چرا افزایش مبادلات با اعضای اتحادیه اوراسیا هنوز به جهش جایگاه تجاری کشور منجر نشده است؟
تجارت با اوراسیا؛ فرصت بزرگ، سهم کوچک
با وجود رشد مبادلات ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سهم ایران از کل تجارت این بلوک با جهان در سال ۲۰۲۳ فقط حدود ۰.۴۲ درصد بوده و سهمش از واردات اعضای اتحادیه نیز همچنان کمتر از یک درصد مانده است؛ نشانهای از اینکه ایران هنوز نتوانسته به بازیگری مؤثر در بازار اوراسیا تبدیل شود.
با این حال، دادهها نشان میدهد ارزش مبادلات ایران و اعضای اتحادیه در یک دهه گذشته روندی افزایشی داشته و از حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ به بیش از ۳.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است. با وجود این رشد، ضعف زیرساختهای لجستیکی، موانع غیرتعرفهای، مشکلات بانکی و نبود متولی مشخص داخلی برای اجرای مفاد توافق، همچنان مانع بهرهبرداری کامل ایران از این بازار شده است. دادههای موجود نشان میدهد که حجم مبادلات دو طرف در فاصله یک دهه گذشته روندی افزایشی داشته است. صادرات ایران به این کشورها افزایش یافته و واردات از این منطقه نیز رشد کرده است. با این حال، این رشد هنوز به معنای تثبیت جایگاه ایران در زنجیره تجاری اوراسیا نیست. سهم ایران از کل تجارت خارجی این اتحادیه با جهان همچنان بسیار محدود است و بررسی سهم ایران از واردات اعضای اتحادیه نیز همین تصویر را تأیید میکند؛ تصویری که نشان میدهد بازار اوراسیا هنوز برای ایران بازاری کمنفوذ و تا حد زیادی فتحنشده است.
گره اصلی؛ اجرای توافق تجارت آزاد
به نظر میرسد که گره اصلی توافق تجارت آزاد با کشورهای اوراسیا اجرای کامل و دقیق مفاد موافقتنامه باشد. در این چارچوب، صرف کاهش تعرفهها کافی نیست و لازم است رویههای اجرایی مرتبط با تجارت خارجی نیز بازنگری و اصلاح شوند. در واقع، اگر موافقتنامه تجارت آزاد قرار است به افزایش صادرات ایران منجر شود، باید در عمل به کاهش زمان و هزینه تجارت، تسهیل تشریفات، هماهنگی بیشتر میان دستگاهها و رفع موانع غیرتعرفهای بینجامد. در همین زمینه به نظر میرسد که یک ضعف مهم در ساختار تجاری کشور وجود دارد: نبود متولی مشخص برای پیگیری و اجرای مفاد این موافقتنامه. این مسأله فقط یک نقص اداری ساده نیست، بلکه میتواند به پراکندگی مسئولیتها، اجرای ناهماهنگ تعهدات و از دست رفتن بخشی از ظرفیتهای ایجادشده منجر شود. در واقع، تا زمانی که یک سازوکار روشن و مسئول مشخص برای پیشبرد توافق در داخل کشور تعریف نشود، بهرهبرداری مؤثر از فرصت ایجادشده دشوار خواهد بود.
اوراسیا؛ یک بازار واحد، اما نه یکدست
اتحادیه اقتصادی اوراسیا را نباید بازاری یکپارچه و همگن تصور کرد. از نظر اندازه اقتصاد، سهم از تجارت و وزن منطقهای، روسیه نقش مسلط در این اتحادیه دارد و عملاً شاخصهای اصلی این بلوک تا حد زیادی تحت تأثیر این کشور است.
تجارت خارجی اتحادیه در سال 2024 حدود 850 میلیار دلار برآورد شده که حدود 741 میلیارد دلار آن متعلق یه روسیه بوده است.
