از نعمتالله و فتحی تا آیدا پناهنده در تولیدات تازه شبکه نمایش خانگی
وقتی چهرهها خبر میسازند
گروه فرهنگی
اعتماد مخاطب به تولیدات شبکه نمایش خانگی در مقطعی تا حد زیادی سلب شده بود؛ سریالها یکی پس از دیگری منتشر میشدند اما کمتر اثری میتوانست مخاطب را درگیر کند یا بحثی جدی به راه بیندازد. حالا اما نشانههایی از تغییر این فضا دیده میشود. در هفتههای اخیر برخی سریالهای تازه هم در فضای مجازی و هم در رسانههای رسمی و معتبر محل گفتوگو شدهاند و همین پررنگ شدن بحثها نشان میدهد که توجه و اعتماد مخاطب کمکم در حال بازگشت است. «گلسنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرجزاد، «بیستویک» ساخته بهنام بهزادی و «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان از جمله مجموعههایی هستند که این روزها پخش میشوند و توانستهاند حتی بخشی از مخاطبان سختگیر را هم با خود همراه کنند. همزمان خبرهایی از پروژههای تازه فیلمسازانی مثل حمید نعمتالله، حسن فتحی، آیدا پناهنده و برادران ارک هم منتشر شده است. گرچه تجربه سالهای اخیر نشان داده نامهای آشنا لزوماً تضمینکننده موفقیت در شبکه نمایش خانگی نیستند، اما همچنان به اعتبار سابقه و امضای شخصیشان میتوانند کنجکاوی علاقهمندان جدی آثار نمایشی را برانگیزند.
یک امضای تثبیتشده
حمید نعمتالله با «داشآکل» اولین تجربه خود در شبکه نمایش خانگی را رقم میزند؛ برداشتی آزاد از داستان مشهور صادق هدایت. همین انتخاب، پروژه را از سطح یک سریال معمولی بالاتر میبرد. «داشآکل» پیشتر با اقتباس مسعود کیمیایی و بازی بهروز وثوقی به اثری ماندگار در تاریخ سینمای ایران بدل شده و حالا هر مواجهه تازهای با آن، ناگزیر وارد مقایسه میشود. نعمتالله که دو فیلم «قاتل و وحشی» و «بت» را آماده نمایش دارد، قرار است این مینیسریال هشت تا ده قسمتی را هم بهزودی وارد پیشتولید کند.
حسن فتحی با «ده پهلوان» دوباره به تاریخ بازگشته است؛ اینبار به دوره صفوی. پروژهای که ایده اولیهاش به پانزده سال پیش برمیگردد و حالا پس از وقفهای طولانی به مرحله تولید رسیده است. فتحی در سالهای گذشته نشان داده که در تلفیق ملودرام و تاریخ مهارت دارد اما پرسش این است که آیا «ده پهلوان» میتواند همان نسبت متعادل میان روایت عاشقانه و بستر تاریخی را حفظ کند یا در دام تکرار میافتد.
«سرخ و سیاه» تازهترین سریال آیدا پناهنده است؛ اثری تاریخی در بستر قاجار با حضور پارسا پیروزفر، علی شادمان، پردیس پورعابدینی، پوریا رحیمیسام و ندا جبرئیلی. پناهنده پیشتر با «در انتهای شب» نشان داد که میتواند در قالب سریال نیز همان دقت و ظرافت سینماییاش را حفظ کند؛ مجموعهای که برای بسیاری از مخاطبان جدی یکی از بهترین تولیدات سالهای اخیر بود. نام پناهنده حالا برای بخشی از تماشاگران حکم امضا دارد؛ نشانهای برای اینکه بتوان با اطمینان بیشتری به تماشا نشست.
