جنگی فراتر از میدان نبرد
دکتر سیدجواد میری
جامعهشناس
ایران بدون مرز مشترک با دو رقیب اصلی خود، درگیر منازعهای شده که ساختاری چندلایه دارد و پاسخ به آن نیز جز با درک همین پیچیدگی ممکن نیست.
ایران که با هیچیک از همسایگان خاکی و آبی خود درگیر جنگ نیست، چگونه اکنون با دو بازیگرانی وارد تقابل شده که هزاران کیلومتر از آن فاصله دارند؟ پاسخ این پرسش را باید در فراتر رفتن از تعریف متعارف «کشور» جست. چرا که آمریکا و اسرائیل را نمیتوان با منطق «مرزهای تثبیتشده» فهمید.
این دو بازیگر با منطق «جبهه» عمل میکنند، نه کشور. یعنی به جای تعیین حدود پایدار، پیوسته جبهههای تازهای تعریف و تولید میکنند. اسرائیل از زمان تأسیس خود نمونه بارز این وضعیت است؛ مرزهایش هرگز تثبیت نشده، اما جبهههای درگیریاش از مصر و اردن تا امروز به یمن، عراق، سوریه و ایران گسترش یافته و حتی از ترکیه، پاکستان و عربستان نیز به عنوان جبهههای احتمالی بعدی یاد میشود. آمریکا نیز در مقیاسی بزرگتر همین الگو را دنبال میکند؛ تصاحب فضا، تبدیل آن به پایگاه، گشودن جبهه و گسترش سلطه.
اما باید هوشیار باشیم که جنگ به ساحت صرفاً نظامی تقلیل نیابد. هرچند مقاومت مسلحانه، پاسخ موشکی و حضور اجتماعی ضروری و ارجمند است، اما برای مقابله با پدیدهای چندوجهی و پیچیده جنگ امروز ما، کافی نیست. دشمنی که با «منطق جبهه» و «تولید مستمر رویارویی» عمل میکند، در سطوح دیگری نیز جنگ را پیش میبرد. غفلت از این سطوح- حتی در اوج فداکاری- میتواند دستاوردهای میدانی را به نتیجه پایدار نرساند.