پس از روسیه، قزاقستان و بلاروس قرار میگیرند و ارمنستان و قرقیزستان اقتصادهای کوچکتری دارند. این تمرکز بالا بر روسیه، برای ایران یک پیام روشن دارد: هر راهبردی برای حضور مؤثر در اوراسیا، بدون طراحی مشخص برای بازار روسیه ناقص خواهد بود. به بیان دیگر، اگرچه ایران باید از ظرفیت همه اعضای اتحادیه استفاده کند، اما وزن روسیه در اقتصاد و تجارت این بلوک بهگونهای است که موفقیت ایران در اوراسیا، تا حد زیادی به موفقیت در بازار روسیه گره میخورد. در کنار آن، تفاوت الگوی تجاری اعضا نیز مهم است؛ برخی اعضا مانند ارمنستان و قرقیزستان وابستگی بیشتری به تجارت دروناتحادیه دارند، در حالی که روسیه، بلاروس و قزاقستان بخش بیشتری از تجارت خارجی خود را بیرون از این بلوک انجام میدهند. این تفاوت به این معناست که راهبرد تجاری ایران برای همه اعضا نمیتواند یکسان باشد.
تجارت ایران با اوراسیا؛
هنوز محدود و متمرکز
بررسی ترکیب تجارت ایران با اعضای اتحادیه اوراسیا نیز نشان میدهد که تجارت دو طرف هنوز از نظر تنوع و عمق، فاصله قابل توجهی با وضعیت مطلوب دارد. صادرات ایران به این کشورها عمدتاً شامل محصولات کشاورزی، پتروشیمی و برخی کالاهای صنعتی است، در حالی که واردات ایران از اعضای اتحادیه بیشتر به غلات، فلزات اساسی، ماشینآلات و برخی نهادههای مهم تولید اختصاص دارد. این ترکیب نشان میدهد که اوراسیا برای ایران فقط یک بازار صادراتی نیست، بلکه در تأمین بخشی از کالاهای اساسی، واسطهای و سرمایهای نیز نقش دارد.
در سطحی جزئیتر، واردات ایران از کشورهای عضو نیز الگوی نسبتاً روشنی دارد: روسیه و قزاقستان بیشتر در تأمین غلات، دانههای روغنی و برخی نهادههای مهم نقش دارند، در حالی که بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان نیز در برخی اقلام صنعتی، شیمیایی، معدنی و کشاورزی جایگاه مشخصی دارند. همین الگوی کالایی نشان میدهد که توسعه روابط با اوراسیا فقط به افزایش عدد تجارت محدود نمیشود، بلکه میتواند در امنیت غذایی، زنجیره تأمین و دسترسی ایران به برخی نهادههای تولید نیز اثرگذار باشد.
موانع غیرتعرفهای
تفاوت استانداردهای فنی و بهداشتی، پیچیدگی فرآیندهای گمرکی، محدودیتهای مالی ناشی از تحریمها، ضعف زیرساختهای حملونقل و لجستیک و ناکارآمدی برخی سازوکارهای اداری از جمله موانعی هستند که حتی در صورت کاهش تعرفهها نیز میتوانند مانع گسترش واقعی تجارت با کشورهای اوراسیا شوند. به بیان دیگر، اگر کالاهای ایرانی نتوانند با استانداردهای مورد قبول بازارهای هدف منطبق شوند، اگر زمان و هزینه عبور از مرز و ترخیص بالا بماند، اگر شبکه حملونقل و توزیع به اندازه کافی کارآمد نباشد و اگر فعالان اقتصادی در نقلوانتقال مالی با مانع روبهرو باشند، مزیت تعرفهای به تنهایی اثر تعیینکنندهای نخواهد داشت.
