در نشست «اینترنت و زیستبوم علم در ایران» مطرح شد
علم بدون اینترنت امکان رشد و رقابت ندارد
مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، روز یکشنبه ۱۷ خردادماه، میزبان نشستی با عنوان «اینترنت و زیستبوم علم در ایران» بود؛ نشستی که در آن جمعی از پژوهشگران و مدیران علمی کشور به بررسی نسبت میان اینترنت و آینده تولید دانش در ایران پرداختند. آنچه این جلسه را از یک گفتوگوی صرفاً فناورانه متمایز میکرد، تأکید مشترک سخنرانان بر این گزاره بود که اینترنت دیگر یک ابزار جانبی در خدمت پژوهش نیست، بلکه به بخشی از ساختار زیست علم در جهان معاصر تبدیل شده است. در این نشست، سخنرانان با رویکردهای جامعهشناختی، معرفتشناختی و نهادی، نشان دادند علم امروز در یک «سپهر اطلاعاتی» تنفس میکند؛ سپهری که در آن دسترسی آزاد، ارتباطات شبکهای و مشارکت عمومی، به عناصر تعیینکننده در تولید و اعتبار دانش تبدیل شدهاند. از همین منظر، محدودیت یا اختلال در اینترنت، نه صرفاً یک مسأله فنی، بلکه چالشی در فرآیندهای تولید، گردش و مشروعیتبخشی به علم تلقی شد. برآیند دیدگاههای مطرح شده در این نشست، بر یک نقطه کانونی متمرکز بود: اینکه آینده علم در ایران، به میزان درک سیاستگذار از جایگاه اینترنت بهعنوان زیرساخت حیاتی دانش وابسته است؛ زیرساختی که هم بر رابطه دانشگاه و جامعه اثر میگذارد، هم بر جایگاه بینالمللی علم کشور و هم بر امکان تحقق الگوهای نوینی چون علم شهروندی و دیپلماسی علمی.
حمیدرضا حبیبی
گروه اندیشه
از دستاوردهای اینترنت، شکلگیری «علم شهروندی» است
مقصود فراستخواه، جامعهشناس، در آغاز سخنان خود به نقد الگویی پرداخت که سالها بر سیاستگذاری علمی و دانشگاهی سایه افکنده است؛ الگویی که در آن، نخبگان علمی خود را صاحبان انحصاری دانش میپندارند و جامعه را ظرفی خالی تصور میکنند که باید دستاوردهای علمی به آن منتقل شود. در چنین نگاهی، مردم عمدتاً دریافتکننده دانش هستند و دانشگاه نقش تولیدکننده و توزیعکننده حقیقت را بر عهده دارد.
او معتقد است این رویکرد نوعی نگاه پدرسالارانه به جامعه ایجاد کرده و موجب شده است علم در برجهای عاج دانشگاهی محصور بماند. نتیجه چنین وضعیتی کاهش پاسخگویی اجتماعی علم و کمرنگ شدن تأثیر آن بر مسائل واقعی زندگی مردم است. از نگاه او، پرسش اصلی این است که زبان علم تا چه اندازه توانسته به حل مشکلات عینی جامعه، از بحرانهای زیستمحیطی و ترافیک گرفته تا تعارضات خانوادگی، شغلی و سیاسی کمک کند.
این جامعهشناس، ریشه بخشی از این ناکارآمدی را در غلبه «برنامه علمی ضعیف» دانست و راه برونرفت را حرکت به سوی «برنامه علمی قوی» از طریق توسعه حوزه عمومی عنوان کرد. او با استناد به نظریات یورگن هابرماس و سنت فکری حوزه عمومی توضیح داد که علم زمانی میتواند اثرگذاری اجتماعی بیشتری داشته باشد که از حصار نهادهای تخصصی خارج شود و در فضای گفتوگو، نقد، مشارکت و مفاهمه عمومی جریان یابد. فراستخواه در تبیین ویژگیهای حوزه عمومی علم بر چند اصل تأکید کرد: دسترسی آزاد به اطلاعات، ساختارهای افقی به جای روابط سلسلهمراتبی، گفتوگومحوری، برابری در حق دانستن و امکان مشارکت همگانی در بحثهای علمی. از منظر او، حقیقت در چنین فضایی حاصل تعامل و گفتوگوی میانذهنی است.
