تحلیل کارشناسان بین‌المللی از تفاهم پایان جنگ؛ ارزیابی‌ها از شکست استراتژیک آمریکا حکایت دارد

ابتـکار عمل در اختیار ایـران

ایران و ایالات متحده با میانجیگری پاکستان به تفاهمی برای پایان درگیری‌ها دست یافته‌اند که بر اساس آن، تمامی عملیات نظامی در جبهه‌های مختلف از جمله لبنان متوقف می‌شود و محاصره دریایی علیه ایران نیز به‌طور فوری پایان می‌یابد. این توافق که بناست روز جمعه در سوئیس به‌طور رسمی امضا شود، از سوی مقام‌های پاکستانی، آمریکایی و ایرانی تأیید شده و به‌عنوان گامی اولیه برای تثبیت آتش‌بس و آغاز روند صلح ارزیابی می‌شود. در همین حال، با اعلام این توافق، مجموعه‌ای از تحلیلگران بین‌المللی از واشنگتن تا بروکسل تأکید می‌کنند که این جنگ در نهایت به ضرر ایالات متحده تمام شده و واشنگتن نتوانسته به اهداف راهبردی خود دست یابد. به‌گفته آنان، ایران نه‌تنها از این درگیری تضعیف نشده، بلکه موقعیت بازدارنده خود را حفظ و حتی تقویت کرده است؛ در حالی که آمریکا ناچار به پذیرش توافقی موقت و شکننده شده که بیش از آنکه نشانه پیروزی باشد، بیانگر شکست راهبردی و محدود شدن گزینه‌های واشنگتن در برابر تهران است.

پایان جنگ با عقب‌نشینی آمریکا

تام نیکولز
استاد کالج جنگ نیروی دریایی ایالات متحده
رئیس‌جمهور ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ به توافق رسیده‌اند. او در شبکه اجتماعی خود نوشت: «به همه تبریک می‌گویم!»  جزئیات این توافق هنوز به طور رسمی تأیید نشده است، اما رئیس‌جمهوری طبق معمول مشتاق است نتیجه را به‌عنوان یک پیروزی جلوه دهد. ترامپ عجله داشت که توافق در روز تولدش امضا شود؛ اما ایرانی‌ها که اکنون به نظر می‌رسد ابتکار عمل را در دست دارند، اعلام کرده‌اند که نماینده‌ای را برای نشست روز جمعه در سوئیس اعزام خواهند کرد. با این حال، حتی پیش از روشن شدن جزئیات توافق نیز مشخص است که ترامپ در دستیابی به هیچ‌یک از اهدافی که برای این جنگ اختیاری مطرح کرده بود موفق نشده و اکنون مصمم است هرچه سریع‌تر تسلیم شدن آمریکا را رسمی و نهایی کند. اگر واژه «شکست» بیش از حد تند به نظر می‌رسد، کافی است به آنچه تاکنون درباره پایان این جنگ می‌دانیم توجه کنیم. ایران در نتیجه عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل خسارت‌هایی متحمل شده است. اما همان‌گونه که من و دیگران از آغاز هشدار داده بودیم، کشتن افراد و بمباران اهداف به‌تنهایی به معنای پیروزی نیست. واقعیت این است که این جنگ در حالی پایان خواهد یافت که نظام تهران همچنان پابرجا خواهد بود، تنگه هرمز همچنان در اختیار ایران خواهد بود، ایران همچنان ذخایر قابل توجهی از پهپادها و موشک‌ها در اختیار خواهد داشت، ایران توانایی خود را برای حمایت از متحدان خود در منطقه حفظ خواهد کرد، بسیاری از تحریم‌ها لغو خواهند شد و میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده در اختیار ایران قرار خواهد گرفت. به بیان دیگر، ایران به مهم‌ترین اهداف راهبردی خود دست یافته است، در حالی که آمریکا به هیچ‌یک از اهداف اصلی خود نرسیده است. در واقع، ایالات متحده شاید حتی بدتر از «هیچ دستاوردی نداشتن» عمل کرده باشد. ایران اکنون به بازیگر سیاسی قدرتمندتر تبدیل شده است: تهران در برابر یک حمله گسترده آمریکا ایستادگی کرد، از آن جان سالم به در برد و سپس به عنوان تنبیه، به چندین کشور منطقه خلیج فارس که از جنگ ترامپ حمایت کرده بودند آسیب وارد کرد. در مورد اسرائیلی‌ها نیز، آنها عملاً کنار گذاشته شده‌اند. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که به‌طور غیرعاقلانه ترامپ را به حمله به ایران تشویق کرد نیز اکنون طعم تحقیر را می‌چشد. ایرانی‌ها به‌طور هوشمندانه جنگ نتانیاهو علیه حزب‌الله در لبنان را به جنگ ترامپ در خلیج فارس مرتبط کردند.
منبع: The Atlantic