بدون لجستیک
تجارت آزاد هم محدود میماند
توسعه زیرساختهای حملونقل و لجستیک، بهویژه در مسیرهای ترانزیتی مرتبط با کشورهای عضو اتحادیه، از دیگر الزامات اصلی گسترش تجارت است. این نکته از آن جهت مهم است که تجارت با اوراسیا فقط در سطح تعرفه و توافقنامه تعیین نمیشود، بلکه بشدت به هزینه حمل، زمان تحویل، دسترسی به مسیرهای پایدار و وجود زیرساخت مناسب گره خورده است. کاهش زمان حمل، بهبود دسترسی به کریدورها، تقویت زیرساختهای بندری، ریلی و جادهای و تسهیل روندهای مرزی میتواند اثر مستقیمی بر جذابیت تجارت با ایران برای طرفهای مقابل بگذارد. این مسأله بهویژه در بازاری مانند اوراسیا که فاصله، اقلیم، ساختار حملونقل و الزامات فنی اهمیت بالایی دارد، پررنگتر است. به همین دلیل، هر راهبردی برای افزایش سهم ایران از این بازار، بدون توجه جدی به لجستیک و ترانزیت، ناقص خواهد بود.
فرصت صادراتی هست
اما بهرهبرداری کامل نه
ایران در بازار اعضای اتحادیه اوراسیا، بهویژه در برخی کشورها، هنوز از همه ظرفیت صادراتی خود استفاده نکرده است. به عبارت دیگر، مشکل فقط محدود بودن بازار نیست، بلکه بخشی از ظرفیت بالقوه صادرات ایران هنوز بالفعل نشده است. این نکته بهویژه در مورد بازارهای بزرگتر اتحادیه، از جمله روسیه، اهمیت بیشتری دارد. اگر ایران بخواهد حضور خود را در بازار اوراسیا تثبیت کند، ناگزیر است از صادرات سنتی و خاممحور فاصله بگیرد و بر کالاهایی با ارزش افزوده بالاتر، ثبات بیشتر در عرضه و قدرت رقابت بیشتر تمرکز کند. در غیر این صورت، حتی با فراهم شدن برخی تسهیلات تعرفهای، صادرات ایران در همان دامنه محدود فعلی باقی خواهد ماند.
اوراسیا فرصت است، نه تضمین
البته خود اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز در سالهای اخیر از نظر سهم در تجارت جهانی با افت نسبی مواجه بوده و حجم تجارت خارجی آن نسبت به یک دهه قبل کاهش یافته است. این واقعیت نشان میدهد که اوراسیا با وجود ظرفیتهای بزرگ اقتصادی، انرژی، معدنی و ترانزیتی، بازاری بدون محدودیت و تضمینشده نیست. بنابراین، نگاه به این بلوک باید واقعبینانه باشد: نه کماهمیتانگاری، نه بزرگنمایی. برای ایران، معنای این واقعبینی آن است که بهرهبرداری از بازار اوراسیا تنها با اتکا به نزدیکی جغرافیایی یا وجود موافقتنامه تجاری حاصل نمیشود. رقابتپذیری، نظم اجرایی، کیفیت کالا، زیرساخت، دیپلماسی اقتصادی و شناخت دقیق بازارهای هدف، عناصر تعیینکنندهتری هستند.
کلید تجارت با اوراسیا
در اجرای درست است
تجارت ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا طی سالهای اخیر رشد کرده، اما این رشد هنوز به افزایش معنادار سهم ایران از بازار این بلوک منجر نشده است. در چنین شرایطی، موفقیت ایران در تجارت با اوراسیا بیش از آنکه صرفاً به خودِ موافقتنامه تجارت آزاد وابسته باشد، به نحوه اجرای آن گره خورده است. اگر کاهش تعرفهها با اصلاح رویههای اجرایی، توسعه زیرساختهای لجستیکی، رفع موانع غیرتعرفهای، هماهنگی استانداردها، فعال شدن شبکههای نهادی و تعیین متولی مشخص داخلی همراه نشود، ظرفیتهای ایجادشده در حد امکان باقی خواهد ماند. در مقابل، اگر این مجموعه اقدامات به صورت هماهنگ پیش برود و همزمان بر بازارهای دارای ظرفیت بالاتر، بهویژه روسیه، و بر توسعه صادرات کالاهای دارای ارزش افزوده بیشتر تمرکز شود، اوراسیا میتواند از یک فرصت بالقوه به یک مسیر واقعی برای توسعه تجارت خارجی ایران تبدیل شود.

