پدیده سیاسی شدن ساختاری ورزش
سید مصطفی هاشمیطبا
رئیس اسبق کمیته ملی المپیک
عدم صدور روادید برای ۱۵ نفر از اعضای کاروان تیم ملی فوتبال ایران از سوی ایالات متحده، صرفاً یک مسأله اداری یا کنسولی نیست، بلکه نشانهای روشن از تلاقی سیاست با عرصهای است که بنا بر اصول فیفا، باید از مداخلات سیاسی مصون بماند. این اقدام، در سطحی فراتر از یک تصمیم اجرایی، قابل تفسیر در چارچوب روابط پرتنش سیاسی و استمرار رویکردهای محدودکننده علیه ایران است؛ رویکردی که اینبار خود را در بستر ورزش و رقابتهای جهانی نشان داده است.
بر اساس منشور فیفا، کشور میزبان موظف است شرایط حضور برابر و بدون تبعیض تمامی تیمها را فراهم کند. در چنین چارچوبی، هر گونه ایجاد مانع برای ورود اعضای یک تیم ملی، در عمل نقض روح حاکم بر فوتبال جهانی تلقی میشود. با این حال، تجربه نشان داده است در بزنگاههای سیاسی، حتی نهادهای بینالمللی نیز در برابر فشار دولتها دچار انفعال یا مصلحتگرایی میشوند؛ موضوعی که اکنون نیز نشانههایی از آن قابل مشاهده است. اظهارات متناقض و بعضاً سیاسی دونالد ترامپ در قبال تیم ملی فوتبال ایران، به این وضعیت پیچیده دامن زده است. این تناقضگوییها نهتنها فضای روانی تیم را تحتتأثیر قرار میدهد، بلکه نشاندهنده نبود یک سیاست شفاف و قابل پیشبینی در قبال یک رویداد ورزشی بینالمللی است. مقایسه این وضعیت با ادوار پیشین جام جهانی، از جمله مسابقات ۱۹۳۸ در ایتالیای فاشیستی یا ۱۹۹۸ در خود آمریکا، نشان میدهد حتی در دورههای اوج تنشهای ایدئولوژیک، اصل تفکیک نسبی ورزش از سیاست تا حد زیادی رعایت شده؛ اصلی که اکنون با چالش جدی مواجه شده است.
پیگیری موضوع از مسیرهای دیپلماتیک و از طریق فیفا، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این پیگیری نباید صرفاً جنبه اعتراضی داشته باشد، بلکه باید با هدف تثبیت حقوق ورزشی کشورها در برابر مداخلات سیاسی دنبال شود. در عین حال، تلاش برای حفظ تصویر حرفهای و اخلاقی تیم ملی در افکارعمومی جهانی، اهمیتی دوچندان دارد؛ چرا که افکارعمومی میتوانند بهعنوان یک اهرم فشار نرم عمل کنند.
آنچه در این مقطع اهمیت دارد، صرفاً حل مسأله ویزا نیست، بلکه نحوه مواجهه با پدیدهای است که میتوان آن را «سیاسیشدن ساختاری ورزش» نامید. اگرچه فوتبال همواره تلاش کرده است خود را از منازعات سیاسی دور نگه دارد، اما واقعیتهای ژئوپلتیک نشان میدهد این جدایی، بیش از آنکه یک اصل ثابت باشد، یک آرمان در معرض تهدید است. از اینرو، مدیریت هوشمندانه این وضعیت، نیازمند ترکیبی از دیپلماسی فعال، انسجام داخلی و حفظ تمرکز حرفهای در میدان رقابت است؛ مسیری دشوار، اما اجتنابناپذیر برای حضوری شایسته در صحنه جهانی.

