مصطفی هاشمیطبا در گفتوگو با «ایران»:
تغییر الگوی مصرف، ضرورت ساختاری است
مصطفی هاشمیطبا، از مدیران با سابقه و تحلیلگر سیاسی معتقد است دولت چهاردهم از زمان روی کار آمدن، با مجموعهای از بحرانها و مشکلات پیچیده و انباشته دستوپنجه نرم کرده است. مسائلی که بخشی از آنها محصول شرایط سالهای گذشته، تحولات منطقهای و فشارهای اقتصادی مزمن بوده و همچنان نیز ادامه دارد. به باور او، از ناترازیهای اقتصادی و مشکلات معیشتی گرفته تا چالشهای سیاست خارجی، جنگ، بحران انرژی، کسری بودجه و مطالبات فزاینده اجتماعی، همگی شرایطی را رقم زدهاند که مدیریت کشور را دشوارتر از همیشه کرده است. او میگوید در این میان، دولت تلاش کرده با کنترل نسبی بازارها، پیگیری دیپلماسی منطقهای و اتخاذ برخی سیاستهای حمایتی، از شدت بحرانها بکاهد و ثبات نسبی را حفظ کند. هرچند بسیاری از مشکلات موجود، مستقیماً محصول عملکرد این دولت نیست و ریشه در ساختارها و تصمیمات سالهای قبل دارد.
با این حال، به اعتقاد هاشمیطبا، افکار عمومی معمولاً دولت مستقر را مسئول مستقیم وضعیت جاری میداند و همین مسأله فشار مضاعفی بر تیم اجرایی وارد میکند. او تأکید دارد اکنون که کشور همچنان درگیر مجموعهای از چالشهای اقتصادی و مدیریتی است، علاوه بر تداوم مدیریت بحران، نیاز به تصمیمهای شجاعانه و اصلاحات جدی بیش از گذشته احساس میشود.
معاون رئیسجمهور در دولت هفتم در گفتوگو با «ایران» در کنار این مسائل، چند پیشنهاد برای دولت مطرح میکند. به اعتقاد او، موضوع اصلی در کشور نبود تعادل میان داشتهها و نحوه مصرف آنهاست. او میگوید صرفهجویی به این معنا نیست که مردم در سختترین شرایط ممکن زندگی کنند، بلکه به این معناست که از منابع موجود بهگونهای استفاده شود که ظرفیت اقتصادی کشور افزایش پیدا کند. از نگاه او، نباید هرچه در اختیار کشور است مصرف شود، بلکه باید کمتر از میزان منابع موجود مصرف کرده و بخشی از آن برای توسعه و آینده حفظ شود. با این حال، به باور وی، سالهاست که کشور گرفتار الگوی مصرف بیرویه شده است.
او نمونه روشن این وضعیت را بحران بنزین و ترافیک میداند. هاشمیطبا معتقد است در شرایطی که کشور با کمبود سوخت روبهروست، همچنان ترافیکهای سنگین و مصرف افسارگسیخته ادامه دارد.
هاشمیطبا تأکید میکند سالها به حملونقل عمومی کمتوجهی شده و در مقابل، بیشترین حمایت از خودروی شخصی صورت گرفته است. به اعتقاد او، نتیجه چنین سیاستی، افزایش مصرف سوخت، تشدید ترافیک و وابستگی روزافزون مردم به اتومبیل شخصی بوده است. او میگوید اگر مترو، اتوبوس و ناوگان عمومی توسعه پیدا میکرد، امروز کشور تا این اندازه درگیر بحران سوخت و اتلاف انرژی نبود. به باور وی، متروها با کمبود قطار مواجهاند، ناوگان اتوبوسرانی بعضاً فرسوده است و دولت هم برای جبران سیاستگذاریهای نادرست گذشته بودجه کافی ندارد.
او این وضعیت را محدود به مسأله بنزین نمیداند و معتقد است در موضوع قاچاق نیز باید کنترل مؤثری وجود داشته باشد. هاشمیطبا میگوید هر سال اعلام میشود که ورود و خروج کالا باید کنترل شود اما واقعیت این است که قاچاق از مرزهای مختلف کشور ادامه دارد. او تأکید میکند منظورش این نیست که کشور نباید واردات داشته باشد، بلکه مسأله این است که واردات باید رسمی، شفاف و قابل کنترل باشد.
