درباره نقش هنرمندان در ایام جنگ و پساجنگ

راویان همدلی و بانیان انسجام اجتماعی

مهدی شفیعی، معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌و‌گو با ایرنا حضور هنرمندان در صحنه و کنار مردم در ایام جنگ تحمیلی و پس از آن را قابل تقدیر دانست و گفت: «باید تلاش کنیم شرایط را برای حضور همه هنرمندان با تمام سلایق فراهم کنیم.» واقعیت این است که در روزگارسخت جنگ، آنچه یک جامعه را از فروپاشی روانی و گسست اجتماعی نجات دهد؛ سرمایه‌ای نامرئی اما قدرتمند به نام «انسجام اجتماعی» است. این سرمایه زمانی شکل می‌گیرد که افراد جامعه با وجود تفاوت در دیدگاه‌ها، سلایق و سبک زندگی، خود را بخشی از یک سرنوشت مشترک بدانند. در این میان هنرمندان همواره از مهم‌ترین کنشگران اجتماعی بوده‌اند که می‌توانند در تقویت این حس مشترک نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند.
تجربه روزهای جنگ تحمیلی و پس از آن بار دیگر نشان داد که هنر و هنرمند از متن جامعه جدا نیستند. بسیاری از هنرمندان در این دوران، هر یک به شیوه‌ای در کنار مردم ایستادند؛ برخی با خلق آثار هنری، برخی با حضور در رسانه‌ها و برخی دیگر با همراهی مستقیم در رویدادهای فرهنگی و اجتماعی. این حضور تنها یک فعالیت حرفه‌ای نبود، بلکه نوعی مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شد که به تقویت روحیه عمومی و ایجاد احساس همدلی کمک کرد.
 هنر از معدود زبان‌هایی است که می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی، اجتماعی و حتی نسلی عمل کند. یک نمایش، یک قطعه موسیقی، یک فیلم یا یک اثر تجسمی می‌تواند احساسات مشترک را زنده کند و انسان‌ها را حول مفاهیم بنیادینی چون وطن، امید، ایثار، همدلی و آینده‌ای بهتر گرد هم آورد. از همین رو، در دوره‌های خاص، نقش هنر تنها سرگرمی نیست؛ بلکه بسترسازی برای گفت‌وگو، آرامش روانی و بازسازی سرمایه اجتماعی است.
 آنچه در هفته‌ها و ماه‌های پس از جنگ در سالن‌های تئاتر، کنسرت‌ها و رویدادهای هنری مشاهده شد، گواه همین واقعیت است. استقبال گسترده مردم از برنامه‌های هنری نشان داد که جامعه بیش از هر زمان دیگری به فضاهایی برای ارتباط، همدلی و تجربه احساسات مشترک نیاز دارد. هنر توانست به محلی برای بازگشت امید و بازسازی پیوندهای اجتماعی تبدیل شود؛ پیوندهایی که در این شرایط ممکن است آسیب ببینند اما از طریق فعالیت‌های فرهنگی و هنری دوباره تقویت می‌شوند.
 نکته مهم دیگر، ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت همه هنرمندان با هر سلیقه و نگرش است. انسجام اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که همه صداها فرصت شنیده شدن داشته باشند و همه ظرفیت‌های فرهنگی کشور در خدمت منافع ملی قرار گیرند. جامعه‌ای که بتواند از تنوع دیدگاه‌ها در چارچوب احترام متقابل بهره ببرد، در برابر چالش‌ها مقاوم‌تر خواهد بود. هنرمندان نیز به دلیل ارتباط مستقیم با افکار عمومی، می‌توانند نقش مهمی در ایجاد این فضای گفت‌وگو و همزیستی ایفا کنند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف جایگاه هنر در توسعه اجتماعی هستیم. حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و هنری نباید صرفاً به عنوان حمایت از یک بخش اقتصادی یا صنفی دیده شود؛ بلکه باید آن را سرمایه‌گذاری برای تقویت سرمایه اجتماعی کشور دانست. هر نمایش موفق، هر فیلم تأثیرگذار و هر اثر هنری که بتواند مردم را به گفت‌وگو و همدلی دعوت کند، در واقع گامی در جهت افزایش تاب‌آوری اجتماعی و تقویت وحدت ملی است.
هنرمندان در بزنگاه‌های تاریخی بارها نشان داده‌اند که در کنار مردم هستند. اکنون نیز حفظ و تقویت این پیوند میان هنر و جامعه می‌تواند به شکل‌گیری آینده‌ای امیدوارکننده‌تر کمک کند؛ آینده‌ای که در آن انسجام اجتماعی نه یک شعار، بلکه یک واقعیت ملموس و پایدار باشد.