او همچنین شکلگیری «اجتماعات تفسیری» را یکی از مهمترین دستاوردهای حوزه عمومی دانست؛ اجتماعاتی که در آنها افراد با پیشینهها و تجربههای متفاوت درباره مسائل مشترک گفتوگو میکنند و به فهمهای تازهای دست مییابند. به اعتقاد او، زبان حوزه عمومی زبانی باز، چندصدا و کثرتگراست و برخلاف زبان بسته و انحصاری برخی نهادهای تخصصی عمل میکند.
فراستخواه در ادامه بر استقلال حوزه عمومی علم از دو کانون قدرت، یعنی دولت و بازار، تأکید کرد. به گفته او، علم نباید تحت سیطره دولت به بهانه محرمانگی یا تحت سلطه بازار به بهانه سودآوری انحصاری قرار گیرد، هرچند هر دو نهاد میتوانند در گفتوگوهای حوزه عمومی مشارکت داشته باشند. در این چارچوب، حوزه عمومی قادر است دانشگاه، جامعه، دولت، صنعت، بازار و محیطزیست را در قالب شبکهای از تعاملات متقابل به یکدیگر پیوند دهد.
بخش مهمی از سخنان این جامعهشناس به نسبت اینترنت و حوزه عمومی علم اختصاص داشت. او اینترنت را عامل پیدایش حوزه عمومی ندانست، اما تأکید کرد که این فناوری توانسته فرآیندهای شکلگیری و گسترش آن را شتاب بخشد. به باور فراستخواه، اینترنت دسترسی به اطلاعات، ارتباطات علمی، مشارکت عمومی و توزیع دانش را به شکل بیسابقهای افزایش داده و امکان ظهور هویتهای علمی جدید را فراهم کرده است؛ هویتهایی که میتوانند هم در سطح محلی و هم در سطح جهانی فعال باشند.
وی همچنین به نقش اینترنت در «دستورگذاری عمومی» اشاره کرد؛ فرآیندی که طی آن، مسائل و دغدغههای جامعه از طریق فضای عمومی مطرح میشوند و به دستور کار دولتها و نهادهای تصمیمگیر راه مییابند. از نگاه او، اینترنت نهتنها به دانشمندان امکان مدیریت و سازماندهی بیشتر فعالیتهای علمی را داده، بلکه ظرفیت انتقادی شهروندان را نیز افزایش داده است؛ زیرا هر ادعا و محتوایی در معرض نقد، ارزیابی و بازنشر قرار میگیرد. یکی از مهمترین محورهای سخنان فراستخواه، مفهوم «علم شهروندی» بود. او توضیح داد که در عصر دیجیتال، مشارکت در تولید دانش دیگر منحصر به استادان دانشگاه و پژوهشگران حرفهای نیست. شهروندان عادی نیز میتوانند در پروژههای علمی مشارکت و داده جمعآوری کنند، فرضیه بسازند و در تحلیل مسائل مشارکت داشته باشند.
با این حال، فراستخواه تصویری کاملاً خوشبینانه از اینترنت ارائه نکرد. او هشدار داد که اینترنت همزمان با گسترش فرصتهای مشارکت، چالشهای تازهای نیز پدید آورده است. نفوذ دولتها، قدرت فزاینده شرکتهای بزرگ فناوری، تهدید حریم خصوصی، رشد پوپولیسم دیجیتال، اتاقهای پژواک، گسترش شبهعلم و غوغای رسانهای از جمله مخاطراتی هستند که میتوانند کیفیت حوزه عمومی را تضعیف کنند. او معتقد است یکی از مهمترین خطرات فضای دیجیتال آن است که «تفکر سریع» بر «تفکر آهسته» غلبه کند؛ وضعیتی که در آن سرعت انتشار و مصرف اطلاعات جای تأمل، گفتوگوی انتقادی و داوری عقلانی را میگیرد.
