و سه
 - شماره نه هزار و پنجاه و سه - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