«ایران» در سالگرد آغاز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه روایت میکند
تغییر موازنه قدرت؛ میراث فرماندهان شهید
امروز سالگرد آغاز جنگی است که نه فقط به نقطهعطفی در معادلات امنیتی خاورمیانه، بلکه به مبنایی برای تغییر موازنه قدرت در منطقه و پایان یافتن توهم دشمنان درباره اثرگذاری جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. شامگاه جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، زمانی که در پی جنایت تروریستی رژیم صهیونیستی تعدادی از برجستهترین فرماندهان نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند، آنچه بسیاری از ناظران خارجی مشاهده میکردند آغاز جنگی غافلگیرکننده بود؛ جنگی که وقوع آن در هر کشور دیگری میتوانست به اختلال در ساختار فرماندهی و حتی فروپاشی سازمان نظامی و سیاسی منجر شود، اما در جمهوری اسلامی ایران روندی متفاوت شکل گرفت.
چه اینکه فرماندهانی که از تجربه هشت سال دفاع مقدس و میدان یکی از آخرین جنگهای کلاسیک جهان به سطوح عالی فرماندهی رسیده بودند و همزمان خود را برای مواجهه با نسل جدید جنگهای ترکیبی آماده کرده بودند، سازمانی مبتنی بر اقتدار، هوشمندی، شجاعت و روحیه ایثار را برای جانشینان خود به میراث گذاشتند. از همین رو، اگرچه ایران در دومین جنگ تحمیلی نیمقرن اخیر خود فرماندهانی همچون شهیدان سپهبد محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سپهبد حسین سلامی فرمانده کل سپاه، سردار علی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه و سرلشکران غلامعلی رشید و علی شادمانی فرماندهان قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) را از دست داد، اما ساختار فرماندهی کشور بلافاصله توان بازسازی خود را نشان داد و جانشینانی با همان منطق و مکتب در جایگاه فرماندهی قرار گرفتند.
آغاز تغییر علنی معادله قدرت
جنگ، بهعنوان پدیدهای همراه با ویرانی، کشتار و جنایت، در هیچ مکتب اخلاقی و انسانی قابل ستایش نیست، اما دفاع مشروع ملتها از تمامیت ارضی و امنیت سرزمین خود، معنایی متفاوت به جنگ میبخشد و جنگ تحمیلی دوازدهروزه از همین جنس بود. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تنها ساعاتی پس از شهادت فرماندهان ارشد خود، سازمان رزمی را بازیابی و از عصر همان جمعه عملیات متقابل علیه اهداف راهبردی در رژیم صهیونیستی را آغاز کردند؛ عملیاتی که با عبور موشکهای پیشرفته ایرانی از لایههای متعدد پدافندی رژیم اسرائیل، به یکی از مهمترین تحولات نظامی سالهای اخیر منطقه تبدیل شد. عملیات «وعده صادق ۳» با بهکارگیری طیفی از موشکهای بالستیک و کروز دوربرد و هدایتشونده همچون خیبرشکن، قدر ۱۱۰، عماد، سجیل، خرمشهر و پاوه، در کنار پهپادهای شاهد و موشک هایپرسونیک فتاح، عملاً تصویری متفاوت از توان بازدارندگی ایران به نمایش گذاشت. موشک فتاح که از آن بهعنوان برگ برنده نهایی ایران در این جنگ یاد شد، در کنار حملات ترکیبی و موجی، سامانههای دفاعی رژیم صهیونیستی را با چالشی جدی مواجه کرد و هیمنه نظامی تلآویو را زیر سؤال برد. دستیابی ایران به چنین قدرتی در عرصه موشکی اگرچه حاصل تلاش سلسلهای از فرماندهان نظامی و دانشمندان این حوزه در طول زمان بود اما بدون شک میراث مجاهدتهایی بود که در نیروی هواوفضای سپاه و تحت فرماندهی شهید امیرعلی حاجیزاده انجام و به توسعه معنادار صنعت موشکی ایران منتهی شد.
آزمون انسجام ملی
جنگ تحمیلی دوازدهروزه تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ این جنگ به آزمونی برای سنجش انسجام ملی ایرانیان نیز تبدیل شد؛ آزمونی که جامعه ایران از آن سربلند بیرون آمد. اگرچه در سالهای گذشته نیز نشانههایی از وحدت ملی در بزنگاههای حساس دیده شده بود، اما اهمیت رخداد خرداد ۱۴۰۴ در آن بود که جامعه ایرانی پس از سالها فشار اقتصادی ناشی از تحریمها، شکافهای اجتماعی و فرهنگی و تجربه اعتراضات خیابانی، بار دیگر در برابر تهدید خارجی به انسجام رسید. این همبستگی ملی، جنگ دوازدهروزه را به صحنه بازتولید مفهوم «وحدت ملی» تبدیل کرد؛ وحدتی که هنوز نیز با حضور فعال مردم در صحنه، بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران، خود را بر معادلات جنگ و مذاکره تحمیل میکند.
