در حافظه موقت ذخیره شد...
اجاره آدمکش برای انتقام خون برادر
به گزارش «ایران»، خرداد سال 1403 گزارش درگیری مسلحانه و مرگبار در غرب تهران به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران و بررسیهای اولیه مشخص شد درگیری میان سرنشینان دو خودروی کادیلاک و بنز رخ داده و در جریان آن دو نفر از سرنشینان خودروی بنز به نامهای ارسلان و کیومرث با شلیک گلولههای متعدد در داخل خودرو جان باختند و راننده به نام بهرام نیز به شدت مجروح شده است. در ادامه پلیس با بررسی دوربینهای مداربسته یکی از سرنشینان خودروی کادیلاک به نام مهیار را که از سابقهداران بود، شناسایی و دستگیر کرد.
اعتراف به قتل به قصد انتقام
مهیار در بازجوییهای اولیه به قتل ارسلان و کیومرث با همدستی دو نفر دیگر که از سرنشینان خودروی کادیلاک بودند اعتراف کرد و گفت: «دو سال قبل ارسلان و کیومرث و بهرام، در قتل برادر یکی از دوستان نزدیکمان به نام خسرو دست داشتند که پرونده آن هنوز مفتوح است. با اینکه متهم اصلی دستگیر شده بود اما خسرو در این دو سال خیلی تلاش کرد تا همدستان او را پیدا کند. چند ساعت قبل از درگیری یکی از دوستانمان از داخل یک مجلس عروسی عکسی را برای خسرو فرستاد که نشان میداد متهمان در عروسی هستند و همان موقع خسرو از ما خواست تا برای تسویه حساب به سراغ آنها برویم.» پس از این اعترافات، فریبرز و شاهین و تیمور هم دستگیر شدند. اما تیمور مدعی شد عکس را به قصد نشان دادن مجلس عروسی برای خسرو ارسال کرده بود و نقشی در جنایت نداشته است. در ادامه خسرو نیز دستگیر اما کاملاً منکر ماجرا شد. به این ترتیب تیمور با قرار وثیقه آزاد شد و برای مهیار، فریبرز، خسرو و شاهین کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اما چند هفته مانده به برگزاری جلسه رسیدگی مهیار در زندان به مرگ طبیعی فوت کرد.
در دادگاه چه گذشت؟
در آغاز جلسه اولیای دم دو مقتول درخواست قصاص کردند. سپس فریبرز به جایگاه رفت و گفت: «ما با آن 3 نفر اختلاف داشتیم اما قصد ما کشتن آنها نبود و فقط میخواستیم آنها را ادب کنیم.» شاهین هم گفت: «روز حادثه 3 نفری به آنها شلیک میکردیم اما من هدفم شلیک به خودرو و لاستیک آن بود.»
در پایان هم خسرو به جایگاه رفت و با رد اتهامش گفت: «ما همگی رفیق هستیم من کسی را اجیر نکردهام و در ماجرای قتلها دست نداشتهام. درست است که دو سال قبل برادرم را به قتل رسانده بودند اما آن پرونده در حال رسیدگی است و متهم به قتل برادرم در زندان است.»
قاضی به خسرو گفت: «اما مهیار پیش از فوت و در مراحل بازجویی ادعا کرده بود که توسط شما اجیر شده بود.»
خسرو جواب داد: «نمیدانم چرا چنین موضوعی را مطرح کرده بود اما من هیچ نقشی در این ماجرا نداشتم.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

