ادگارمورن، نظریه‌پرداز برجسته فرانسوی، در سن ۱۰۴ سالگی درگذشت

فیلسوف «فهم‌های پیچیده»

ادگار مورن، فیلسوف، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز برجسته فرانسوی در ۱۰۴ سالگی درگذشت؛ متفکری که «اندیشه پیچیده» را به یکی از مهم‌ترین مفاهیم فهم جهان معاصر بدل کرد. ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی، در یادداشتی که به مناسبت درگذشت او نوشت، مورن را «غول فکری» و «شاید آخرین غول مکتب اندیشه فرانسوی» توصیف کرد: نسلی که از فوکو تا بوردیو، از دریدا تا لیوتار، از دوبوار تا مرلوپونتی را در خود جای داده است. فکوهی در یادداشتش با عنوان «وقتی یک غول می‌میرد» تأکید می‌کند که اهمیت مورن نه فقط در حجم عظیم آثار یا طول عمر فکری او، بلکه در «درهم‌شکستن مرزهای سنتی میان علوم‌انسانی، فلسفه و هنر» است و نشان داد که فهم جهان بدون پیوند میان روایت، تخیل و تحلیل ممکن نیست. فکوهی تأکید می‌کند: «مورن همواره در سوی درست تاریخ ایستاد؛ نه در کنار قدرت‌های مسلط، بلکه در کنار فرودستان و قربانیان ساختارهای سلطه. این موضع‌گیری، بویژه در سال‌های پایانی عمر او در نقد خشونت و سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطینیان، بسیار مورد توجه محافل فکری قرار گرفت.»

حمید معینی
مدرس و پژوهشگر فلسفه غرب

حضور مورن
در دانشگاه شهید بهشتی
ادگار مورن برای فضای فکری ایران نامی ناآشنا نیست. آثار او، بویژه نوشته‌هایش درباره «اندیشه پیچیده»، بحران مدرنیته و نسبت دانش و زندگی، طی دو دهه گذشته بارها به فارسی ترجمه شد و در دانشگاه‌ها و حلقه‌های فکری خوانده شده است. بسیاری از دانشجویان علوم‌اجتماعی، فلسفه و مطالعات فرهنگی در ایران او را از خلال همین ترجمه‌ها شناختند؛ متفکری که از مرزهای معمول رشته‌های دانشگاهی عبور می‌کند و در نقطه تلاقی فلسفه، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، سیاست و اخلاق می‌ایستد.
سفر ادگار مورن به ایران نیز در حافظه دانشگاهی کشور باقی مانده است. در اواسط دهه 80، در سفرش به تهران، در دانشگاه شهید بهشتی سخنرانی کرد؛ نشستی که با استقبال فراوان دانشجویان و استادان دانشگاه همراه شد. ناصر فکوهی که مترجم آن سخنرانی بود، بعدها نوشت شوقی که در این مرد سالخورده برای گفت‌وگو، برای آزادی، برای فرهنگ و برای آینده می‌دید، فراموش‌نشدنی بود. شاید همین تجربه مستقیم باعث شده که خبر درگذشت او در ایران نیز تنها یک خبر اندیشه‌ای تلقی نشود؛ بلکه برای بسیاری یادآور فقدان متفکری باشد که سال‌ها با اندیشه‌اش زیسته‌اند.
جهان را نمی‌توان
تکه‌تکه فهمید
مرگ برخی انسان‌ها پایان یک زندگی؛ اما مرگ برخی دیگر پایان یک حضور تاریخی است. بی‌شک ادگار مورن از این دسته دوم بود. با رفتن او فقط یک فیلسوف یا جامعه‌شناس از میان ما نرفت؛ بخشی از حافظه زنده قرن بیستم خاموش شد؛ حافظه‌ای که هنوز به آینده فکر می‌کرد.
مورن از واپسین متفکرانی بود که جهان را نه در قطعات جدا از هم، بلکه در کلیت زنده، متناقض و ناآرام آن می‌دید. او در روزگاری اندیشید که دانش بیش از هر زمان دیگری به حوزه‌های تخصصی تقسیم شده و هر رشته در قلمرو خود محصور شده است. او درست در برابر همین روند ایستاد و اصرار کرد که واقعیت را نمی‌توان با تکه‌تکه کردن فهمید. این ایده بعدها در مهم‌ترین مفهوم نظری او یعنی «تفکر پیچیده» صورت‌بندی شد.