«اینترنت» شرط ضروری تولید علم است
رضا منیعی، مدیر گروه آیندهپژوهی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، در سخنرانی خود باعنوان «جایگاه فلسفی و معرفتشناختی اینترنت در علم معاصر» به یکی از بنیادیترین پرسشهای عصر دیجیتال پرداخت. او با طرح این پرسش که «اینترنت ابزار است یا شرط امکان؟» استدلال کرد پاسخ به این مسأله پیامدهای مهمی برای فهم نسبت علم و فناوری در جهان امروز دارد. به گفته او، اگر اینترنت تنها ابزاری عرضی و جانشینپذیر، مشابه ماشینحساب یا کتابخانه، تلقی شود، اختلال یا قطع آن صرفاً موجب کند شدن فعالیتهای علمی خواهد شد و خسارت ناشی از آن ماهیتی کمّی و قابل جبران خواهد داشت. اما اگر شبکه بخشی از ساختار تولید و توجیه معرفت علمی باشد، محدودیت یا قطع آن فراتر از یک اختلال فنی عمل کرده و امکان شکلگیری دانش را تحت تأثیر قرار میدهد.
منیعی برای تبیین این مدعا به چهار رویکرد مهم در فلسفه و معرفتشناسی معاصر استناد کرد. اول، با ارجاع به نظریه رسانه مارشال مکلوهان، اینترنت را «امتداد دستگاه عصبی مرکزی انسان» دانست؛ از این منظر، شبکه صرفاً کانال انتقال اطلاعات نیست، بلکه بخشی از ظرفیت ادراکی و ارتباطی بشر محسوب میشود. بنابراین قطع ناگهانی آن را میتوان به از دست رفتن عضوی حیاتی در بدن تشبیه کرد.
وی سپس به نظریه «ذهن گسترده» اندی کلارک و دیوید چالمرز اشاره کرد؛ نظریهای که مرزهای ذهن را فراتر از مغز و بدن انسان تعریف میکند و ابزارهای شناختی بیرونی را نیز در فرآیند تفکر دخیل میداند. بر پایه این دیدگاه، اینترنت بخشی از دستگاه شناختی دانشمندان و پژوهشگران است و محروم شدن از آن نوعی «ضایعه شناختی» به شمار میرود.
سومین چارچوب مورد استناد او، فلسفه اطلاعات لوچانو فلوریدی بود. منیعی توضیح داد که در این رویکرد، انسان و نهادهای علمی در «اینفوسفر» یا سپهر اطلاعاتی زندگی میکنند و دانش درون این زیستبوم شکل میگیرد. از این منظر، محدودسازی اینترنت نه صرفاً کاهش دسترسی به اطلاعات، بلکه نوعی آسیب به محیط زیست معرفتی و اطلاعاتی علم است.
او همچنین با تکیه بر مباحث معرفتشناسی اجتماعی یادآور شد که اعتبار دانش علمی در جهان معاصر بر شبکههای گسترده همکاریهای بینالمللی و تبادل داده استوار است. در چنین شرایطی، قطع ارتباطات شبکهای میتواند به «گسست توجیه معرفتی» بینجامد و فرآیند اعتبارسنجی دانش را مختل کند.
به اعتقاد او، این چهار مسیر نظری، با وجود تفاوتهای بنیادین، به نتیجهای مشترک میرسند: اینترنت برای علم معاصر عنصری «برسازنده» است، نه ابزاری «عرضی» و حاشیهای. وی در ادامه به تحول تاریخی جایگاه اینترنت در علم اشاره کرد و گفت نقش شبکه از دورهای که حضور آن در فعالیتهای علمی چندان محسوس نبود، به مرحله تسهیلگری در پژوهشهای دیجیتال و سپس به جایگاهی رسیده است که در علم دادهمحور، محاسباتی و هوش مصنوعی مولد، به «زیستگاه پژوهش» تبدیل شده است. به بیان دیگر، بسیاری از پارادایمهای متأخر علمی بدون اتصال شبکهای اساساً امکان تحقق ندارند. بر این اساس، محدودیت اینترنت نه صرفاً محدودیت یک ابزار، بلکه محدودیت مشارکت در محیط ادراکی و معرفتی نوینی است که بخش عمده علم معاصر در درون آن شکل میگیرد و توسعه مییابد.
