کارآگاه پیشگو

حل پرونده‌ای پیچیده و مرموز در شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی

بهار خسروی
گروه کتاب


شرلوک هلمز، فراتر از یک شخصیت داستانی به نمادی از استدلال منطقی و حل معما در فرهنگ عامه جهان تبدیل شده است. این کارآگاه خصوصی خیالی در خیابان ۲۲۱- ب خیابان بیکر (221B Baker Street) لندن زندگی می‌کند و یکی از ماندگارترین مخلوقات ادبیات انگلستان است. این شخصیت داستانی توسط سر آرتور کانن دویل خلق شد و ایده اولیه آن را از استاد دانشگاهش به نام دکتر جوزف بل الهام گرفت. دکتر بل توانایی شگفت‌انگیزی در تشخیص بیماری‌ها و جزئیات زندگی بیمارانش تنها با مشاهده دقیق رفتار و ظاهر آنها داشت. کانن دویل این توانایی تحلیلی را به شخصیت هلمز تزریق کرد و او را به کارآگاهی تبدیل کرد که می‌تواند با دیدن رد گِل روی کفش یا یک لکه‌ جوهر روی سرآستین، گذشته یک فرد را بخواند. هلمز با هوش سرشار، تمرکز وسواس‌گونه بر جزئیات، دانش گسترده در علوم مختلف - از شیمی گرفته تا تاریخ جنایی- و در عین حال، سردی عاطفی و بی‌اعتنایی به مسائل روزمره، شخصیتی پیچیده و منحصر‌به‌فرد دارد. او اغلب به عنوان ماشین تحلیلگر توصیف می‌شود که تنها زمانی احساسات انسانی از خود نشان می‌دهد که با یک معمای غیرقابل حل مواجه شود. در کنار او، دکتر جان واتسون قرار دارد؛ دوست و همکار وفادارش که راوی داستان‌ها هم هست. واتسون در واقع پل ارتباطی بین دنیای عجیب و غریب هلمز و خواننده  محسوب می‌شود ؛ او همان کسی است که نگاه منطقی اما انسانی را به پرونده‌های پیچیده هلمز گره می‌زند. «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی»، یکی از داستان‌های غیررسمی شرلوک هلمز است که توسط دو نویسنده بریتانیایی، اوستین میچلسن و نیکلاس یوته‌چین نوشته شده است. این کتاب با ترجمه رامین آذربهرام در انتشارات نیلوفر منتشر شده و در دسته داستان‌های کارآگاهی کلاسیک قرار می‌گیرد که با الهام از جهان سر آرتور کانن دویل خلق شده‌ است. نویسندگان این اثر سعی کرده‌اند تا حد امکان به سبک روایی دویل وفادار بمانند و شخصیت‌های هلمز و دکتر واتسون را با همان ویژگی‌های رفتاری و هوش سرشار بازسازی کنند. در این کتاب، این دو شخصیت داستانی درگیر پرونده‌ای پیچیده و مرموز می‌شوند و با مضامین تاریک و احتمالاً ماورایی و معمایی دلهره‌آوری مواجه می‌شوند. معمولاً هلمز با استفاده از روش‌های استنتاجی معروف خود، با تهدیدی مواجه می‌شود که نظم جامعه یا امنیت ملی را به خطر می‌اندازد. در این گونه داستان‌ها طرح معما مسأله اصلی نویسنده نیست و او تنها در پی شرح ماجرایی جذاب و نفسگیر است که بتواند خواننده را تا پایان به دنبال خود بکشاند.
«شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» در واقع ادامه داستان «واپسین کرنش او» اثر سر آرتور کانن دویل است. داستان «واپسین کرنش او»، آخرین ماجرای شرلوک هلمز در واقع روایتی هیجان‌انگیز است که در زمره داستان‌های جاسوسی قرار می‌گیرد. در پایان این داستان، فن برک؛ جاسوس کارکشته آلمانی در دام هلمز می‌افتد و در برج لندن زندانی می‌شود. هلمز تصمیم می‌گیرد از حرفه کارآگاهی کنار‌ه‌گیری کند، به اسکس برود و به زنبورداری مشغول شود. او در آخرین جملات این داستان، وقوع جنگ جهانی اول را پیش‌بینی می‌کند و چند ماه بعد جنگ آغاز می‌شود.
«شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» سرگذشت هلمز و دکتر واتسن را درست از چند ماه بعد از آغاز جنگ جهانی اول پی می‌گیرد. بعد از آنکه ناپدید شدن مرموز پیرمردی روستایی در دهکده «هیونز پورتال» توجه پلیس محلی را به خود جلب می‌کند، خواهرزاده پیرمرد که دختر جوانی است برای درخواست کمک نزد هلمز می‌آید. دسامبر سال ۱۹۱۴ است و سپاهیان کشورهای متخاصم؛ در جبهه‌ای به وسعت دریای شمال تا رشته کوه آلپ در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند. هلمز تصمیم می‌گیرد برای کمک به دختر جوان عازم هیونز پورتال شود اما در همان زمان خبر می‌رسد که فن برک، جاسوس آلمانی از برج لندن گریخته است. هلمز به درخواست مای‌کرافت به تعقیب فن برک می‌رود اما بزودی درمی‌یابد که شبکه جاسوسان آلمانی در انگلستان به قدری سازمان یافته است که مقابله با آنان کار ساده‌ای نیست. تعقیب جاسوسان، هلمز را ابتدا به خط مقدم نبرد در جبهه فرانسه و بعد به اردوگاه قیصر ویلهلم دوم؛ امپراطور آلمان می‌کشاند و او در آنجا درگیر ماجرای عجیب و خطرناک می‌شود که او را در برابر مأموران بی‌رحم پلیس مخفی آلمان قرار می‌دهد. فرار شگفت‌انگیز هلمز از اردوگاه قیصر و کشف توطئه جاسوسان آلمانی در لندن، داستان را به نقطه اوجی نفسگیر می‌رساند و خوانندگان را در هیجانی شریک می‌کند که در میان داستان‌های مشابه کم‌نظیر است.
 