او همچنین به تناقض موجود در برخی سیاستگذاریهای کشور اشاره میکند و معتقد است در عرصه سیاست خارجی، جمهوری اسلامی در برابر آمریکا، صهیونیسم و قدرتهای سلطهگر مواضعی انقلابی و مقاومتی دارد، اما در داخل کشور، سیاستهای اقتصادی متناسب با این رویکرد مقاومتی نیست. به باور هاشمیطبا، این دو رویکرد با یکدیگر سازگار نیستند. او میگوید نمیتوان از یک سو شعار مقاومت و استقلال داد و از سوی دیگر، الگوی مصرف و سبک زندگی مبتنی بر مصرفگرایی را در کشور گسترش داد. از نگاه وی، جامعهای که بر مصرفگرایی، تجمل و وابستگی اقتصادی استوار شود، در نهایت توان مقاومت واقعی را از دست میدهد. به گفته وی مواضع و تاکیدات مستمر رئیس جمهوری برای اصلاح الگوی مصرف ناظر بر رفع و اصلاح چنین وضعیتی است.
فرهنگ مقاومت باید در همه عرصهها جاری و ساری باشد
هاشمیطبا معتقد است اگر قرار است کشور مستقل و مقاوم باقی بماند، این مقاومت فقط به حوزه نظامی محدود نمیشود. او با تقدیر از تلاش نیروهای نظامی و دفاعی کشور، بویژه در حوزه موشکی و امنیتی، تأکید میکند مقاومت واقعی زمانی شکل میگیرد که در همه عرصهها، از اقتصاد و فرهنگ تا سبک زندگی و مصرف، نوعی انسجام و هماهنگی وجود داشته باشد. به گفته او، در شرایطی که کشور درگیر فشارهای خارجی و تحریم است، اسراف و مصرف بیرویه نوعی آسیب به توان ملی محسوب میشود و مردم باید با واقعیتها آشنا شوند و بدانند که اقتضای دوران فشار اقتصادی، تغییر رفتار و اصلاح برخی ساختارهاست.
هاشمیطبا راهحل را طراحی سیستمهای دقیق و عادلانه میداند و برای نمونه درباره وضعیت مصرف بنزین توضیح می دهد: باید سازوکاری ایجاد شود که هم مصرف را کنترل کند و هم فشار اصلی بر دوش اقشار ضعیف نیفتد. به گفته او، توسعه حملونقل عمومی باید به یک اولویت قطعی تبدیل شود و در مقابل، استفاده بیرویه از خودرو شخصی محدود شود. او تأکید میکند نمیتوان انتظار داشت مصرف سوخت کاهش یابد و همزمان همه سیاستها به نفع خودروهای شخصی باشد.
برش
استفاده مداوم از ظرفیت کارشناسان و نخبگان
هاشمی طباهمچنین بر اهمیت استفاده از کارشناسان و نخبگان تأکید دارد و میگوید بارها از سوی صاحبنظران، اقتصاددانان و متخصصان مختلف پیشنهادها، مقالهها و طرحهایی ارائه شده اما کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. به گفته هاشمیطبا، به خاطر این بیتوجهیها بخشی از نیروهای متخصص کشور یا منزوی میشوند یا مهاجرت را انتخاب میکنند. همچنان که آقای پزشکیان بارها تاکید کرده اند باید از توانمندی نخبگان فارغ از گرایش های سیاسی و جناحی آنان برای عبور از مشکلات استفاده کرد و همه ظرفیت های کشور را در این مسیر بسیج کرد. او معتقد است اگر هدفها روشن و مشخص باشند، روشها نیز قابل طراحی خواهند بود، اما وقتی اهداف دقیق تعریف نشده باشند، هر فرد و هر جریانی مسیر متفاوتی را در دورههای مختلف پیشنهاد میدهد و اجرا میکند و در نهایت زمان از دست میرود. به گفته وی، چهار سال و هشت سال سپری میشود اما کشور همچنان در همان مسیر سابق حرکت میکند.او تأکید میکند مسأله فقط اقتصاد یا مدیریت روزمره نیست، بلکه نوعی چالش در هماهنگی میان سیاستها وجود دارد. از نگاه هاشمیطبا، نمیتوان همزمان مدعی مبارزه با سلطه خارجی بود و در داخل کشور، الگوهای مصرفی و اقتصادی وابسته به همان ساختار را ترویج کرد.در داخل کشور نیز باید انضباط، صرفهجویی، عدالت اقتصادی و مدیریت کارآمد وجود داشته باشد. در نهایت، هاشمیطبا تأکید اصلی خود را بر این موضوع میگذارد که کشور بیش از هر چیز نیازمند سیستم و برنامهریزیهای مشخص کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. سیاستها باید بهصورت شفاف طراحی شوند، مسئولیتها مشخص باشد و دولت با جدیت در برابر فساد، قاچاق و رانت بایستد. به گفته او تغییر الگوی مصرف و بهینهسازی استفاده از انرژی برنامهریزی و اقناعسازی میخواهد. اگر برنامهریزیهای مبتنی بر اصول علمی و با اجماع نخبگانی تدوین شده باشد، میتوان برای مردم هم توضیح داد که این سیاستها به نفع خودشان تمام میشود و لذا مردم هم همراهی میکنند.

