در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» کارشکنی ایالات متحده در مسیر صدور روادید کاروان تیم ملی فوتبال را بررسی میکند
جام جهانی در آفساید سیاست
این رفتار، در عمل، تیم ملی ایران را در شرایطی کمسابقه و نابرابر قرار داده است؛ جایی که یک تیم ملی بدون حضور ارکان حیاتی مدیریتی و اجرایی خود- از رئیس و دبیرکل گرفته تا مدیر تیم ملی، مدیر اجرایی، مدیر روابط بینالملل، مدیر رسانهای، افسر امنیتی، آنالیزورها، تدارکات و سایر عوامل لجستیکی- مجبور به حضور در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان میشود. چنین وضعیتی را نمیتوان صرفاً یک چالش اداری تلقی کرد، بلکه باید آن را مصداقی از فشارهای غیرورزشی دانست که مستقیماً بر عملکرد فنی و روانی یک تیم تأثیر میگذارد. منابع خبری نزدیک به فدراسیون فوتبال در گفتوگو با «ایران» تأیید کردهاند که بهرغم کارشکنی صورتگرفته از سوی آمریکا در روند صدور روادید، هنوز بهصورت رسمی، عدم صدور ویزا برای اعضای اجرایی و لجستیکی به طرف ایرانی اعلام نشده است. با این حال، پس از درز این خبر در رسانههای بینالمللی، مسئولان فدراسیون فوتبال ایران مکاتبات رسمی خود را با فیفا آغاز کردهاند تا اعتراض خود را نسبت به این اقدام آشکار ثبت و پیگیری کنند. در کنار این چالش، هرچند صدور ویزای تمامی بازیکنان و اعضای کادر فنی، روزنهای از امید برای حفظ انسجام تاکتیکی تیم ملی بهشمار میرود، اما غیبت ساختار اجرایی در کنار تیم، در عمل کادر فنی به سرمربیگری امیر قلعهنویی را در میدان رقابت، بدون پشتوانه مدیریتی کامل قرار میدهد. این خلأ، بویژه در جریان مسابقات حساس در شهرهایی چون لسآنجلس و سیاتل، میتواند به بروز مشکلات جدی در حوزههای هماهنگی، پشتیبانی و مدیریت بحران منجر شود. همزمان، یک مقام آگاه در فدراسیون فوتبال ایران نیز در گفتوگو با «ایران»، با رد برخی گمانهزنیها درباره صدور «ویزای ساعتی» برای تیم ملی، تأکید کرده است: «روادید صادرشده برای بازیکنان و اعضای کادر فنی ساعتی نیست، بلکه با توجه به اینکه تیم ملی باید در سه نوبت از خاک آمریکا خارج شده و در کمپ خود در تیخوانای مکزیک حضور یابد، این ویزا بهصورت سهماهه صادر شده و از نظر تردد، هیچ مشکلی برای تیم ملی وجود ندارد.»
در چنین شرایطی، کاروان تیم ملی ایران- شامل افرادی که موفق به دریافت روادید شدهاند و آنهایی که از این امکان محروم ماندهاند- آنتالیا را به مقصد اسپانیا ترک کرده و پس از توقفی کوتاه، راهی مکزیک شده تا در کمپ تیخوانای مکزیک مستقر شود. این جابهجایی چندمرحلهای، خود بازتابی از وضعیت غیرعادی و پیچیدهای است که به تیم ملی تحمیل شده و تمرکز فنی آن را تحتالشعاع قرار میدهد.
وقوع این سلسله اتفاقات، بار دیگر این پرسش را برای افکار عمومی مطرح میکند که تا چه اندازه میتوان به ادعای تفکیک سیاست از ورزش در ساختارهای بینالمللی اعتماد کرد؟ هنگامی که میزبان یک رقابت جهانی، با اعمال محدودیتهای هدفمند، در عمل مسیر حضور کامل یک تیم را مختل میکند، نقش نظارتی فیفا و ضمانت اجرایی تعهدات آن نیز زیر سؤال میرود. اگر قرار باشد ملاحظات غیرورزشی بر اصول حرفهای ورزش سایه بیفکند، اعتبار رقابتهایی چون جام جهانی نیز بهطور جدی آسیب خواهد دید.