 خواندن یک پرونده جنایی
نویسندگان تلاش کرده‌اند لحن، بیان و قلم کانن دویل را تقلید کنند تا خواننده احساس کند در حال خواندن یکی از پرونده‌های اصلی او است. پرونده‌ای که هلمز با آن روبه‌رو می‌شود، وجهی شوم و ماورایی دارد و باید با تکیه بر متد علمی خود، لایه‌های ماوراءالطبیعه را کنار بزند تا به حقیقت واقعی پشت پرده دست پیدا کند. ترجمه داستان‌های معمایی که دیالوگ‌محور هستند و نیاز به حفظ لحن رسمی و در عین حال هوشمندانه شخصیت‌ها بویژه هلمز دارند، کار آسانی نیست. مترجم در این اثر تلاش کرده تا زبانی متناسب با داستان‌های کارآگاهی کلاسیک را برای مخاطب انتخاب کند. دایره واژگان استفاده شده، تا حد زیادی متناسب با حال‌وهوای داستان‌های متعلق به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است که به انتقال حس و حال اصلی داستان کمک می‌کند.
داستان در فضای کلاسیک لندن اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اتفاق می‌افتد. نویسندگان تلاش کرده‌اند تا با ایجاد تعلیق‌های مرحله‌ به‌ مرحله، خواننده را با خود همراه کنند و تا پایان کتاب او را درگیر داستان و شخصیت‌هایش نگه دارند. بزرگ‌ترین نقطه قوت این اثر، شناخت عمیق نویسندگان از فضای آثار اصلی است. جزئیات زندگی در لندن، توصیف خیابان‌ها، کالسکه‎‌ها، وضعیت جوی و حتی جزئیات زندگی در خیابان بیکر به خوبی آورده شده است. خواننده به راحتی در همان دنیایی غرق می‌شود که پیش از این با داستان‌های اصلی شناخته است. شخصیت هلمز در این کتاب همچنان همان انسان منطقی، گاهی سرد و وسواسی است. دیالوگ‌های او و تقابلش با دکتر واتسون به‌ خوبی شکل گرفته است، این موضوع باعث می‌شود مخاطب احساس نکند که با شخصیت‌های غریبه و ناآشنا طرف است. اگرچه هلمز و واتسون به‌خوبی بازسازی شده‌اند، اما در آثار اصلی دویل، خواننده شاهد رشد یا لحظات عمیق انسانی خاصی از هلمز است، در حالی که در این کتاب، هلمز بیشتر در خدمت حل کردن معما می‌شود تا شخصیت‌پردازی عمیق.
در برخی بخش‌های میانی کتاب برای ایجاد فضای ویکتوریایی و بالا رفتن حجم کتاب، بیش از حد روی توصیفات محیطی یا دیالوگ‌های کم‌اهمیت بین هلمز و واتسون تمرکز شده است، این بخش‌ها اگرچه به فضاسازی کمک می‌کنند و روابط میان این دو شخصیت را به خوبی به تصویر می‌کشند، اما ممکن است برای خواننده‌ای که فقط به دنبال حل معما است، خسته‌کننده باشد و باعث افت ریتم داستان شود. گاهی هم نویسندگان، هلمز را بیش از حد قهرمان‌ و ماشین‌گونه توصیف می‌کنند و این بخش‌ها شاید باورپذیری شخصیت را برای مخاطب کم‌رنگ کند. در این کتاب، تعادل تا حد زیادی برقرار است، اما طرفداران سرسخت دویل ممکن است احساس کنند که هلمز این کتاب، کمی مدرن‌تر از هولمز اصلی فکر می‌کند. ریتم داستان نیز در مقایسه با داستان‌های کوتاه دویل، کمی کندتر یا کشدارتر پیش می‌رود.

