پاسخ ایران، معادله نتانیاهو را برهم زد

مجتبی امانی
سفیر پیشین ایران در لبنان

حمله اخیر رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و بویژه ضاحیه بیروت را باید در چارچوب تلاش‌های بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای خروج از بن‌بست سیاسی و امنیتی موجود ارزیابی کرد. به نظر می‌رسد نخست‌وزیر اسرائیل با نقض آتش‌بس و گسترش دامنه تجاوزات خود در پی آن بود که روند تحولات را به سمتی هدایت کند که بیشترین انطباق را با اهداف و محاسبات راهبردی او داشته باشد. با این حال، آنچه در عمل رخ داد، با تصورات و انتظارات نتانیاهو فاصله قابل توجهی داشت و معادلات مورد نظر او را دستخوش تغییر کرد. به نظر می‌رسد نتانیاهو در طراحی این عملیات، بر این فرض استوار بود که ایران در شرایط جدید قادر نخواهد بود تهدیدهای خود علیه رژیم صهیونیستی را عملی کرده و به اقدامات اسرائیل پاسخ مؤثر بدهد. بر همین اساس، حمله به ضاحیه می‌توانست به سکویی برای اقدامات بعدی در لبنان تبدیل شود. در واقع، هدف این بود که از رهگذر افزایش فشارهای نظامی، دولت لبنان به پذیرش بی‌قید و شرط خواسته‌های اسرائیل وادار شود و در موقعیتی قرار گیرد که عملاً راهی جز تسلیم در برابر مطالبات تل‌آویو نداشته باشد. اما پاسخ ایران این محاسبه را بر هم زد. آنچه نتانیاهو انتظار داشت، رخ نداد و شرایط برخلاف پیش‌بینی‌های او پیش رفت. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد وی تصور می‌کرد تحولات به سمتی نخواهد رفت که دونالد ترامپ به دلیل ملاحظات مرتبط با روند گفت‌وگوها، مخالفت جدی با این حملات نشان دهد. به عبارت دیگر، نتانیاهو گمان می‌کرد می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌های سیاسی قابل توجه، دامنه تنش‌ها را افزایش دهد و در عین حال حمایت یا حداقل سکوت واشنگتن را نیز حفظ کند. بر همین اساس، طرحی که برای خروج از وضعیت دشوار و بن‌بست موجود طراحی شده بود، نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه شرایط جدیدی را ایجاد کرد که از منظر اسرائیل حتی پیچیده‌تر و دشوارتر از گذشته به نظر می‌رسد. در واقع، تحولات پس از این حمله موجب شد نخست‌وزیر اسرائیل بار دیگر در برابر مجموعه‌ای از چالش‌های جدید قرار گیرد که می‌تواند فضای مانور او را بیش از پیش محدود کند. در این میان، یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، تأثیرگذاری بر روند مذاکرات و گفت‌وگوهای جاری است. نگرانی اسرائیل این است که ایران در نظم جدید منطقه‌ای بتواند لبنان را در حلقه نفوذ خود تعریف کند و این مسأله موازنه‌های مطلوب تل‌آویو را بر هم بزند. از این منظر، به نظر می‌رسد بخشی از اقدامات اخیر اسرائیل با هدف ایجاد نوعی تفکیک میان پرونده ایران و لبنان صورت گرفته است؛ به گونه‌ای که در چارچوب گفت‌وگوهایی که به صورت مستقیم میان سفرای لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن در جریان است، امکان دستیابی به امتیازات بیشتری برای اسرائیل فراهم شود. در این میان، برخی مواضع و اظهارات مقام‌های لبنانی از جمله جوزف عون و نواف سلام نیز به این محاسبه نادرست نتانیاهو کمک کرد. به نظر می‌رسد نخست‌وزیر اسرائیل تصور می‌کرد فضای سیاسی موجود در لبنان می‌تواند زمینه لازم را برای افزایش فشارها و کسب امتیازات بیشتر فراهم کند. به همین دلیل، عملیاتی که انجام شد، ظاهراً بیش از آنکه دارای ارزش امنیتی و نظامی باشد، با اهداف سیاسی طراحی شده بود. هدف اصلی این بود که مسیر تحولات به سمتی تغییر کند که اسرائیل بتواند امتیازات بیشتری از طرف لبنانی به دست آورد، موقعیت خود را تثبیت کند و با دست برتر به تجاوزات خود علیه لبنان ادامه دهد.
با این حال، تمامی این محاسبات تحت تأثیر پاسخ ایران و همچنین فشارهایی قرار گرفت که از سوی ترامپ اعمال شد. دست‌کم بر اساس آنچه از مواضع و اظهارات ترامپ برمی‌آید، او نیز مخالف گسترش تنش‌ها در شرایط کنونی است. این مخالفت را می‌توان در ارتباط با مجموعه‌ای از ملاحظات سیاسی و داخلی آمریکا ارزیابی کرد؛ از روند گفت‌وگوها گرفته تا موضوعاتی مانند جام جهانی، انتخابات داخلی آمریکا و مهم‌تر از همه این واقعیت که ترامپ به این جمع‌بندی رسیده است که جنگ با ایران دستاوردی برای واشنگتن نخواهد داشت. با وجود این، نتانیاهو به دلیل قرار گرفتن در مسیری که بازگشت از آن برایش دشوار است، همچنان تلاش می‌کند ترامپ را با خود همراه سازد. به نظر می‌رسد طرحی که برای تشدید تنش‌ها و تغییر مسیر تحولات طراحی شده بود نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. با این حال، این نقشه تاکنون به نتیجه نرسیده و آنچه نتانیاهو انتظار تحقق آن را داشت، محقق نشده است. البته این مسأله به معنای پایان ماجرا نیست و همچنان باید نسبت به اقدامات بعدی نخست‌وزیر اسرائیل و همچنین نحوه تعامل او با ترامپ هوشیار بود تا شرایط موجود همچنان در مسیری حرکت کند که به سود ایران باشد. در نهایت، نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت این است که ایران در سال‌های گذشته بارها توانایی خود را در تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها نشان داده است. به نظر می‌رسد تحولات اخیر نیز نمونه دیگری از همین ظرفیت و مهارت باشد. مهارتی که حاصل هم‌افزایی میان میدان و دیپلماسی است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و چهار
 - شماره نه هزار و چهل و چهار - ۱۹ خرداد ۱۴۰۵