پیامدهای ژئوپلتیک تحولات لبنان
کارشناس مسائل غرب آسیا
آنچه امروز در جنوب لبنان در حال وقوع است، بخشی از یک راهبرد وسیعتر از سوی رژیم صهیونیستی است که هدف آن، هم تغییر موازنه میدانی و هم تحمیل شرایط جدید ژئوپلتیکی بر لبنان و کل منطقه است.
علیرغم پابرجا بودن آتشبس شکننده بین ایران و آمریکا و قرارگرفتن لبنان در شمول توافق این آتشبس، صهیونیستها طی 50 روز گذشته عملاً بارها آتشبس را نقض کردهاند. در این میان رفتارشناسی اسرائیل در جنوب لبنان نشان میدهد که این رژیم همچنان بر سیاست تثبیت سلطه از طریق فشار نظامی، تخریب زیرساختهای زیستی، ناامنسازی محیط زندگی و محروم کردن مردم از امکان حضور طبیعی در خانه، مزرعه و محل کار اصرار دارد. نتیجه طبیعی چنین روندی، تخلیه تدریجی روستاها و شهرها و فراهم شدن زمینه برای تثبیت اشغال است.
به بیان دیگر، مسأله کنونی فقط یک نقض آتشبس در چارچوب رویارویی نظامی نیست؛ بلکه اقدام برای تغییر بافت انسانی و جغرافیایی مناطق مرزی و مسلط شدن بر ارتفاعات، منابع آبی و نقاط راهبردی است. آنچه امروز در جنوب لبنان دیده میشود، صرفاً یک واکنش امنیتی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه تثبیت نفوذ و کنترل بر جغرافیای حساس لبنان است.
در این بین اگر حاکمیت لبنان نتواند در برابر این روند، اقدام مؤثر، روشن و بازدارندهای از خود نشان دهد، طبیعی است که نیروهای مقاومت لبنان خود را ناگزیر از واکنش بدانند.
از منظر جمهوری اسلامی ایران هم، لبنان صرفاً یک موضوع جداافتاده و منفک از معادلات کلان منطقه نیست. امنیت لبنان، ثبات سوریه، وضعیت فلسطین، امنیت خلیج فارس و حتی روندهای مرتبط با گفتوگوهای غیرمستقیم منطقهای، همگی به یکدیگر پیوند خوردهاند. به همین دلیل، ایران همواره کوشیده است در هرگونه بحث پیرامون کاهش تنش یا آتشبس در منطقه، پرونده لبنان را نیز به عنوان یک مؤلفه مهم مورد توجه قرار دهد. واقعیت این است که نمیتوان از آرامسازی منطقه سخن گفت، اما تجاوزات مستمر اسرائیل در لبنان را نادیده گرفت.
نکته مهم دیگر آن است که اسرائیل در مقطع کنونی، بیش از آنکه در پی ورود مستقیم به یک جنگ فراگیر با ایران باشد، به دنبال آن است که آمریکا را به درگیری گستردهتری در منطقه بکشاند. اسرائیل بهخوبی میداند که در یک مواجهه مستقیم و بدون پشتوانه عملی آمریکا، با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود. از اینرو، راهبرد مطلوب تلآویو آن است که از مسیر بحرانسازی، تشدید تنش و گسترش دامنه درگیری، شرایطی پدید آورد که واشنگتن ناگزیر به مداخلهای پرهزینهتر شود.
با این حال، ملاحظات آمریکا نیز پیچیدهتر از آن است که بهسادگی در خدمت این راهبرد قرار گیرد. آمریکا امروز با مجموعهای از تنگناهای همزمان مواجه است؛ از یکسو نیازمند آن است که در برخی پروندههای منطقهای از جمله در ارتباط با ایران، به نوعی دستاورد سیاسی برسد و از سوی دیگر، توان تحمل یک بحران وسیع جدید در بازار انرژی، زنجیره تأمین و امنیت آبراههای راهبردی را ندارد. مسأله تنگه هرمز نیز در این میان از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا هرگونه بیثباتی در این گذرگاه، بلافاصله آثار خود را بر اقتصاد جهانی و محاسبات امنیتی آمریکا و متحدانش خواهد گذاشت.
افزون بر این، طولانی شدن حضور نظامی آمریکا در پیرامون منطقه، بدون دستاورد روشن و قطعی، برای واشنگتن هزینهساز است. آمریکا بهخوبی میداند که ورود به یک درگیری وسیع جدید، نهتنها نتیجه سریعی به همراه نخواهد داشت، بلکه ممکن است آن را درگیر فرسایشی دیگر کند؛ فرسایشی که نه افکار عمومی آمریکا آمادگی آن را دارد و نه بسیاری از متحدانش تمایل دارند بار آن را بر دوش بکشند. همین ملاحظات سبب شده است که واشنگتن، علیرغم حمایت سیاسی و نظامی از اسرائیل، در ورود مستقیم به یک تقابل فراگیر با ایران با احتیاط رفتار کند.
بر این اساس، میتوان گفت که محاسبه فعلی اسرائیل بیشتر بر دو محور استوار است: اول، تثبیت دستاوردهای میدانی در جنوب لبنان و کنترل بر برخی نقاط ژئوپلتیکی و منابع حیاتی؛ دوم، حفظ انسجام داخلی در ساختار سیاسی اسرائیل و تداوم موقعیت جریانهای افراطی حاکم؛ در چنین وضعیتی هرگونه سستی در برابر این روند میتواند به گسترش دامنه بحران منجر شود.
از این رو، ضرورت دارد که هم در لبنان و هم در سطح منطقه، این تحولات با دقت و واقعبینی دنبال شود. لبنان امروز فقط با یک تهدید مقطعی مواجه نیست، بلکه با پروژهای روبهروست که در صورت بیپاسخ ماندن، میتواند به تغییرات پایدار در جغرافیای امنیتی آن منجر شود. در برابر چنین روندی، هم ایستادگی مردم لبنان و نیروهای مقاومت اهمیت دارد و هم پشتیبانی سیاسی و دیپلماتیک بازیگران منطقهای از جمله ایران و یمن مهم است. همزمان، هرگونه ابتکار برای کاهش تنش نیز زمانی معنا پیدا میکند که با توقف واقعی تجاوزات اسرائیل همراه باشد، نه آنکه آتشبس صرفاً در سطح الفاظ باقی بماند و در میدان، واقعیتی دیگر جریان داشته باشد.

