هادی خانیکی از مسیر توسعه در ایران گفت
جامعه ایرانی همواره مسیر بازسازی خود را پیدا میکند
چرا توسعه بدون «جامعه مدنی» و «کنش جمعی» به مقصد نمیرسد؟
آیا توسعه را میتوان تنها از مسیر سیاستگذاریهای کلان و برنامههای دولتی محقق کرد؟ این پرسشی بود که دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «کانونهای دانشگاه علامهطباطبایی» مطرح کرد و در پاسخ به آن، بر نقش تعیینکننده جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی در شکلگیری توسعه پایدار تأکید گذاشت.
احسان علیزاده
گروه اندیشه
خانیکی با نقد نگاههای دولتمحور به توسعه، گفت تجربههای تاریخی نشان دادهاند که حتی قدرتمندترین دولتها نیز بدون همراهی جامعه و نهادهای مدنی قادر به ایجاد تحولات ماندگار نیستند. از نگاه او، توسعه زمانی پایدار میشود که از بطن جامعه آغاز شود و سپس ساختارهای حکمرانی و سیاستگذاری خود را با آن تطبیق دهند.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی، یکی از ضعفهای تاریخی جامعه ایران را کمرنگ بودن سازمانیافتگی اجتماعی دانست و توضیح داد که در بسیاری از دورهها، ظرفیتهای اجتماعی به دلیل فقدان نهادهای میانجی و ضعف کنش جمعی، پراکنده و غیرمؤثر باقی ماندهاند. به اعتقاد او، شکلگیری کانونهای فرهنگی، انجمنهای علمی، تشکلهای صنفی و دانشجویی در دانشگاهها، پاسخی به همین نیاز تاریخی برای تبدیل ظرفیتهای فردی به کنش جمعی بوده است.
دانشگاه؛ آینه تنوع جامعه
خانیکی با اشاره به تجربه شکلگیری و گسترش «کانونهای دانشجویی»، این نهادها را بستری برای بازتاب تنوع فرهنگی و اجتماعی ایران توصیف کرد. او معتقد است کانونها توانستهاند علاوه بر تربیت نسلهایی از فعالان علمی، فرهنگی و اجتماعی، بخشی از جامعه فکری ایران را نیز به دانشگاه پیوند دهند و دانشگاه را از فضای صرفاً آموزشی به عرصهای برای مشارکت اجتماعی و گفتوگو تبدیل کنند.
این بخش از سخنان خانیکی را میتوان در چارچوب بحثی گستردهتر درباره «سرمایه اجتماعی» تحلیل کرد؛ مفهومی که در ادبیات توسعه، یکی از پیششرطهای اصلی پیشرفت پایدار تلقی میشود. نهادهای داوطلبانه و مدنی، از جمله کانونهای دانشجویی، در بسیاری از جوامع نقش مهمی در تقویت اعتماد عمومی، همکاری جمعی و تربیت نیروهای اجتماعی ایفا کردهاند.
هویت ایرانی؛ سرمایهای برای آینده
خانیکی در بخش پایانی سخنان خود، به مسأله هویت ایرانی و سرمایه اجتماعی پرداخت. او با اشاره به برخی پیمایشهای اجتماعی، از وجود سطح قابل توجهی از «حس افتخار به ایرانی بودن» در میان شهروندان سخن گفت و این احساس تعلق را ظرفیتی مهم برای آینده کشور دانست. به باور او، جامعه مدنی میتواند در بازفهمی مفهوم ایران و تقویت پیوندهای اجتماعی نقشآفرین باشند. این نهادها قادرند از طریق گفتوگو، تعامل و همکاری، زمینه بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و هویتی کشور را فراهم کنند.
خانیکی برای تحقق این هدف، چهار راهبرد را پیشنهاد کرد: بازخوانی انتقادی و خلاقانه میراث تاریخی ایران، اتکا به واقعیتهای علمی و اجتماعی، توجه به دانشهای نوظهور و آیندهمحور و گسترش همکاریهای میانرشتهای و بینالمللی.
توسعه از مسیر گفتوگو
سخنان خانیکی را میتوان دفاع از ایدهای دانست که سالهاست در اندیشه اجتماعی معاصر مطرح است؛ اینکه «توسعه» پیش از آنکه پروژهای اقتصادی باشد، فرآیندی اجتماعی و فرهنگی است. در این نگاه، نهادهای مدنی، دانشگاهها و فضاهای گفتوگو نقش موتورهای محرک تحول را ایفا میکنند. او معتقد است آینده توسعه در ایران بیش از هر چیز به توان جامعه برای همکاری، گفتوگو و سازمانیابی بستگی دارد. امید به آینده، از دل شناخت ظرفیتهای واقعی جامعه و فعال کردن آنها شکل میگیرد؛ ظرفیتی که به باور او، همچنان در متن جامعه ایران زنده و قابل اتکاست.

