مفهوم کربلا برای فلسطین آشناست
محمدمحسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
از امروز باری دیگر دهه محرم، پناهگاه آزادگان جهان فرا رسید. ممکن است در ابتدا مسأله و پیوند دادن عاشورا و محرم و... به غزه و تحولات در این باریکه شعارزدگی و پیوند احساسی به نظر برسد. اما وقتی کمی دقیقتر رابطه این دو مسأله را مرور میکنیم، میبینیم در فلسطین یا به تعبیر دقیقتر در ایدئولوژی مقاومت فلسطین، رگههای باور به هویت کربلا کاملاً عیان است.
مشهورترین و یکی از شفافترین نمونهها را میتوان نامه محرمانه یحیی سنوار به فرماندهان حماس در خارج از باریکه دانست که متن آن توسط وال استریت ژورنال آمریکا رسانهای شد؛ نامهای که پس از دستیابی ارتش اسرائیل به مخازن نامههای سری حماس در یکی از پایگاههای حماس در تونلهای غزه پیدا و افشا شده بود، سنوار پس از روایت صحنه و توصیهها در راستای چگونگی پیشبرد گفتوگوها با میانجیهای جنگ مینویسد: «باید در مسیری که شروع کردهایم پیش برویم... یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد.»
چنین استدلالی در انتهای یک نامه محرمانه و داخلی نشان میدهد که هویت و مفهوم عاشورا تا چه میزان در ذهن و چارچوب ذهنی مقاومت غزه رسوخ کرده است. رسوخی که یقیناً ناشی از یک عقبه جدیتر و عامتر باید باشد. تکثر وجود مفهوم عاشورا و کربلا و فهم آن در مفهوم شهادت و مقاومت در طیفهای مختلف اعم از رهبران، هنرمندان، روشنفکران و... این گزاره را بیش از قبل به ما اثبات میکند.
به طور مثال میتوان به شهید شیخ خضر عدنان از رهبران جنبش جهاد اسلامی در کرانه باختری اشاره کرد. او میگوید: «اگر حسینی نیستی در راه شهادت، زینبی باش در راه تبلیغ و اطلاعرسانی؛ و این کمترین کار است در راه دفاع از سرزمین و مقدسات.»
حتی نگرش به مفهوم کربلا را میتوان در بدنه خارج از رهبران مقاومت هم دید. به طور مثال شهید دکتر باسل الاعرج که یکی از جوانان اهل قلم و تاریخنویس فلسطینی با گرایشهای روشنفکری و چپگرایانه است؛ در وصیتنامهاش میگوید: «مادرم غم حسین را با شیر خود برای من به ارث گذاشت که آن را از مادرش و مادربزرگش گرفته بود. پس سلام بر حسین و فرزندان حسین که آخرین کلام او شعار ماست در زندگی و مرگ؛ مرا به انتخاب دو امر مجبور کردند، شمشیر کشیدن یا ذلت، و هیهات منا الذلة.»
یا میتوان به محمود درویش شاعر نامدار فلسطینی اشاره کرد. وی علی رغم تفکرات غیر اسلامگرایی و نزدیک به جریان فتح، کربلا در شعرهایش نمود و بروز دارد. او شعری دارد که ترجیعبند آن این بیت است: «وقتی به تو خیره میشوم کربلا را میبینم.»
احمد دحبور، یک شاعر پرآوازه دیگر فلسطینی است که قصیدهای به نام العوده إلی کربلا دارد که در آن با کربلا درد دل میکند و میگوید «همان کسانی که کربلا را فروختند، قصد فروش و تقسیم فلسطین را نیز دارند، اما ملت فلسطین با راهنمایی گرفتن از کربلا در مقابل آنان سر تسلیم فرود نمیآورند.» هر دو شاعر شعرهایشان را چندین دهه قبل و حتی پیش از ظهور و بروز جریانهای اسلام گرایی و انقلاب اسلامی سرودهاند. همچنین مصداقهای زیادی از زندگی روزمره فلسطینیها و مردم عادی میتوان یافت که نشان میدهد با گفتمان عاشورا آشنا هستند. به طور مثال کلیپی در طوفان الاقصی وایرال شده بود که در آن مادری که دو پسرش در حملات وحشیانه اسرائیلیها شهید شدهاند، فریاد میزند: «انت مش احسن من الحسن والحسین: پسرم، خون تو رنگینتر از حسن و حسین نیست. آنها را هم کشتند و ذبح کردند. خدا به همراهت پسرم...»
یا مردی که خانهاش خراب شده است خطاب به رسانهها میگوید: «والله غزه کربلاست! گمان نکنید من شیعهام، من در زندان در مورد کربلا خواندهام!»
و صدها مثال دیگر که نشان میدهد باور به فسلفه و ماهیت عاشورا جزئی از تاریخ هویتی فلسطینیهاست.

