«ایران» از راهاندازی مسیرهای جدید برای تسهیل تجارت در پساجنگ گزارش میدهد
بازآرایی کریدورهای تجاری با محوریت مناطق آزاد و بنادر شمالی
سهیلا یادگاری
گروه اقتصادی
شبکه حملونقل کشور در دو جنگ تحمیلی اخیر یکی از شریانهای اصلی تأمین کالا و حفظ جریان تجارت بود؛ ظرفیتی که حالا در شرایط پساجنگ، بیش از گذشته در کانون توجه سیاستگذاران قرار گرفته است.
دولت چهاردهم توسعه زیرساختهای حملونقل، تکمیل کریدورهای لجستیکی ـ ترانزیتی و تقویت اتصال مرزی ایران با کشورهای همسایه را به عنوان یکی از محورهای دیپلماسی اقتصادی دنبال میکند و اکنون، در کنار این دو راهبرد، فعالسازی مسیرهای جایگزین تجاری نیز با سرعت بیشتری در دستور کار قرار گرفته است؛ مسیری که میتواند وابستگی تجارت خارجی و واردات کالاهای اساسی را به چند مبادی محدود گذشته کاهش دهد. در این چارچوب، اتصال بنادر شمالی به مناطق آزاد و تکمیل حلقههای مفقوده کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، به یکی از مهمترین محورهای طراحی مسیرهای جدید تجاری تبدیل شده است. در میان مناطق آزاد، ارس به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در تقاطع چند مسیر مهم ترانزیتی، یکی از گزینههای جدی برای ایفای نقش در این نقشه جدید به شمار میرود.
مناطق آزاد در کانون کریدورهای جدید
در بررسیهای انجامشده درباره مسیرهای تازه تجارت و حملونقل، ارس به دلیل قرار گرفتن در بطن کریدورهای بینالمللی شمال ـ جنوب، کریدور میانی و شرق ـ غرب، یکی از نقاط قابل توجه در نقشه جدید ترانزیتی کشور به شمار میرود.
هادی مقدمزاده، مدیرعامل منطقه آزاد ارس، با اشاره به طراحی کریدورهای تازه برای تجارت و حملونقل کالا میگوید قرار گرفتن ارس در بطن کریدورهای بینالمللی در موقعیتی قرار داده که بتواند به یکی از مبادی مؤثر تجاری و ترانزیتی ایران در ارتباط با قفقاز، اوراسیا و شرق اروپا تبدیل شود.
در شرایطی که بخشی از فشار تجارت خارجی باید از روی بنادر جنوبی برداشته شود، دریای خزر و بنادر شمالی از جمله انزلی و امیرآباد میتوانند با اتصال به مناطق آزاد، بخشی از خلأهای موجود در حوزه تجارت کشور را جبران کنند.
در واقع، منطق اصلی این بازآرایی آن است که تجارت خارجی کشور تنها به چند بندر یا گذرگاه محدود متکی نباشد. تجربه دوره دو جنگ تحمیلی اخیر نشان داد هرچه تنوع مسیرهای حملونقل و دسترسیهای مرزی بیشتر باشد، پایداری تجارت و تأمین کالا نیز بالاتر خواهد رفت. به همین دلیل، اکنون تمرکز بر مسیرهای مکمل و جایگزین، به بخشی از راهبرد تجارت و ترانزیت کشور تبدیل شده است.
ارس؛ از گذرگاه مرزی تا هاب لجستیکی
ارس به دلیل دسترسی به شبکه ریلی سراسری و قرار گرفتن در کریدورهای بینالمللی، این ظرفیت را دارد که در قالب کریدور شرق ـ غرب نیز با همکاری مناطقی مانند سرخس و اینچهبرون، به یک هاب لجستیکی ـ ترانزیتی تبدیل شود. کریدوری که از چین آغاز شده و از مسیر ایران به مرزهای غربی و شمالغربی کشور متصل میشود. او میگوید: «ارس از دیرباز یکی از مبادی مهم تجاری و ترانزیتی ایران در ارتباط با اروپا و روسیه بوده و در سالهای اخیر، بویژه در دولت چهاردهم، تلاش شده است با بهروزرسانی زیرساختها و ایجاد امکانات تازه، ظرفیت این منطقه برای ایفای نقش مؤثرتر در زنجیره تجارت و ترانزیت افزایش یابد.