صفویه، قاجار، دهه چهل
تاریخ به مثابه میدان رقابت
گرایش به روایتهای تاریخی در پروژههای تازه چشمگیر است؛ از صفویه تا دهه چهل. محمدرضا خردمندان با «پریخان خانم» سراغ یکی از مقاطع حساس اوایل صفویه رفته است؛ روایت زندگی دختری که در بحران جانشینی پس از مرگ شاه طهماسب اول نقشی محوری داشت. هادی حجازیفر در نقش شاه طهماسب ظاهر میشود؛ پادشاهی با طولانیترین دوره سلطنت در میان شاهان صفوی. پروژه با مشارکت سرمایهگذار ترک ساخته میشود و از پرهزینهترین تولیدات این سالهاست. برای حجازیفر که این روزها پرکارترین بازیگر شبکه نمایش خانگی است، این نقش میتواند نقطهعطفی تازه باشد؛ فاصله گرفتن از تیپهای معاصر و ورود به یک کاراکتر تاریخی پیچیده. او علاوه بر «کلاغ» و «پریخان خانم» در «نهنگ سفید» هم نقش اصلی را دارد؛ سریالی پلیسی ـ جنایی به کارگردانی همایون اسعدیان که با نام «جزیره پنجم» هم شناخته میشود و بر اساس رمان «داماهی» ساخته شده است. حضور رعنا آزادیور و حسن معجونی در کنار او، ترکیبی قابل توجه ساخته است. «گندم» دیگر سریال شبکه نمایش خانگی ادامه حضور پررنگ حجازیفر است. برادران ارک که با فیلم کوتاه «حیوان» و فیلم سینمایی «پوست» خود را به عنوان استعدادهای تازه سینمای ایران مطرح کردند با این سریال تاریخی وارد میدان سریالسازی شدهاند. طبق اخبار پانتهآ پناهیها و مهدی حسینینیا از دیگر بازیگران «گندم» هستند. تعدد پروژههایی که نام حجازیفر در آنها دیده میشود، او را به یکی از چهرههای تعیینکننده این فصل تبدیل کرده است. حضوری که اگر با انتخابهای دقیق همراه نباشد، میتواند به اشباع هم منجر شود.
«یل» تازهترین تجربه سازندگان سریال موفق «پوست شیر» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی است. داستان این سریال در دهه چهل میگذرد و برخلاف برخی شایعات، اسپینآفی از «پوست شیر» نیست و ارتباطی با شخصیت رضا پروانه ندارد. حضور نوید محمدزاده، میلاد کیمرام، پردیس احمدیه و حسین یاری، وزن بازیگری پروژه را بالا برده است. شهرام شاهحسینی کارگردانی که سابقه ساخت سریالهای مخاطبپسند
«میخواهم زنده بمانم» و «رهایم کن» را دارد در حال فیلمبرداری سومین سریال خود، «کندو» است که محسن تنابنده علاوه بر بازی در آن سرپرستی نویسندگان را نیز برعهده دارد. داستان این سریال هم در دهه چهل و پنجاه میگذرد وعلیرضا کمالی، مهران احمدی، مینا ساداتی، دیبا زاهدی، علیرضا ثانیفر و بهناز جعفری دیگر بازیگران آن هستند.
«کوری» تازهترین ساخته سجاد پهلوانزاده است؛ فیلمسازی که پیشتر با «سقوط» و «حیثیت گمشده» اقبال مخاطبان را تجربه کرده بود. مریلا زارعی، امیر جعفری، سارا بهرامی و محسن قصابیان بازیگران این مجموعه هستند و پخش آن قرار است از جمعه 29 خردادماه آغاز شود. موفقیت قبلی پهلوانزاده انتظارها را بالا برده و «کوری» آزمونی جدی برای تثبیت جایگاه اوست.
ترکیب کنجکاویبرانگیز بازیگران
در کنار نام کارگردانها، برخی پروژهها بیش از هر چیز بر ترکیب بازیگران تکیه دارند. مجید توکلی با «ریمنی» سراغ یک سریال اجتماعی پربازیگر رفته؛ از مهران مدیری و بابک حمیدیان تا پانتهآ پناهیها و نازنین بیاتی. در «مردگی» به کارگردانی امین حسینپور هم ترکیب صابر ابر، طناز طباطبایی، پانتهآ پناهیها و پریوش نظریه توجهبرانگیز است. «استنطاق» به کارگردانی امیرحسین عسگری با بازی مصطفی زمانی و سارا بهرامی، روایتی در اواخر دهه 30 را دنبال میکند و در قالب یک مینیسریال تولید شده است. «خونمردگی» به کارگردانی سعید نعمتالله نیز پس از پایان تدوین آماده نمایش است؛ مجموعهای عاشقانه با زمینهای سیاسی ـ امنیتی که امیرحسین آرمان، امیر مقاره، رویا نونهالی و بهار قاسمی را در ترکیب بازیگرانش دارد.
در نهایت اگر سه سریال در حال پخش توانستهاند روزنهای برای بازگشت اعتماد باز کنند، ادامه این مسیر وابسته به کیفیت همین آثاری است که حالا در مرحله تولید یا پیشتولید قرار دارند. اعتماد مخاطب بهسختی برمیگردد؛ اما این بار دستکم نامهایی در میدان هستند که میدانند با چه سرمایهای بازی میکنند.