فلسفه‌ای برای زمانه بحران
مراد مورن از «پیچیدگی» دشوارنویسی یا ابهام نظری نبود. پیچیدگی برای او نام جهان بود؛ جهانی که در آن پدیده‌ها در شبکه‌ای از روابط متقابل شکل می‌گیرند؛ جهانی که در آن علت و معلول، نظم و آشوب، پیشرفت و بحران، فرد و جامعه، زندگی و مرگ در پیوندی دائمی با یکدیگر حضور دارند. او معتقد بود اندیشه مدرن بیش از اندازه میل به ساده‌سازی دارد. ما برای فهمیدن، جهان را قطعه‌قطعه می‌کنیم؛ سیاست را از فرهنگ جدا می‌کنیم، علم را از اخلاق، اقتصاد را از زیست‌بوم و انسان را از طبیعت؛ اما واقعیت بیرونی از این تقسیم‌بندی‌ها تبعیت نمی‌کند.
به همین دلیل است که اندیشه مورن امروز ضروری‌ به نظر می‌رسد؛ زیرا ما اکنون دقیقاً در دل جهانی زندگی می‌کنیم که پیچیدگی، سرنوشت روزمره آن شده است.
متفکر گره‌های جهان معاصر
جنگ‌هایی که فقط نظامی نیستند و هم‌زمان رسانه‌ای، اقتصادی و هویتی‌اند؛ بحران اقلیمی که دیگر مسأله‌ای صرفاً محیط‌زیستی نیست؛ هوش مصنوعی که هم‌زمان امکان و اضطراب تازه می‌آفریند؛ مهاجرت، تنهایی انسان شبکه‌ای، فرسایش دموکراسی و بحران معنا؛ هیچ‌کدام از این مسائل را نمی‌توان در مرزهای محدود یک رشته خوانش و فهم کرد. زمانه ما، زمانه گره‌هاست؛
و ادگار مورن متفکر گره‌ها بود.
فضیلت او در این نبود که برای جهان نسخه‌ای قطعی بنویسد. اهمیتش در این بود که به ما آموخت چگونه با جهانی روبه‌رو شویم که پاسخ‌های ساده برایش کافی نیست. او اندیشیدن را نه ساده کردن واقعیت، بلکه تاب‌آوردن پیچیدگی آن می‌دانست؛ اینکه بتوان همزمان چند حقیقت متعارض را کنار هم نگه داشت، بی‌آن‌که یکی را قربانی دیگری کرد.

 

بــــرش

«اخلاق اندیشیدن»
میراث مورن برای جهان امروز

میراث مورن فقط یک دستگاه نظری نیست؛ نوعی «اخلاق اندیشیدن» است؛ اخلاقی مبتنی بر تردید، گفت‌وگو، خودانتقادی و پذیرش ناتمام بودن فهم انسانی. او به ما یادآوری کرد که دانایی اگر از فروتنی جدا شود، خطرناک می‌شود؛ و فهم جهان اگر نتواند تناقض را تحمل کند، ناگزیر به حذف دیگری می‌رسد. «تفکر پیچیده» پیش از آن‌که نظریه‌ای معرفت‌شناختی باشد، مقاومتی است در برابر ساده‌سازی جهان. ادگار مورن به نسلی تعلق داشت که روشنفکر را شاهد زمانه می‌خواست، نه صرفاً مفسر آن. او قرن را زندگی کرد؛ جنگ را دید، مقاومت را تجربه کرد، سیاست را آزمود و تا واپسین سال‌های عمرش نسبت خود را با «اکنون» قطع نکرد.
همان‌طور که ناصر فکوهی در یادداشتی که به مناسبت درگذشت او نوشته، خاموشی چنین متفکری پایان اندیشه او نیست. مورن از آن متفکرانی است که غیاب‌شان آغاز خوانده شدن دوباره‌شان است. گویی بعضی اندیشه‌ها درست از لحظه فقدان، با صدایی بلندتر به زمانه بازمی‌گردند. بازخوانی آثار و افکار مورن، بازگشت به امکانی دیگر برای اندیشیدن است؛ امکانی برای اینکه جهان را ساده نکنیم؛ بلکه پیچیدگی‌اش را بفهمیم، تناقض‌اش را تاب بیاوریم، و در دل همین آشوب، امکان زیستن را فراهم کنیم.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و نه
 - شماره نه هزار و سی و نه - ۱۲ خرداد ۱۴۰۵