صادق ورمرزیار، بازیکن اسبق تیم ملی در گفتوگو با «ایران»:
باید به نسل جدید فوتبال ایران اعتماد کرد
مهری رنجبر/ با نزدیک شدن به موعد نهایی اعلام فهرست ۲۶ نفره تیم ملی فوتبال برای جام جهانی ۲۰۲۶، بحثها درباره ترکیب این تیم بیش از هر زمان دیگری داغ شده است؛ فهرستی که میتواند نهتنها سرنوشت ایران در این رقابت بزرگ، بلکه مسیر آینده فوتبال کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که زمان یک «رنسانس» در تیم ملی فرا رسیده و اعتماد به نسل جوان، دیگر یک انتخاب نیست بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. برای بررسی این موضوع و راهکارهای پیش روی امیر قلعهنویی با صادق ورمزیار، بازیکن اسبق تیم ملی به گفتوگو پرداختیم که در ادامه متن کامل آن را میخوانید.
امروز آخرین فرصت امیر قلعهنویی برای نهایی کردن فهرست ۲۶ نفره تیم ملی جهت حضور در جام جهانی است. به نظر شما ترکیب ایدهآل تیم ملی چه میتواند باشد؟
صحبت درباره ترکیب ایدهآل تیم ملی کار سادهای نیست؛ چرا که برای چنین تحلیلی باید از استراتژی، برنامههای کادر فنی، نوع سیستم بازی و حتی تغییرات احتمالی در طول مسابقات آگاه باشیم. وقتی اطلاعات دقیقی از این موارد در دست نیست، نمیتوان با قاطعیت درباره ترکیب ایدهآل اظهار نظر کرد. برای مثال، باید مشخص باشد که تیم با سیستم ۴-۴-۲ بازی میکند یا ۳-۵-۲. از سوی دیگر، بازیکنانی باید انتخاب شوند که توان جنگندگی، دوندگی بالا و تعصب نسبت به پیراهن تیم ملی را داشته باشند. در شرایطی که میانگین سنی بسیاری از تیمهای حاضر در جام جهانی زیر ۲۵ سال است، بالا بودن میانگین سنی تیم ملی میتواند به یک چالش جدی تبدیل شود. امیدوارم ترکیبی انتخاب شود که هم از نظر فیزیکی توان رقابت داشته باشد و هم برای حضور در جام ملتهای آسیا نیز کارآمد و آیندهدار باشد.
با توجه به مصدومیت روزبه چشمی و غیبت سردار آزمون، کادر فنی تیم ملی چه تدابیری باید اتخاذ کند؟
این دو بازیکن در دو پست متفاوت بازی میکنند؛ یکیهافبک دفاعی است و دیگری مهاجم. در چنین شرایطی، تیم باید تمرکز بیشتری بر افزایش استحکام دفاعی داشته باشد، بهویژه مقابل تیمهایی که در ضدحملات بسیار خطرناک هستند و میتوانند کار را برای ما دشوار کنند.
ترکیب تیم باید بهگونهای چیده شود که ضمن داشتن ساختار دفاعی منسجم، در ضدحملات نیز کارآمد باشد. به بازیکنانی نیاز داریم که بتوانند توپ را بهخوبی از دفاع به حمله منتقل کنند و سرعت انتقال بالایی داشته باشند. در واقع، تقویت خط دفاعی و افزایش بار دفاعی تیم یک ضرورت است؛ به این معنا که تیم باید با رویکردی محتاطانهتر بازی کند و در ادامه به دنبال استفاده از ضدحملات باشد.
تیم ملی برای غیبت روزبه چشمی و جایگزین او باید چه سیستمی را مدنظر داشته باشد؟
این موضوع کاملاً به نوع چیدمان و استراتژی تیم بستگی دارد. اگر تیم با یک هافبک دفاعی بازی کند، بازیکنانی مانند سعید عزتاللهی یا محمد قربانی میتوانند این نقش را ایفا کنند. همچنین امکان استفاده از سیستم دو هافبک دفاعی نیز وجود دارد تا تیم از نظر تدافعی انسجام بیشتری داشته باشد. خوشبختانه در این پست، هم بازیکنان باتجربه و هم گزینههای جوان در اختیار کادر فنی قرار دارند.
آیا غیبت سردار آزمون میتواند خط حمله تیم ملی را تحت تأثیر قرار دهد؟
حضور بازیکنان باتجربه همیشه میتواند عامل دلگرمی برای تیم باشد. در غیاب آنها، بازیکنان جوانتر این فرصت را دارند که تواناییهای خود را نشان دهند و جای خالی بزرگان را پر کنند. واقعیت این است که ما نمیتوانیم همیشه بازیکنانی مانند علی دایی یا مهدیطارمی را در اختیار داشته باشیم؛ بالاخره باید دورهای از تغییر و نوسازی- نوعی رنسانس- در تیم اتفاق بیفتد و به نسل جدید اعتماد شود. هرچند تجربه بسیار ارزشمند است و میتواند تأثیرگذار باشد، اما دادن میدان به سایر بازیکنان نیز یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
آیا استفاده از یک سیستم تدافعی برای تیم ملی ایران میتواند کارآمد باشد؟
هرچه تیم با رویکردی تدافعیتر بازی کند- حتی با استفاده از تک مهاجم- و تمرکز بیشتری روی خط میانی و دفاع داشته باشد، میتواند انسجام دفاعی خود را حفظ کند. برای مثال، در دیداری مانند بازی آرسنال مقابل پاریسنژرمن، آرسنال مالکیت و گردش توپ بالایی نداشت، اما با یک دفاع منسجم و استفاده از ضدحملات موفق به گلزنی شد. وقتی تیمی با اتخاذ یک رویکرد تدافعی به نتیجه میرسد، طبیعی است که ما نیز باید سیستمهایی را در اختیار داشته باشیم که بتوانند دفاع مستحکمی ارائه دهند و از فرصتهای ضدحمله بهره ببرند.