آتشبس از موضع برابر
جنگی که در ۲۳ خرداد آغاز شده بود، سرانجام در ۳ تیرماه به آتشبس انجامید. اگرچه رژیم صهیونیستی با اتکا به پشتیبانی مستقیم آمریکا و حمله به تأسیسات هستهای و زیرساختهای نظامی ایران تلاش کرد موازنه امنیتی منطقه را به سود خود تغییر دهد، اما هیچیک از این حملات بدون پاسخ نماند. همین وضعیت سبب شد تنها پس از دوازده روز، طرفی که تصور میکرد با ترور فرماندهان ارشد ایران میتواند ساختار دفاعی جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی کند، ناچار به پذیرش آتشبس شود؛ آتشبسی که در عمل به معنای ناکامی در تحقق اهداف راهبردی جنگ بود و بسیاری از محاسبات کلاسیک مبتنی بر برتری هوایی و انباشت تسلیحات را بر هم زد. از این منظر، جنگ دوازدهروزه اگرچه دور تازهای از تقابل مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران را آشکار کرد، اما همزمان برای جمهوری اسلامی ایران فرصتی جهت ارزیابی ضعفها، شناسایی رخنهها، بازسازی ساختارها و تقویت توان تسلیحاتی فراهم آورد. نتیجه این تجربه آن بود که ایران در تحولات و درگیریهای پس از آن، در عرصه دفاع و حمله، قدرتمندتر و آمادهتر ظاهر شد و این واقعیت را به نمایش گذاشت که در برابر ملتی مقاوم و حاضر در میدان، عصر تحمیل اراده سیاسی و نظامی از مسیر جنگ و دیپلماسی زور به پایان رسیده است.
بــــرش
یاد یاران
در سالگرد شهادت فرماندهان رشید ایران در دفاع 12روزه اگر چه مجال برای گفتن از تمام خدمات، شجاعتها و مجاهدتهای ثمربخش این شهدا کوتاه است با این حال باید به قدر توان در گرامیداشت یادشان کوشید.
سپهبد محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی در هماهنگی میان نیروهای مسلح، ارتقای توان دفاعی و توسعه راهبرد بازدارندگی کشور ایفا کرد. او از فرماندهان باسابقه دفاع مقدس بود و در سالهای اخیر بر تقویت توان موشکی، پهپادی و جنگ ترکیبی تمرکز داشت.
سپهبد حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از چهرههای شاخص در توسعه توان بازدارندگی جمهوری اسلامی و تقویت جایگاه منطقهای سپاه به شمار میرفت. سلامی در سالهای فرماندهی خود بر گسترش توان موشکی، پهپادی و آمادگی مقابله با تهدیدهای فرامنطقهای تأکید ویژه داشت.
سرلشکر غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) و از طراحان برجسته نظامی ایران بود. او در دوران دفاع مقدس و همچنین در طراحی ساختار فرماندهی عملیاتهای مشترک نیروهای مسلح نقش مؤثری داشت و از نظریهپردازان حوزه دفاعی و راهبردی جمهوری اسلامی محسوب میشد.
سرلشکر علی شادمانی نیز که پس از شهادت سردار رشید، به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) منصوب شد از فرماندهان باسابقه سپاه پاسداران و از چهرههای مؤثر در حوزه طراحی و هماهنگی عملیاتهای کلان نیروهای مسلح بود و در ارتقای هماهنگی عملیاتی میان نیروهای مسلح و تقویت آمادگی دفاعی کشور نقش مهمی ایفا کرد.
سردار امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، که نقش محوری در توسعه صنعت موشکی و پهپادی ایران ایفا کرد. هدایت عملیات حمله موشکی به پایگاه عینالاسد آمریکا در عراق و عملیاتهای وعده صادق یک، دو و پیشبرد پروژههای بازدارندگی راهبردی از مهمترین اقدامات او به شمار میرفت.
سردار محمد کاظمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. او سالها در حوزه مقابله با نفوذ، جاسوسی و تهدیدات امنیتی فعالیت داشت و از چهرههای کلیدی در ساختار اطلاعاتی و امنیتی کشور محسوب میشد. تمرکز اصلی او بر صیانت امنیت داخلی و مقابله با شبکههای خرابکارانه بود.

