نقش‌آفرینان مشروطه در ایران

مظفرالدین شاه همچنین به وام‌های خارجی متوسل شد و از مؤسسات مالی بریتانیایی، فرانسوی و روسی قرض گرفت. اما به جای آنکه این وجوه در جهت توسعه اقتصادی یا تقویت نظامی کشور به‌ کار گرفته شود، شاه از آن برای بازپرداخت وام‌های پیشین یا تأمین هزینه سفرهای پرهزینه خود به اروپا بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵ استفاده کرد. با گشودن دوباره دروازه‌های ایران به نفوذ اقتصادی خارجی، مظفرالدین شاه خود را در معرض همان انتقاداتی یافت که پیش‌تر، در اعتراضات تنباکو ۱۸۹۱، علیه پدرش مطرح شده بود.
بازسازی فعالیت‌های اقتصادی خارجی در ایران بیشترین ضربه را به بازاری‌ها، طبقه شهری تاجران، سرپرستان صنوف و قرض‌دهندگان وارد کرد؛ کسانی که به ‌طور سنتی محور اصلی زندگی اقتصادی کشور بودند. اعطای نرخ‌های ترجیحی گمرکی به خارجی‌ها در تجارت واردات و صادرات عملاً امکان رقابت موفقیت‌آمیز را از تاجران محلی سلب می‌کرد. علاوه بر این، ورود کالاهای ارزان‌قیمت خارجی، به‌ویژه پارچه‌ها، صنایع دستی و تولیدات محلی را تحت فشار قرار داد و بسیاری از آنها را نابود کرد. برای بازاری‌ها، سیاست شاه در واگذاری منافع اقتصادی ایران به مسیحیان خارجی نه‌تنها توهینی به حساسیت‌های مذهبی‌شان بود، بلکه بقای اقتصادی آنها را نیز تهدید می‌کرد.
در کنار آن، جمع کوچکی اما فعال از اصلاح‌طلبان اروپامدار – شامل اشراف، کارمندان دولت، افسران ارتش و برخی شاهزادگان – نقش برجسته‌ای در هماهنگی اعتراضات علیه شاه ایفا کردند. این افراد تجارب متنوعی از غرب داشتند: برخی در اروپا تحصیل کرده بودند، برخی اصلاحات عثمانی را از نزدیک در استانبول مشاهده کرده بودند و برخی دیگر از طریق ترجمه کتاب‌ها با نهادها و ایده‌های اروپایی آشنا شده بودند. نقطه اشتراک آنان مخالفت با فساد سلطنتی و استثمار خارجی بود؛ آنها بر این باور بودند که ایران تحت حکومت قاجاریه در رکود به سر می‌برد و اصلاحات رادیکال برای بیرون آمدن کشور از این وضعیت و بازگرداندن جایگاه آن در جهان ضروری است. این اصلاح‌طلبان، با انگیزه‌های میهن‌پرستی، حکومت مشروطه را به ‌عنوان ابزاری کلیدی برای ساختن ایران قوی و پیشرفته می‌دیدند.
نقش علمای شیعه در جنبش مشروطه ایران پیچیده و چندوجهی بود. برخی مجتهدین برجسته و تعداد زیادی از علمای دین در تظاهرات ضد دولتی سال 1906 نقش مهمی ایفا کردند. این علما رابطه نزدیکی با بازاریان داشتند و بسیاری از آنها از تأثیرات منفی ورود تجارت خارجی بر بازار آسیب دیده بودند.
سیاست‌های مظفرالدین شاه شرایطی مشابه اعتراضات تنباکو در سال 1891 ایجاد می‌کرد؛ در آن زمان، علمای دین شاه را به نقض اصول اسلامی متهم کرده بودند. علاوه بر این، اگرچه شاه به ‌طور خاص شاهی متمرکز نبود، مؤسسات دینی شیعه همچنان استقلال خود را از دولت حفظ کرده بودند و ممکن بود جنبش مشروطه را فرصتی برای تضمین این استقلال در آینده ببینند. بنابراین، مشارکت علمای دین در انقلاب مشروطه بیشتر مبتنی بر خواست کاهش نفوذ دولت و تضمین استقلال نهادهای دینی بود.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و هفت
 - شماره نه هزار و چهل و هفت - ۲۳ خرداد ۱۴۰۵