در حافظه موقت ذخیره شد...
در جلسه دادگاه
زن و مرد جنایتکار همدیگر را متهم کردند
به گزارش «ایران»، اواسط سال 1402 مردی با مراجعه به پلیس مدعی شد پسر 35 سالهاش به نام مهیار ناپدید شده است.
او در توضیح ماجرا گفت: «مهیار را از کودکی به فرزندخواندگی گرفتیم و بزرگ کردیم تا اینکه ازدواج کرد و صاحب فرزند شد اما از دو سال قبل به خاطر اختلافاتی که با هم داشتیم، ارتباطمان کمتر شد تا اینکه چند ماه قبل وقتی دلم برایش تنگ شده بود و سراغش رفتم، همسرش مدعی شد به ترکیه رفته است اما تلفنهایش را جواب نمیدهد. بعد هم مرد ناشناسی با من تماس گرفت و مدعی شد قاچاقبر انسان است و مهیار را به ترکیه منتقل کرده است. اما من به موضوع مشکوکم.»
پس از اظهارات این مرد، تحقیقات برای ردیابی مهیار آغاز شد تا اینکه چند روز بعد پدر مهیار بار دیگر نزد مأموران رفت و با ارائه چند عکس و فیلم اظهار کرد: «شب گذشته شماره ناشناسی برایم این عکس و فیلمها را فرستاده که نشان میدهد عروسم با یکی از دوستان همسرش ارتباط داشته است.»
با این سرنخ، مأموران زن جوان و مرد غریبه را بازداشت کردند و آنها را تحت بازجویی قرار دادند اما هردو مدعی شدند که خبری از وضعیت مهیار ندارند. تا اینکه بالاخره مرد غریبه به قتل مهیار با همدستی زن او اعتراف کرد و گفت: «من با مهیار دوست بودم و با آنها رفت و آمد داشتم تا اینکه متوجه اختلاف آنها شدم بعد هم همسرش از من خواست تا مهیار را به قتل برسانم و با او ازدواج کنم.»
متهم افزود: «روز حادثه به بهانه رفتن به پیکنیک به جاده کن رفتیم و در داخل چادر مسافرتی با میله آهنی ضربه محکمی به سرش زدم و او را کشتم بعد هم با بنزین جسدش را در داخل همان چادر مسافرتی آتش زدیم و از آنجا رفتیم.»
در ادامه همسر مقتول هم حرفهای او را تأیید کرد و گفت: «بعد از اینکه این مرد همسرم را کشت، به خانه ما آمد و با هم زندگی میکردیم اما من از ترس اینکه بلایی سر من و فرزندم بیاورد، ترسیدم که ماجرا را به پلیس بگویم.»
در ادامه تحقیقات مشخص شد که جسد مهیار چند روز بعد از جنایت کشف شده بود و از آنجا که کسی گزارش ناپدید شدن او را اعلام نکرده بود و شناسایی چهرهاش هم به خاطر سوختگی مقدور نبود، به عنوان جسد مجهولالهویه دفن شده بود. اما پزشکی قانونی در همان زمان علت مرگ را ضربه با جسم سخت به جمجمه اعلام کرده بود.
با تکمیل تحقیقات، برای مرد جنایتکار به اتهام مباشرت و برای زن جوان به اتهام معاونت در قتل و همین طور برای هر دو متهم به اتهام جنایت بر میت، کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه، مرد متهم به جایگاه رفت و با رد اتهامش گفت: «روز حادثه در خانه مهیار بودیم که با او درگیر شدم و از آنجا که مهیار قوی هیکل بود من را روی زمین انداخت و داشت خفهام میکرد که همسرش با یک میله آهنی محکم به سرش کوبید؛ بعد از من خواست تا به دنبال فرزندش که مهدکودک بود برویم، بعد از آن هم بنزین گرفت و خیلی خونسرد به کن رفتیم. آنجا مهیار را داخل چادر گذاشتیم و او رویش بنزین ریخت و آتشش زد.»
قاضی گفت: «چطور در مراحل بازجویی به قتل با جزئیات اعتراف کرده بودی اما حالا مدعی هستی زن مقتول او را به قتل رسانده؟»
متهم جواب داد: «زن مقتول مرا فریب داد و گفت تو قتل را گردن بگیر من از خانوادهاش رضایت میگیرم اما بعد از مدتی متوجه شدم نه تنها رضایت نگرفته بلکه زندگیام را هم نابود کرده. به همین خاطر تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم. مهیار و همسرش هردو جاعل مدرک بودند و من بارها به او گفته بودم که دست از این کار بردارید. حتی روز حادثه هم سر همین موضوع با هم درگیر شدیم وگرنه من هیچ رابطه عاطفی با همسرش نداشتم.»
پس از آن همسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «روز حادثه من خانه نبودم و به دنبال فرزندم رفته بودم؛ وقتی برگشتم، دیدم شوهرم را کشته بعد هم تهدیدم کرد که باید با او همکاری کنم. در مدتی که هنوز دستگیر نشده بودیم، همیشه از این میترسیدم که همین بلا را سر من و فرزندم بیاورد.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

