دو خواهر یک ماه در انباری حبس بودند

نجات «نارین» و «آیلین» از خانه وحشت

گروه حوادث: دو خواهر سنندجی که زیر شکنجه‌های پدر و نامادری به یک قدمی مرگ رسیده بودند با کمک همسایه‌ها، پلیس، بهزیستی و اورژانس اجتماعی از خانه جهنمی نجات یافتند و بزودی حضانت آنها به مادرشان سپرده خواهد شد.
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، چهارشنبه هفته قبل همسایه‌های یک خانه ویلایی در روستای حاجی‌آباد سنندج وقتی برای چندمین بار صدای فریادهای کمک‌خواهی دو دختر همسایه را شنیدند با پلیس 110 تماس گرفتند و درخواست کمک کردند. یکی از همسایه‌ها گفت: «مدتی است که از خانه همسایه‌مان صدای گریه‌های دو دختر شنیده می‌شود، این بچه‌ها نامادری دارند و فکر می‌کنم بچه‌ها را آزار می‌دهند.» 
پس از این تماس، دقایقی بعد مأموران پلیس و اورژانس اجتماعی به محل رفته و چون کسی در خانه را باز نکرد با داشتن دستور قضایی برای ورود به خانه با کمک همسایه‌ها و گذاشتن نردبان از دیوار بالا رفتند اما وقتی وارد حیاط خانه شدند با دیدن بچه‌ها داخل یک انباری متروکه کنار حیاط با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو شدند. دو خواهر 7 و 15 ساله در حالی که از شدت شکنجه، ضرب و جرح و گرسنگی در یک قدمی مرگ بودند بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند.
یکی از همسایه‌ها درباره این حادثه به «ایران» گفت: «در این خانه مردی کارمند با همسر دومش زندگی می‌کند. او حدود سه سال قبل همسر اولش را طلاق داده بود و دو دخترش به نام‌های نارین و آیلین را پیش خودش نگه داشت. او مدتی بعد با زنی ازدواج کرد که از شوهر اولش دو بچه داشت. بعد هم همسرش باردار شد و یک بچه دیگر به دنیا آورد که الان یک سال و نیمه است. از حدود یکی دو ماه قبل ما مدام صدای گریه و جیغ و فریاد نارین و آیلین را می‌شنیدیم. چندبار به در خانه آنها رفتیم که علت را بپرسیم اما نامادری آنها ما را بیرون می‌کرد و جواب درستی نمی‌داد. وقتی موضوع را به مادر بچه‌ها گفتیم و از او خواستیم به بچه‌هایش کمک کند، چندبار به اینجا آمد اما راهش ندادند و نگذاشتند بچه‌هایش را ببیند. تا اینکه روز حادثه ظاهراً پدر و نامادری در خانه نبودند که شنیدیم بچه‌ها فریاد می‌زنند و درخواست کمک می‌‌کنند. بلافاصله با پلیس تماس گرفتیم و آنها هم برای کمک آمدند. بچه‌ها بشدت آسیب دیده‌اند. نارین که بزرگ‌تر است از چند ناحیه صورت و بدن شکستگی دارد و به علت غذا نخوردن بشدت لاغر شده و موهای سرش ریخته است و آیلین 7 ساله هم نمی‌توانست صحبت کند. نارین بیماری تیروئید دارد و ظاهراً داروهایش را به او نمی‌دادند. بچه‌ها از گرسنگی و تشنگی نای حرف زدن نداشتند.»

بررسی سلامت روانی پدر و نامادری
حسین رسولی مدیرکل بهزیستی استان کردستان نیز درباره این ماجرا به «ایران» گفت: «از آنجا که وقوع این حادثه شرایط بحرانی ایجاد و افکار عمومی را جریحه‌دار کرده است، بلافاصله اقدام‌های قانونی آغاز شد و رسیدگی به این پرونده در دستور کار قرار گرفت.
متأسفانه وضعیت جسمی نارین 15 ساله بشدت وخیم بود که در بیمارستان کوثر سنندج بستری شده است و تحت درمان جسمی و روحی قرار دارد. آیلین نیز به بهزیستی سپرده شده است و تحت مراقبت قرار دارد. بنده به همراه استاندار و دادستان به بیمارستان رفتیم و از نزدیک وضعیت او را جویا شدیم. به خاطر شدت ضعف، قدرت صحبت چندانی نداشت اما گفت که از چند ماه قبل پدر و نامادری آنها را کتک زده و شکنجه می‌کردند.» 
مدیرکل بهزیستی درباره وضعیت پدر و نامادری بچه‌ها نیز گفت: «در حال حاضر پدر بازداشت است و نامادری هم تحت نظر قراردارد و ما دستور داده‌ایم تا با توجه به رفتار عجیبی که با بچه‌ها داشته‌اند هر دو نفر از جنبه روحی و روانی مورد بررسی قرار بگیرند تا مشخص شود سلامت روانی و روحی دارند یا خیر.» 
رسولی درباره وضعیت نگهداری بچه‌ها گفت: «با توجه به اینکه مادر بچه‌ها بارها درخواست حضانت کرده ما صلاحیت وی را بررسی می‌کنیم و بچه‌ها را به مادرشان می‌سپاریم. البته استاندار کردستان نیز از محل وزارت راه و شهرسازی یک واحد آپارتمان در اختیار این مادر قرار داده تا با بچه‌هایش مادام‌العمر در آن زندگی کنند. دستور مبله کردن خانه هم صادر شده و مقدمات آن در حال انجام است و بهزیستی نیز پیگیر وضعیت بچه‌ها خواهد بود.» 

گفت‌و‌گو با مادر نارین و آیلین
مادر 34 ساله این دو کودک درباره این حادثه گفت: «من وقتی 19 ساله بودم با پدر بچه‌ها ازدواج کردم و بعد هم نارین و سپس آیلین به دنیا آمدند. وقتی دختر دومم 4 ساله بود متوجه شدم شوهرم با زن همسایه که خودش هم 2 بچه داشت، ارتباط پنهانی دارد. وقتی به او گفتم اخلاقش عوض شد و بعد هم کارمان به طلاق رسید. من همان موقع می‌خواستم بچه‌ها را بگیرم با اینکه به خانه پدرم برگشته بودم و شرایط مالی چندان خوبی نداشتم اما می‌خواستم بچه‌هایم با خودم باشند. چندبار هم شکایت کردم اما به جایی نرسیدم. هربار به شوهر سابقم می‌گفتم بچه‌ها را به من بده می‌گفت شکایت تو به جایی نمی‌رسد چون من خودم قانون هستم.» 
زن جوان در ادامه گفت: «حتی یک بار دختر بزرگم صدایی برایم فرستاد که می‌گفت پدر و نامادری‌اش او را شکنجه می‌کنند. من هم همان صدا را به دادگاه بردم و قاضی هم دستور احضار آنها را صادر کرد اما وقتی پدر و نامادری به دادگاه آمدند چون بچه‌ها را تهدید کرده بودند، بچه‌ها در دادگاه منکر شدند و گفتند که می‌خواهند با پدرشان زندگی کنند و از زندگی با او راضی هستند. اما بعد از آن وضعیت بچه‌ها بدتر شد.» 
وی با بیان اینکه از شوهر سابقش و همسر او شکایت کرده است، گفت: «هر دو باید به سزای عملشان برسند و به هیچ وجه رضایت نمی‌دهم.»

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و یک
 - شماره نه هزار و چهل و یک - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