بدون دسترسی به اینترنت «دیپلماسی علمی» ممکن نیست
احسان قبول، رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم، در سخنرانی خود با تأکید بر نقش بنیادین اینترنت در نظام علم و فناوری معاصر، از تأثیر مستقیم محدودیتهای ارتباطی بر تولید علم، دیپلماسی علمی و تعاملات بینالمللی دانشگاهی سخن گفت. به باور او، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه به محیطی تبدیل شده که بخش مهمی از حیات علمی جهان در درون آن جریان دارد.
قبول در ابتدای سخنان خود با اشاره به جایگاه اینترنت در مناسبات علمی امروز تصریح کرد که بدون دسترسی پایدار به اینترنت، بهرهگیری از ظرفیت ایرانیان متخصص خارج از کشور با چالشهای جدی روبهرو میشود. او اینترنت را شرط لازم برای تحقق «دیپلماسی علمی» دانست و تأکید کرد که جهان علم در عصر حاضر بدون این زیرساخت در عمل قابل تصور نیست.
او معتقد است تحول فناوریهای ارتباطی موجب شده است که مفهوم «دیپلماسی علمی» نیز دگرگون شود. اگر در گذشته همکاریهای علمی عمدتاً بر سفرهای فیزیکی، نشستهای حضوری و تبادلهای سنتی استوار بود، امروز شکل تازهای از «دیپلماسی علمی مجازی» در حال گسترش است که در آن بخش مهمی از ارتباطات علمی، پژوهشی و آموزشی از طریق بسترهای آنلاین انجام میشود. در چنین شرایطی، دسترسی به اینترنت دیگر یک مزیت اضافی نیست، بلکه پیششرط مشارکت در شبکه جهانی دانش محسوب میشود.
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم همچنین به جایگاه روزافزون هوشمصنوعی در سیاستگذاری، آموزش و پژوهش اشاره کرد و گفت ورود مؤثر به این عرصه بدون دسترسی گسترده و پایدار به اینترنت امکانپذیر نیست. از نگاه او، بسیاری از فناوریهای نوظهور که آینده رقابت علمی کشورها را تعیین میکنند، بر زیرساختهای ارتباطی و شبکهای استوار هستند.
یکی از محورهای اصلی سخنان قبول، تأثیر محدودیتهای اینترنت بر عملکرد علمی کشور بود. وی با اشاره به تجربه دورههای مختلف اختلال و قطع اینترنت در سالهای اخیر اظهار کرد که این وضعیت تنها به حوزه ارتباطات عمومی محدود نمانده و زنجیره علم و فناوری را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به گفته او، در برخی دورهها حتی امکان دسترسی پژوهشگران به آخرین یافتههای علمی جهان یا انتشار مقالات در مجلات بینالمللی با دشواریهای جدی مواجه شده است.
قبول این موضوع را در چارچوب روندهای کلان تولید علم در ایران نیز تحلیل کرد. او یادآور شد که ایران چهار سال پیش در رتبه چهاردهم تولید علمی جهان قرار داشت، اما اکنون به رتبه هجدهم رسیده است. همزمان نرخ رشد تولیدات علمی کشور کاهش یافته، در حالی که برخی کشورهای منطقه از جمله ترکیه و عربستان سعودی رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند. از نگاه او، هرچند این روند علل متعددی دارد، اما اختلال در دسترسی به ابزارهای پژوهش و شبکههای علمی بینالمللی نیز یکی از عوامل اثرگذار در این وضعیت به شمار میرود.