 

شکست راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران
ویکتوریا تیلور
معاون پیشین دستیار وزیر خارجه آمریکا

توافق با ایران احتمالاً بهترین نتیجه‌ای است که در شرایط موجود می‌شد به آن دست یافت، اما شاید بهتر از حالتی نباشد که اگر ایالات متحده از ابتدا به جای جنگ، مسیر دیپلماسی را در پیش می‌گرفت. در واقع، اگر واشنگتن از آغاز رویکرد مذاکره و دیپلماسی را دنبال می‌کرد، امکان دستیابی به توافقی کم‌هزینه‌تر، پایدارتر و با اعتمادسازی بیشتر وجود داشت. ایالات متحده با آغاز جنگ علیه ایران، فرصت‌های موجود را به هزینه‌های سیاسی و امنیتی تبدیل کرد و مسیر دستیابی به یک توافق پایدار را پیچیده‌تر ساخت.
جنگ علیه ایران از نظر راهبردی یک شکست بوده است. اگر در گذشته ایران از تاکتیک «صبر راهبردی» برای مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از درگیری مستقیم استفاده می‌کرد، در جریان این جنگ اخیر رویکردی فعال‌تر و تهاجمی‌تر در پیش گرفت و نشان داد که می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی به طرف مقابل تحمیل کند. در نتیجه، موازنه بازدارندگی در منطقه تغییر کرده و تهران اکنون با اعتماد به‌نفس بیشتری در معادلات امنیتی عمل می‌کند. علاوه بر این، از زمان آغاز این جنگ توسط ایالات متحده، اهداف راهبردی آن نیز تغییر کرده است. در نهایت، آمریکا در تحقق تغییر رژیم شکست خورده و در عوض ایران را قوی‌تر کرده است. اگرچه براساس گزارش‌ها این توافق تنگه هرمز را دوباره باز خواهد کرد، ایران نشان داده است که تهدیدهای دیرینه‌اش برای بستن این تنگه صرفاً بلوف نیست و می‌تواند اقتصاد جهانی را به شدت مختل کند. توانایی بستن این تنگه یک ابزار ژئوپلتیکی قدرتمند برای اعمال فشار بر بازارهای انرژی و تجارت جهانی محسوب می‌شود. به همین دلیل، حتی در صورت بازگشایی رسمی، این اهرم همچنان در دستان ایران باقی می‌ماند. از این رو، تهران احتمالاً در آینده نیز از این تهدید به‌عنوان یک ابزار بازدارنده در چالش‌های احتمالی استفاده خواهد کرد.
منبع: Atlantic Council

 