 

شهرت با شرلوک

خالقان «شرلوک هلمز و پرنده‌های دوزخی» (اوستین میچلسن و نیکولاس یوته‌چین) هر دو از بااستعدادترین نویسندگان آثار پلیسی و جاسوسی در انگلستان هستند. اوستین میچلسن متولد سال 1945 کتاب‌های جالب و پرفروش «هلمز و هادسن»، «شرلوک هلمز و ماشین زمین لرزه» و «زندگینامه غیر رسمی شرلوک هلمز» را نوشته و از شهرتی به سزا 
برخوردار است.
یوته چین (2022- 1952) نیز با آنکه سال‌ها با رادیو بی‌بی‌سی همکاری داشته، چند کتاب درباره شرلوک هلمز نگاشته است. یوته چین با بازیل راتبون (1832-1967)، یکی از بااستعدادترین هنرپیشگانی که نقش شرلوک هلمز را در تئاتر و سینمایی ایفا کردند، نسبت خانوادگی داشت. میچلسن و یوته‌چین در سال ۱۹۷۵ با هم کتاب «شرلوک هلمز و ماشین زمین لرزه» را نوشتند و در سال ۱۹۷۶ کتاب «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» از آن دو به چاپ رسید. هر دو کتاب با موفقیت مواجه شدند و نامه نویسندگان را بیش از پیش بر سر زبان‌ها انداختند.
رامین آذربهرام مترجم کتاب «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» پزشک است. او از سال 1383 تا سال ۱۴۰۳ در کنار طبابت، بیش از ۲۵ جلد کتاب در حوزه‌های ادبیات داستانی به‌خصوص آثار پلیسی و معمایی را به زبان فارسی ترجمه کرده است. از آثار چاپ‌شده او می‌توان به «دیوانه‌ای در شهر»، «سایه‌بازی»، «ماجراهای جدید شرلوک هلمز»، «شاهکارهای شرلوک هلمز»، «تا وقتی مرگ شما را از هم جدا کند»، «ماجرای بازنده خوش‌شانس»، «شرلوک هلمز در محلول هفت درصدی»، «رقبای شرلوک هلمز»، «پرونده پیترز» و ...
 اشاره کرد. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و دو
 - شماره نه هزار و چهل و دو - ۱۷ خرداد ۱۴۰۵