وی در ادامه به اهداف برنامه هفتم توسعه اشاره کرد؛ برنامهای که در آن دستیابی به مرجعیت علمی و گسترش تعاملات بینالمللی دانشگاهی بهعنوان یکی از اولویتهای کشور تعریف شده است. درهمین راستا، استفاده از ظرفیت ایرانیان متخصص مقیم خارج از کشور نیز مورد توجه قرار گرفته و سازوکارهایی برای بهرهگیری از توان علمی آنان پیشبینی شده است.
به گفته قبول، بخشی از این برنامهها بر آموزش مجازی، برگزاری کلاسهای مشترک و مشارکت استادان ایرانی خارج از کشور در فرآیندهای آموزشی و پژوهشی استوار است. اما تحقق چنین اهدافی مستلزم وجود زیرساخت ارتباطی پایدار است. او تأکید کرد که قطع یا اختلال اینترنت میتواند این طرحها را در عمل متوقف کند و ظرفیتهای پیشبینیشده را بلااستفاده بگذارد.
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم همچنین به پیامدهای بینالمللی این وضعیت پرداخت. او با اشاره به عضویت ۲۱ دانشگاه ایرانی در شبکهها و مجامع علمی بینالمللی از جمله اجلاسهای شانگهای و بریکس گفت که استمرار ارتباطات علمی در این شبکهها نیازمند حضور منظم و قابل اتکاست. از نظر وی، زمانی که به دلیل اختلالات ارتباطی امکان مشارکت مستمر فراهم نباشد، تصویری از بیثباتی و عدم قابلیت اتکا در ذهن شرکای علمی خارجی شکل میگیرد؛ تصویری که میتواند در بلندمدت بر اعتبار علمی کشور تأثیر منفی بگذارد. وی همچنین تحقق هدف جذب ۳۲۰ هزار دانشجوی خارجی در برنامه هفتم توسعه را وابسته به کیفیت زیرساختهای ارتباطی دانست. به باور او، تجربه دانشجویان بینالمللی از محیط علمی ایران تنها به کیفیت دانشگاهها محدود نمیشود، بلکه کیفیت ارتباطات دیجیتال و دسترسی به شبکههای علمی نیز بخشی از تصویر آنان از نظام آموزش عالی کشور را شکل میدهد.
تأثیر خاموشی اینترنت بر نهاد علم غیرقابل انکار است
محمد حسینیمقدم، عضو هیأتعلمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در سخنرانی خود با بررسی پیامدهای اجتماعی و علمی قطع اینترنت، استدلال کرد که در جهان امروز، اینترنت به بخشی از ساختار زندگی اجتماعی، نظام تولید دانش و تجربه زیسته نسل جدید تبدیل شده است؛ تا آنجا که محدودیت آن نه فقط یک اختلال فنی، بلکه نوعی گسست در فرآیندهای علمی، ارتباطی و حتی معنایی جامعه ایجاد میکند.
حسینیمقدم به وضعیت نسل جدید در شرایط محدودیت اینترنت اشاره کرد و گفت: «نسلی که از کودکی در محیطهای دیجیتال و پلتفرمهای آنلاین رشد کرده است، در شرایط قطع اینترنت، تنها با محدودیت دسترسی به اطلاعات مواجه نمیشود، بلکه با نوعی بحران معنا و سردرگمی روبهرو میشود؛ زیرا بخش مهمی از تجربه زیسته، روابط اجتماعی، سرگرمی و هویت او در فضای شبکهای شکل گرفته است.»
وی برای توضیح این وضعیت به نظریه «جامعه شبکهای» مانوئل کاستلز استناد کرد و گفت، جامعه معاصر از مرحله «جامعه اطلاعاتی» عبور کرده و وارد «جامعه دیجیتال» شده است. در چنین جامعهای، فناوری دیجیتال تنها یکی از ابعاد زندگی نیست، بلکه بنیان بسیاری از روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی را تشکیل میدهد. از این منظر، اینترنت دیگر چیزی نیست که جامعه آن را «داشته باشد»، بلکه بخشی از خود جامعه است. وی تأکید کرد که بنیاد پژوهش امروز بر سه ستون اصلی استوار است: علم باز، هوش مصنوعی پژوهشی و همکاریهای بینالمللی؛ و هر سه ستون بدون اتصال آزاد و پایدار به اینترنت با اختلال مواجه میشوند. به گفته او، میلیونها مقاله علمی، پیشچاپ پژوهشی و ابزارهای نوین تحلیل داده در فضای ابری قرار دارند و دسترسی به آنها بدون اینترنت در عمل ممکن نیست.
