آیا بازدارندگی پارس جنوبی پالایشگاه حیفاست؟
محمد محسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
عنوان این یادداشت از مطلبهای ستون بدون روتوش، یک مصداق از یک سؤال کلیتر در خصوص بازدارندگی در مقابل رژیم صهیونیستی است. اکنون بحث حول بازدارندگی در مقابل اسرائیل و در کلانتر در مقابل آمریکا جزو موضوعات چالشی و پربحث در فضای علمی و رسانهای داخل کشور است. موضوعی که نگرش و موضوعات زیادی حول آن مطرح است و شاید شروع بحث و سؤال اصلی اینجا باشد که اساساً دلیل تقابل و رسیدن جنگ ایران و آمریکا به مرحله نظامی مستقیم، ناشی از ضعیف شدن ایران نسبت به دو سه دهه گذشته است؟ یا ناشی از تداوم و پیشرفت مسیر مقاومت، انباشت قدرت و رسیدن ایران به مرز بدون توقف قدرت یا همان به زعم صهیونیستها نقطه مهارناپذیری است؟ به طور مثال ترور و شهادت سردار سلیمانی ناشی از برآورد ضعف از سوی تهران بود یا واکنشی به عدم توانایی آمریکاییها در متوقف کردن پروژه منطقهای ایران و شکست در بازتعریف نظم منطقهای مورد نظرشان؟
اکنون قصد ورود به این مسأله پیچیده را نداریم. اما با دنبال کردن پاسخ به این سؤال که «آیا مقابله به مثل در مورد هدف قرارگرفتن زیرساختهای اقتصادی ایران که بواسطه جنس اقتصاد زیرساختها انرژی پایه و کالاپایه است؛ هدف قرار دادن پتروشیمیها، کارخانهها و مراکز تولیدی برق و آب رژیم صهیونیستی است؟» شاید بتوان یکی از مؤلفههای بازداندگی را پیدا کرد.
«اسرائیل وایمان»، تحلیلگر صهیونیستی روزنامه یدیعوت آحارونت در مطلبی به چالش فرار مدیران و کارکنان حوزه فناوری میپردازد. او در مطلبش مسأله مهمی را اشاره میکند که واقعیت اقتصاد اسرائیل را نشان میدهد. او میگوید صادرات فناوری پیشرفته در سال 2025 به ۸۵ میلیارد دلار رسید که ۵۸ درصد از کل صادرات اسرائیل را تشکیل میدهد. این عدد در کنار دیگر حوزههای خدماتی موجب میشود که سهم فناوری در صادرات اسرائیل به 72 درصد برسد. ابتدا ما باید این مسأله را بدانیم که اقتصاد داخلی اسرائیل تا حدود 70 درصد برپایه خدمات و فناوری است؛ درعین حال این بخش بزرگترین بخش صادرات اسرائیل هم هست. در حقیقت اگر بخش صادرات نظامی و تسلیحات را حذف کنیم، بخش زیادی از اقتصاد صادراتی اسرائیل، برپایه خدمات فناوری پیشرفته متمرکز خواهد بود.
لذا کاهش امنیت سرمایهگذاری و فرصت توسعه فناوری پیشرفته میتواند بزرگترین ضربه به اقتصاد اسرائیل در کوتاه و طولانی مدت باشد. براساس گزارش سال 2026 که توسط سازمان نوآوری منتشر شده از نگرانیها حول فرار مغزهای این حوزه سخن گفته شده است. طبق دادههای ماه مارس، تنها ۶۲ درصد از کارکنان شرکتهای خصوصی فناوری پیشرفته اسرائیلی در اسرائیل کار میکنند، در حالی که بقیه در ایالات متحده کار میکنند. اما آنچه بیشتر نگرانکننده است این است که مراکز مدیریتی و تصمیمگیری شروع به ترک اسرائیل کردهاند. تعداد کارمندان ارشد در اسرائیل حدود ۹.۶ درصد کاهش یافته است، در حالی که تعداد آنها در ایالات متحده افزایش یافته است. به عبارت دیگر، در حالی که تاکنون بیشتر جابهجاییها به خارج از سرزمینهای اشغالی محدود به کارکنان بازاریابی و فروش بود، زیرا مشتریان در آنجا مستقر هستند، اکنون شامل مدیران و توسعهدهندگان نیز میشود. در عین حال، شرکتهای فناوری پیشرفته اسرائیلی همچنان فعالیتهای تحقیق و توسعه خود را به خارج از اسرائیل، بویژه به اروپای شرقی و ایالات متحده، منتقل میکنند.
اسرائیل همچنان جایگاه خود را به عنوان یکی از قطبهای فناوری پیشرو در جهان حفظ کرده است. در سال ۲۰۲۵، با جذب نزدیک به ۱۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری، رتبه چهارم جهانی را در جذب سرمایه خطرپذیر و رتبه اول را در خارج از ایالات متحده کسب کرد.
این اتفاق یک خطر است؛ «درور بین»، مدیرعامل سازمان نوآوری میگوید: «بخش فناوری پیشرفته اسرائیل امروز بر سر دوراهی قرار دارد. از یک سو، اسرائیل همچنان به تولید شرکتهای پیشرو، جذب سرمایهگذاری و حفظ جایگاه پیشرو در چشمانداز فناوری جهانی ادامه میدهد. از سوی دیگر، برخی از فعالیتها، نیروی کار و سرمایه از اسرائیل خارج میشوند. این روند ممکن است به طور ناگهانی ظاهر نشود، اما با گذشت زمان میتواند مزیت نسبی را که اسرائیل جایگاه خود را به عنوان یک پیشرو در زمینه استارتآپ بر اساس آن بنا نهاده است، تضعیف کند.»
لذا بخش فناوری و «هایتک» اسرائیل، با اقداماتی هدفمند بالاخص در حوزه جنگهای خاکستری در دوران حتی توقف جنگ، میتواند به یک پاشنه آشیل و نقطه ضربهپذیری اسرائیل تبدیل شود؛ شاید بازدارندگی در مقابل پالایشگاه و مراکز انرژی در ایران، اخلال در ثبات و فرصت سرمایهگذاری و تداوم حوزه فناوری است.