با توجه به اینکه تیم ملی در آخرین بازی تدارکاتی خود به مصاف مالی خواهد رفت و پیشتر نیز با گامبیا بازی کرده بود- در حالی که این تیمها شباهت چندانی به حریفان ایران در مقدماتی جام جهانی ندارند- این دیدارها تا چه اندازه میتوانند مفید باشند؟
اگر هدف، شبیهسازی شرایط مسابقات و رویارویی با حریفان اصلی در مقدماتی جام جهانی باشد، باید گفت که سبک بازی تیمهایی مانند گامبیا و مالی شباهت زیادی به سه حریف اصلی ما ندارد. با این حال، باید شرایط موجود را در نظر گرفت؛ چرا که برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب در این مقطع زمانی کار سادهای نیست. در واقع، کادر فنی میتواند از این دیدارها برای افزایش هماهنگی بین بازیکنان و اجرای سیستمهای مدنظر خود استفاده کند. این مسابقات فرصتی برای تمرین برنامههای تاکتیکی- از جمله نحوه حمله، دفاع و انتقال سریع بین این دو فاز- فراهم میکند؛ برنامههایی که قرار است تیم در جام جهانی به کار بگیرد.
به گفته امیر قلعه نویی ترکیب تیم ملی با نظر کادر پزشکی و فنی تعیین میشود، آیا جدایی دستیاران خارجی و اتکا به مشاوره مربیان داخلی، کار را دشوارتر نمیکند؟
بدون تردید، حضور مربیان باتجربه و میداندیده میتوانست کمک بیشتری به قلعهنویی کند. حتی در تیمهای بزرگ دنیا نیز میبینیم که روی نیمکت مربیانی مانند گواردیولا یا آرتتا، دستیارانی باتجربهتر و پختهتر حضور دارند. این موضوع مصداق همان ضربالمثل است که «به دریا رفته، مصیبتهای طوفان را میداند»؛ یعنی کسی میتواند در شرایط سخت راهگشا باشد که خودش آن موقعیتها را تجربه کرده باشد. درست است که نبود مربیان خارجی یک چالش محسوب میشود، اما در چنین شرایطی بهتر بود قلعهنویی از مربیان داخلی باتجربهتر و کارآزمودهتری بهعنوان دستیار استفاده میکرد تا خلأ موجود تا حدی جبران شود.
امیر قلعهنویی تأکید کرده که شرایط تیم در جام جهانی بسیار دشوار است و مردم باید این موضوع را درک کنند. این دیدگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
قطعاً صحبتهای او منطقی است و واقعیتهای جام جهانی را بیان میکند. با این حال، شاید بهتر باشد خود او نیز بیش از پیش به سختی مسیر پیشرو باور داشته باشد، بهویژه در مسیر صعود به مراحل بالاتر. در چنین شرایطی، اتکا به بازیکنان جوان و آیندهدار میتواند تصمیمی هوشمندانه باشد.
حتی اگر تیم در این رقابتها به نتیجه مطلوب نرسد، حضور جوانان میتواند به کسب تجربه و آمادهسازی آنها برای آینده، بهویژه جام ملتهای آسیا، کمک کند. در این صورت، افکار عمومی نیز پذیرش بیشتری نسبت به نتایج خواهد داشت. اما اگر تیم با ترکیبی از بازیکنان مسن راهی مسابقات شود و نتیجه مطلوبی کسب نکند، در واقع این فرصت ارزشمند نیز از دست رفته است. کادر فنی باید به بازیکنانی میدان بدهد که در سالهای آینده ستونهای اصلی فوتبال ایران باشند، نه آنهایی که در آستانه خداحافظی قرار دارند.
با وجود تمام سختیها، سرمربی تیم ملی همچنان به صعود از مرحله گروهی امیدوار است. آیا واقعاً چنین شانسی برای ایران وجود دارد؟
تیم ملی قطعاً شانس صعود دارد. با توجه به فرمت رقابتها، حتی تیمهای سوم گروهها نیز امکان صعود به مرحله بعد را دارند و رقابت اصلی از جدول ۳۲ تیمی آغاز میشود. از نظر فنی، فوتبال ایران نسبت به تیمی مانند نیوزیلند برتری دارد و در صورت کسب پیروزی مقابل این تیم، میتواند به صعود امیدوار باشد. در واقع، اگر ایران از مرحله مقدماتی عبور نکند، حضورش در جام جهانی چندان ثمربخش نخواهد بود.
آیا پیروزی پرگل مقابل نیوزیلند شرط اصلی صعود ایران محسوب میشود؟
با توجه به اینکه شناخت دقیقی از تیم نیوزیلند وجود ندارد و این تیم نخستین حریف ایران است، کسب یک پیروزی پرگل میتواند در تعیین سرنوشت صعود- بهویژه از طریق تفاضل گل- نقش مهمی داشته باشد. البته همین ناشناخته بودن حریف نیز کار را پیچیدهتر
میکند.
مهمترین استراتژی قلعهنویی برای افزایش شانس صعود تیم در مرحله گروهی چه باید باشد؟
نخستین گام، پیروزی با تمام توان مقابل نیوزیلند است. در دیدار برابر مصر نیز، هرچند با تیمی قدرتمند روبهرو هستیم، اما میتوان امیدوار بود که حداقل امتیاز از این مسابقه کسب شود. اگر تیم بتواند در این دو بازی نتایج قابل قبولی بگیرد، مسیر صعود هموارتر خواهد شد و تیم با اطمینان بیشتری به مرحله بعد راه پیدا میکند.