بر همین اساس، ایجاد یک دهکده لجستیک بینالمللی در دستور کار قرار گرفته است؛ طرحی که هدف آن، فراتر بردن نقش ارس از یک منطقه عبوری و تبدیل آن به مرکز پردازش، توزیع، صادرات مجدد و پشتیبانی لجستیکی در شمالغرب کشور است.
این تغییر نقش، اگر با تکمیل زیرساختها و هماهنگی میان دستگاههای مرتبط همراه شود، میتواند ارس را به یکی از نقاط کلیدی در نقشه جدید تجارت منطقهای ایران تبدیل کند.»
پروژههای لجستیکی در منطقه آزاد ارس
در این منطقه، مجموعهای از پروژههای لجستیکی در حال پیگیری است؛ از جمله سایت ۲۲۰ هکتاری لجستیک در زون مرکزی منطقه آزاد ارس، با امکاناتی مانند تیرپارک، انبارهای تخلیه و بارگیری، واحدهای فرآوری و بستهبندی برای صادرات مجدد و نیز تکمیل زنجیره تأمین و توزیع متمرکز، از مهمترین پروژههای منطقه در حوزه لجستیک است. علاوه بر این، سایت ۱۶ هکتاری خدماترسانی به کامیونهای ترانزیتی در پایانههای مرزی جلفا و نوردوز و همچنین سایت لجستیک نوردوز با امکانات متنوع در حوزه انبارداری و پشتیبانی ترانزیت، از دیگر طرحهایی است که برای تقویت ظرفیت تجاری و حملونقلی ارس در حال اجراست. این پروژهها نشان میدهد رویکرد جدید صرفاً بر توسعه یک مسیر عبوری متمرکز نیست، بلکه هدف آن شکلدادن به یک مجموعه خدماتی کامل در حوزه لجستیک است؛ مجموعهای که از ورود کالا تا نگهداری، پردازش، بستهبندی، صادرات مجدد و توزیع را در بر بگیرد. در چنین مدلی، مزیت مناطق آزاد فقط در موقعیت جغرافیایی خلاصه نمیشود، بلکه به توان آنها برای ارائه خدمات سریع، متمرکز و رقابتی گره میخورد.»
مانع اصلی
نبود مدیریت یکپارچه مرزی
با این حال، مدیرعامل منطقه آزاد ارس معتقد است توسعه زیرساختها بهتنهایی کافی نیست و یکی از مهمترین چالشهای موجود، نبود یک سیستم مدیریت یکپارچه مرزی برای تسریع و تسهیل خدمات در حوزه لجستیک و ترانزیت است. تا زمانی که دستگاههای مختلف از جمله گمرک، مرزبانی، امور پایانهها، استاندارد و سایر نهادهای مرتبط در قالب یک سازوکار هماهنگ، چابک و هوشمند عمل نکنند، نمیتوان از همه ظرفیتهای موجود برای تبدیل ارس به یک هاب کامل لجستیکی استفاده کرد.
این مسأله باید در چارچوب اجرای ماده ۶۵ احکام دائمی توسعه مورد توجه قرار گیرد تا امکان شکلگیری یک مدیریت منطقهای یکپارچه فراهم شود.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که در صورت تحقق چنین سازوکاری، ارس دیگر فقط یک نقطه گذر نخواهد بود، بلکه میتواند به گلوگاهی مؤثر برای واردات، صادرات، صادرات مجدد و توزیع بینالمللی کالا تبدیل شود. به بیان دیگر، توسعه تجارت در شرایط جدید بیش از هر چیز به کاهش اصطکاکهای اداری و تسهیل فرآیندهای مرزی نیاز دارد؛ موضوعی که در رقابت منطقهای، به اندازه توسعه زیرساخت فیزیکی اهمیت پیدا کرده است.