حسینیمقدم در ادامه به مسأله اعتماد در همکاریهای علمی پرداخت و آن را یکی از مهمترین سرمایههای نظام علم دانست. از نگاه او، پروژههای بینالمللی بر پاسخگویی مستمر و ارتباط بیوقفه میان اعضا استوارند و هرگونه اختلال در این فرآیند میتواند به کاهش اعتماد شرکای علمی منجر شود. او هشدار داد که بیاعتمادی ایجادشده در همکاریهای پژوهشی به آسانی جبران نمیشود و ممکن است آثار آن سالها باقی بماند.
وی در همین زمینه به همکاری دانشگاههای ایرانی در پروژههای علمی بینالمللی اشاره کرد و گفت که در چنین پروژههایی، ناتوانی در انجام تعهدات ناشی از محدودیتهای ارتباطی میتواند جایگاه علمی نهادهای پژوهشی را در شبکههای بینالمللی تضعیف کند. به اعتقاد او، هر روز فاصله از اینترنت، فاصلهای انباشته با مرزهای دانش جهانی ایجاد میکند و در عصر شتابان هوش مصنوعی، این فاصله میتواند بسیار پرهزینه باشد.
بخش انتقادی سخنان او به موضوع «طبقاتی شدن دسترسی به اینترنت» اختصاص داشت. حسینیمقدم با اشاره به ایده اینترنت ویژه برخی گروههای علمی و حرفهای، این رویکرد را در تعارض با ماهیت علم دانست. او استدلال کرد که اگر سیاستگذار برای فعالیت علمی، آموزشی یا پژوهشی دسترسی آزاد به اینترنت را ضروری میداند، این امر خود نشان میدهد که اینترنت یک زیرساخت علمی است، نه امتیازی که بتوان آن را به گروهی خاص اختصاص داد. به باور او، تفکیک دسترسی به اینترنت میتواند به شکلگیری شکافی تازه میان نخبگان دیجیتال و سایر اعضای جامعه علمی منجر شود؛ شکافی که در بلندمدت بر عدالت علمی، فرصتهای پژوهشی و کیفیت تولید دانش اثر خواهد گذاشت.
مقصود فراستخواه:
اینترنت در جهان امروز فقط ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه بستر شکلگیری «حوزه عمومی علم» است؛ جایی که علم از انحصار نهادهای رسمی خارج میشود و در گفتوگوی اجتماعی بازتولید میگردد و عامه منفعل را به عامهای خلاق تبدیل میکند
احسان قبول:
ایران چهار سال پیش در رتبه چهاردهم تولید علمی جهان قرار داشت، اما اکنون به رتبه هجدهم رسیده است. همزمان نرخ رشد تولیدات علمی کشور کاهش یافته است. این روند علل متعددی دارد، اما اختلال در دسترسی به اینترنت بینالملل یکی از عوامل اثرگذار در این وضعیت است
محمد حسینیمقدم: تفکیک دسترسی به اینترنت میتواند به شکلگیری شکافی تازه میان نخبگان دیجیتال
و سایر اعضای جامعه علمی منجر شود؛ شکافی که در بلندمدت بر عدالت علمی، فرصتهای پژوهشی و کیفیت تولید دانش اثر خواهد گذاشت
رضا منیعی:
بسیاری از پارادایمهای متأخر علمی بدون اینترنت اساساً امکان تحقق ندارند. بر این اساس، محدودیت اینترنت نه صرفاً محدودیت یک ابزار، بلکه محدودیت مشارکت در محیط ادراکی و معرفتی نوینی است که بخش عمده علم معاصر در درون آن شکل میگیرد و توسعه مییابد