توافقی تحقیرآمیز اما اجتناب‌ناپذیر

مجله اکونومیست
ترامپ طی این جنگ در یک وضعیت پیچیده سه‌گانه قرار داشت. ایران با تهدید علیه نفتکش‌ها در تنگه هرمز، جریان جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است. اسرائیل نیز با وجود هشدارهای ترامپ، به لبنان حمله می‌کند. در داخل آمریکا نیز جریان‌های تندرو از ترامپ می‌خواهند اهداف جنگی غیرواقع‌بینانه‌تری را دنبال کند.
در رابطه با ایران می‌توان گفت که با وجود بیش از ۱۰۰ روز بمباران و محاصره از سوی قدرتمندترین نیروی نظامی جهان و متحد اسرائیلی‌اش، این کشور نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه جسورتر شده است. در جریان این جنگ، ایران بارها آمریکا را به چالش کشید و با مقابله مستقیم نشان داد که سیاست صبر راهبردی را کنار گذاشته است.
ترامپ ناچار است با ایران به توافق برسد. باید هرگونه تصور از بازگشت به وضعیت پیش از جنگ و حتی توافقی در حد توافق سال ۲۰۱۵ باراک اوباما برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران را کنار گذاشت؛ توافقی که ترامپ خود آن را لغو کرد. بهترین چیزی که ترامپ می‌تواند به آن امید داشته باشد، یک توافق موقت و اضطراری برای بازگشایی تنگه هرمز در ازای تمدید آتش‌بس است.
چنین توافقی ناپایدار و برای یک قدرت بزرگ تا حدی تحقیرآمیز خواهد بود، اما در عین حال از هر گزینه بد قابل تصور دیگر بهتر است؛ چرا که واقعیت میدان نشان می‌دهد ادامه جنگ نیز دستاوردی برای واشنگتن نداشته است. با وجود تمام برنامه‌های ترامپ برای پیروز نشان دادن خود، جنگ او علیه ایران در نهایت هزینه‌ای سنگین برای آمریکا به‌جا گذاشته و همین امر پذیرش چنین توافقی را برای او ناگزیر کرده است.

 

 بازگشت کامل بازار  نفت زمان بر  است

لندون درنتز
معاون انرژی و زیرساخت در شورای آتلانتیک

گزارش مربوط به بازگشایی تنگه هرمز پس از تفاهم میان واشنگتن و تهران، بدون شک خبر خوشایندی برای بازارهای جهانی انرژی است. با این حال، این تصور که بازار نفت به‌سرعت به شرایط پیش از درگیری بازخواهد گشت، نیازمند بررسی دقیق‌تر است. بازارهای نفت، حمل‌ونقل دریایی و بیمه کشتیرانی از جمله ابزارها و بخش‌هایی هستند که به‌شدت به ریسک‌های ژئوپلتیکی حساسند. هرگونه تنش یا اختلال می‌تواند فوراً در قیمت‌ها و هزینه‌های حمل‌ونقل منعکس شود. در نتیجه، حتی با بازگشایی تنگه، این بازارها همچنان نسبت به احتمال بازگشت بحران واکنش سریع و نوسانی نشان خواهند داد. چالش اصلی این است که بازارهای انرژی بر پایه «اطمینان» کار می‌کنند. یک آتش‌بس ناپایدار که مدام مسیرهای کشتیرانی را مختل کند یا حملات پراکنده به زیرساخت‌های حیاتی را ممکن سازد، روند بازگشت عرضه را کند کرده و هزینه ریسک را بالا نگه می‌دارد. تولیدکنندگان خلیج فارس همچنان متعهد به نقش خود به‌عنوان تأمین‌کنندگان قابل اعتماد هستند، اما ثبات را نمی‌توان یک‌شبه ایجاد کرد و در سطح جهانی نیز موجودی انبارها در پایین‌ترین سطح چند سال اخیر قرار دارد. یک «حق بیمه ژئوپلتیک» احتمالاً باقی خواهد ماند، زیرا بی‌اعتمادی عمیق میان طرف‌ها وجود دارد و همچنین ذخایر تجاری و استراتژیک که برای جبران کاهش عرضه استفاده شده‌اند، به‌شدت کاهش یافته‌اند. چالش دیگر این است که جنگ آسیب‌های ساختاری ایجاد کرده است. بخشی از زیرساخت‌های پایین‌دستی منطقه و ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع نیازمند تعمیرات گسترده هستند. بازسازی این زیرساخت‌ها به سرمایه‌گذاری سنگین، هماهنگی سیاسی میان کشورهای منطقه و زمان طولانی برای اجرای پروژه‌های فنی نیاز دارد. در این میان، هرگونه نااطمینانی امنیتی می‌تواند روند بازسازی را بیش از پیش کند یا متوقف کند. درنتیجه حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو نیز بازگشت کامل به وضعیت عادی زمان‌بر خواهد بود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه
 - شماره نه هزار و پنجاه - ۲۶ خرداد ۱۴۰۵