فرصت تازه در شرایط پساجنگ
شرایط پساجنگ، برای ارس و بهطور کلی برای استان آذربایجان شرقی، یک فرصت تاریخی ایجاد کرده است تا ظرفیتهای لجستیکی، تجاری و ترانزیتی خود را با شتاب بیشتری فعال کنند. البته این فرصت، منوط به آن است که همزمان با توسعه زیرساختها، مدیریت یکپارچه مرزی و مرکز هوشمند لجستیک نیز مستقر شود تا خدمات مورد نیاز مشتریان داخلی و بینالمللی در حداقل زمان و با بیشترین کارایی ارائه شود.
در واقع، اگر قرار باشد مسیرهای جایگزین تجاری نقش واقعی در تجارت خارجی کشور ایفا کنند، باید بتوانند برای فعالان اقتصادی و اپراتورهای بینالمللی، از نظر سرعت، سهولت، هزینه و اطمینان، جذابیت ایجاد کنند. به همین دلیل، صرف وجود موقعیت جغرافیایی مناسب کفایت نمیکند و کیفیت حکمرانی در مرزها نیز به یکی از عوامل تعیینکننده تبدیل شده است.
در این میان، سیاست تفویض اختیارات به مدیران ارشد منطقهای و استانداران نیز میتواند در ساماندهی بهتر مبادی مرزی و تجاری مؤثر باشد؛ بهویژه اگر این رویکرد به کاهش بوروکراسی و تسریع تصمیمگیری در سطوح محلی منجر شود. این رویکرد در دوره بحران و جنگ نیز کارآمدی خود را نشان داد و اکنون میتواند در ساماندهی بهتر مبادی مرزی و تجاری نیز مؤثر باشد. منطقه آزاد ارس تلاش میکند با محوریت استانداری آذربایجان شرقی و همکاری سایر دستگاههای مرتبط، زمینه ایجاد مدیریت یکپارچه مرزی را فراهم کند.
بــــرش
حلقه مفقوده کریدورهای منطقهای
در شرایط جدید، تکمیل حلقههای مفقوده کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، دیگر صرفاً یک هدف عمرانی یا حملونقلی نیست، بلکه به یک ضرورت اقتصادی و تجاری تبدیل شده است. ایران برای حفظ پایداری جریان واردات، صادرات و ترانزیت، نیازمند آن است که از ظرفیتهای جغرافیایی خود در شمال، شرق و غرب کشور بهصورت متوازنتری استفاده کند. مناطق آزاد در این میان میتوانند نقش حلقه اتصال میان بنادر، مرزها، شبکه ریلی و بازارهای منطقهای را ایفا کنند.
اگر این راهبرد با توسعه زیرساخت، هماهنگی میان نهادهای مرزی و تسهیل فرآیندهای اداری همراه شود، مناطق آزاد مانند ارس میتوانند از یک منطقه عبوری به یک هاب فعال لجستیکی و تجاری ارتقا پیدا کنند؛ هابی که نهفقط برای جابهجایی کالا، بلکه برای پردازش، توزیع، صادرات مجدد و تعمیق پیوندهای تجاری ایران با همسایگان و بازارهای پیرامونی نیز کارکرد داشته باشد.
بازآرایی کریدورهای تجاری کشور و اتصال بنادر شمالی به مناطق آزاد، تنها یک پاسخ مقطعی به شرایط پساجنگ نخواهد بود، بلکه میتواند بخشی از یک نقشه پایدارتر برای دیپلماسی اقتصادی و کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی ایران در سالهای آینده باشد.

