در حافظه موقت ذخیره شد...
افق های جدید همکاری با چین در پسا جنگ
کارشناس اقتصادی
ملت بزرگ ایران در جریان جنگ اخیر، بار دیگر شاهد جلوهای از همبستگی ملی، ایستادگی مردم، فداکاری نیروهای مسلح، هوشیاری فرماندهان و تلاش شبانهروزی دستگاههای اجرایی کشور بود. دلاوری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور، در کنار صبوری و همراهی مردم، شرایطی را رقم زد که دشمنان نتوانستند به اهداف راهبردی خود دست یابند.
در کنار این موفقیتها، یکی از مهمترین درسهای این دوره، اهمیت تابآوری اقتصادی کشور بود. تجربه جنگ نشان داد هر جا برنامهریزی دقیق، سیاستگذاری هوشمندانه، هماهنگی میان بخشهای مختلف و مشارکت فعال بخش خصوصی وجود داشته باشد، حتی در سختترین شرایط نیز میتوان از بروز بحرانهای عمیق اقتصادی جلوگیری کرد و ثبات نسبی را حفظ نمود.
این تجربه ارزشمند اکنون میتواند به سرمایهای برای دوران پساجنگ تبدیل شود. همانگونه که در میدان دفاعی، انسجام و مدیریت صحیح موجب موفقیت شد، در میدان اقتصاد نیز برنامهریزی راهبردی، توسعه تجارت خارجی، جذب سرمایهگذاری و بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی میتواند زمینهساز یک جهش اقتصادی پایدار باشد.
امروز دوران پساجنگ تنها به معنای بازسازی آنچه آسیب دیده نیست؛ بلکه فرصتی برای بازآفرینی ساختارهای اقتصادی، نوسازی صنایع، توسعه زیرساختها و ارتقای جایگاه ایران در زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی است.
در چنین شرایطی، دیپلماسی اقتصادی باید به یکی از مهمترین اولویتهای کشور تبدیل شود. در دنیای امروز، رقابت کشورها صرفاً بر سر بازارها نیست؛ بلکه بر سر جذب سرمایه، فناوری، دانش فنی، زنجیرههای تأمین و فرصتهای توسعهای است. کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند ظرفیتهای داخلی خود را با فرصتهای بینالمللی پیوند دهند و از اقتصاد جهانی در جهت منافع ملی خود بهرهبرداری کنند.
در این میان، جمهوری خلق چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، بزرگترین قدرت تولیدی دنیا و یکی از تأثیرگذارترین بازیگران تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی، میتواند جایگاه ویژهای در معادلات اقتصادی دوران پساجنگ ایران داشته باشد.
تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که سیاست خارجی اقتصادی چین وارد مرحلهای جدید شده است. شرکتهای چینی دیگر صرفاً به دنبال صادرات کالا نیستند، بلکه به طور گسترده در پروژههای زیرساختی، صنعتی، انرژی، حملونقل، فناوریهای نوین، اقتصاد دیجیتال و زنجیرههای تأمین جهانی سرمایهگذاری میکنند. ابتکار «کمربند و راه» نیز به عنوان بزرگترین برنامه توسعه زیرساختی جهان، نشاندهنده عزم چین برای گسترش همکاریهای اقتصادی بلندمدت با کشورهای مختلف است.
اقتصاد پساجنگ ایران نیازمند شکلگیری نسل جدیدی از همکاریهای خارجی است. دوران واردات صرف و روابط تجاری محدود دیگر پاسخگوی نیازهای توسعهای کشور نخواهد بود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید به سمت سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری، ایجاد خطوط تولید، توسعه مراکز تحقیق و توسعه، تأمین مالی پروژههای زیرساختی و مشارکتهای صنعتی بلندمدت حرکت کرد.
از سوی دیگر، بازار بازسازی و نوسازی اقتصادی ایران میتواند به یکی از بزرگترین فرصتهای سرمایهگذاری منطقه در سالهای آینده تبدیل شود. توسعه زیرساختهای حملونقل، نوسازی صنایع، افزایش ظرفیت تولید، توسعه شهرهای هوشمند، پروژههای انرژی، حملونقل ریلی، بنادر، لجستیک و فناوریهای نوین، همگی حوزههایی هستند که ظرفیت جذب سرمایه و مشارکت بینالمللی را دارند.
در این میان، نقش مراکز تجاری، اتاقهای بازرگانی، نهادهای توسعهای و شبکههای تخصصی ایرانیان فعال در چین بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
این مجموعهها میتوانند به عنوان حلقه اتصال میان فرصتهای اقتصادی ایران و ظرفیتهای سرمایهگذاری چین عمل کرده و زمینه شکلگیری پروژههای مشترک و پایدار را فراهم سازند.
بدون تردید، آینده اقتصاد ایران تنها در بازسازی آنچه از دست رفته خلاصه نمیشود. آینده اقتصاد ایران در ساختن زیرساختهای نسل جدید، جذب سرمایههای مولد، توسعه تجارت بینالمللی، تقویت بخش خصوصی و بهرهگیری از ظرفیتهای ارزشمند ایرانیان در سراسر جهان تعریف میشود.
اقتصاد پساجنگ میتواند آغاز فصل جدیدی از توسعه ملی باشد؛ فصلی که در آن تجارت، سرمایهگذاری، فناوری، دانش و همکاریهای راهبردی در خدمت رشد اقتصادی کشور قرار گیرند. در این مسیر، چین نه تنها یک شریک تجاری مهم، بلکه میتواند یکی از مهمترین شرکای توسعهای ایران در دهه آینده باشد. تحقق این هدف نیازمند برنامهریزی، سیاستگذاری هوشمندانه و بهرهگیری حداکثری از تمامی ظرفیتهای ملی و بینالمللی است؛ ظرفیتی که اگر به درستی مدیریت شود، میتواند دوران پساجنگ را به نقطه آغاز یک جهش اقتصادی تاریخی برای ایران تبدیل کند.

