در حافظه موقت ذخیره شد...
ایدئولوژی و سیاست: مناظره بر سر هویت
رهبران کمیته اتحاد و ترقی به مفهوم عثمانیت پایبند بودند. همانند ترکهای جوان چهل سال پیش، آنها معتقد بودند بهترین راه احیای نشاط امپراطوری، از طریق حکومت قانون اساسی است که قدرت سلطنت را محدود کرده و حقوق غیرمسلمانان را با ادغام آنان در چارچوب عثمانیت تضمین کند. یکی از اولین اقدامات دولت پس از خلع عبدالحمید، لغو سیستم ملتها (ملیت) بود که تعهد آنها به عثمانیت و حفظ تمامی سرزمینهای عثمانی را نشان میداد.
با این حال، نمیتوانست از بنیان اسلامی که مشروعیت امپراطوری برای قرنها بر آن استوار بود، چشمپوشی کند. بنابراین کمیته اتحاد و ترقی همچنان بر نقش سلطان بهعنوان خلیفه تأکید میکرد و از نمادهای اسلامی برای تقویت ادعاهای مشروعیت خود بهره میبرد.
پس از بازگرداندن قانون اساسی در سال ۱۹۰۸، امپراطوری عثمانی با موجی از چالشهای سرزمینی مواجه شد: بلغارستان استقلال نهایی خود را اعلام کرد، اتریش استان بوسنی را الحاق کرد و کرت به یونان پیوست. در اکتبر ۱۹۱۱، حمله ایتالیا به طرابلس در شمال آفریقا، تحقیر تازهای برای عثمانیها به همراه داشت. دولت عثمانی نیروهایی برای حمایت از مقاومت سنوسیها فرستاد، اما بحرانهای متعدد مانع واکنش جدی شد و در نهایت، طرابلس و جزایر دودکانس مانند رودس به ایتالیا واگذار شدند. همزمان، عثمانیها در اروپا نیز شکستهای ویرانگری متحمل شدند: آلبانی استقلال یافت و ائتلافی از بلغارستان، صربستان، یونان و مونتهنگرو بیشتر مناطق اروپایی عثمانی را تصرف کرد. با اینکه عثمانیها توانستند بخشهایی از تراکیه را در بهار ۱۹۱۳ بازپس گیرند، این پیروزی کوچک نتوانست جبران حجم عظیم سرزمینهای از دست رفته باشد؛ اروپای عثمانی از حدود ۱۶۹,۹۱۰ کیلومتر مربع با جمعیت ۶.۱ میلیون نفر به تنها ۲۸,۲۹۳ کیلومتر مربع و جمعیت ۱.۹ میلیون نفر کاهش یافت. این شکستها، علاوه بر تحقیر نظامی، فشار شدیدی بر کمیته اتحاد و ترقی وارد کرد، چرا که رهبران آن متعهد به حفظ امپراطوری بودند اما شاهد فروپاشی سرزمینهایی بودند که اساس دولت غازی بر آنها بنا شده بود. شکست ارتش عثمانی در برابر ارتشهای کوچکتر و مردمی که زمانی تابع آن بودند، بر شدت تحقیر افزوده بود.

